طاهره رنجبری پور

طاهره رنجبری پور

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

مقایسه اثربخشی روش تنظیم هیجانی مبتنی بر مدل گراس و تکنیک آرام بخشی عضلانی بنسون بر تاب آوری و خشم در بیماران عروق کرونر قلب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلید واژه ها: تنظیم هیجانی آرام بخشی عضلانی تاب آوری خشم بیماری عروق کرونر قلب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 975 تعداد دانلود : 447
هدف: مقایسه اثربخشی روش تنظیم هیجانی مبتنی بر مدل گراس و تکنیک آرام بخشی عضلانی بنسون بر تاب آوری و خشم در بیماران عروق کرونر قلب می باشد. روش : از نوع نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل کلیه بیماران عروق کرونر قلب بین 30 تا 50 سال مراجعه کننده به مراکز درمانی و مطب های خصوصی پزشکان متخصص قلب و عروق در شهر ایلام در سال 1400 که تعداد 60 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و توزیع تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس های استاندارد تاب آوری و خشم می باشد. یافته ها : نتایج تحلیل واریانس با اندازه های مکرر نشان دهنده اثربخشی آموزش تنظیم هیجانی مبتنی بر مدل گراس در تاب آوری بیماران بوده است، به طوریکه، تمرینات آرام بخش عضلانی بنسون نسبت به آموزش تنظیم هیجانی، میزان تاب  آوری بیماران را افزایش و تاثیر بهتری داشته است. همچنین، تمرینات آرام بخش عضلانی بنسون در کاهش خشم بیماران اثر بخش بود.. نتیجه گیری : با به کار گیری آموزش تنظیم هیجانی و تمرینات آرام بخش عضلانی می توان در جهت ارائه خدمات به بیماران دچار یا دارای سابقه بیماری قلبی وکاهش شدت بیماری گام برداشت.
۲.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نظم جویی شناختی هیجان در مبتلایان به نارسایی قلبی

تعداد بازدید : 136 تعداد دانلود : 371
زمینه و هدف: پیامدهای نارسایی قلبی با ایجاد تجربه موقعیت های تنش زای بیشتر برای مبتلایان و افزایش هیجان های منفی در زمینه بیماری های قلبی عروقی، همراه با بدتر شدن سیر بیماری است و به طور کلی بیماران قلبی نسبت به گروه بهنجار، بیشتر راهبردهای ناسازگارانه و کمتر راهبردهای سازگارانه نظم جویی شناختی هیجان را به کار می گیرند؛ بنابراین، هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نظم جویی شناختی هیجان در مبتلایان به نارسایی قلبی بود . روش پژوهش: طرح این پژوهش، طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون، گروه کنترل و پیگیری سه ماهه است. جامعه آماری شامل مردان ۳۵ تا ۵۵ سال مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان در سال ۱۴۰۰ بودند. برای سه گروه نمونه ۴۵ نفر با روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ۱۵ نفر در گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، ۱۵ نفر در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ۱۵ نفر در گروه گواه جای گذاری شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپنهاون (۲۰۰۱) بود؛ گروه های آزمایش برای ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سگال و همکاران (۲۰۱۳) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و استروهال (۲۰۱۰) قرار گرفتند و داده ها با آمار توصیفی و تحلیل واریانس مختلط اندازه های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه گواه، هر دو مداخله تاثیری معنادار بر کاهش به کارگیری راهبردهای ناسازگارانه و افزایش به کارگیری راهبردهای سازگارانه نظم جویی شناختی هیجان به صورت پایدار در مردان مبتلا به نارسایی قلبی داشتند ؛ همچنین بین تاثیر دو مداخله بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان تفاوت معناداری مشاهده نشد ( 0.05= P ) . نتیجه گیری: با توجه به نتایج، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای کاهش به کارگیری راهبردهای ناسازگارانه و افزایش به کارگیری راهبردهای سازگارانه نظم جویی شناختی هیجان در مردان مبتلا به نارسایی قلبی مناسب هستند و می توان آنها را به عنوان مداخله های مکمل موثر همراه با درمان های پزشکی برای مبتلایان اجرا کرد .
۳.

پیش بینی راهبردهای مقابله با استرس براساس طرح واره های ناسازگار اولیه و هوش معنوی در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: راهبرد مقابله با استرس طرحواره ناسازگارانه اولیه هوش معنوی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 23
هدف این پژوهش پیش بینی راهبردهای مقابله با استرس براساس طرحواره های ناسازگار اولیه و هوش معنوی در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی محدوده سنی 6 تا 18 سال (حدود 900 نفر) مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی شهرستان قزوین در سال 1400-1399 بودند. که از بین آنها به صورت تصادفی خوشه ای 246 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن ( WSQ، 1984) و مقیاس هوش معنوی کینگ (SISRI، 2008)، طرحواره های یانگ فرم کوتاه (YSQ-SF) (2005) (بود. روش تحلیل پژوهش، تحلیل رگرسیون به روش همزمان بود. یافته ها نشان داد که حوزه بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، دیگر جهت مندی، گوش به زنگی بیش از حد و بازداری، محدودیت های مختل با راهبردهای مقابله ای مسئله مدار رابطه منفی و معنادار و با راهبردهای مقابله ای هیجان مدار مثبت و معنادار دارد. همچنین ارتباط هوش معنوی با راهبردهای مقابله ای مسئله مدار مثبت و معنادار و با راهبردهای مقابله ای هیجان مدار منفی و معنادار است. همچینن در مجموع 7/50 واریانس متغیر راهبردهای مقابله ای مسئله مدار و 5/14 واریانس متغیر راهبردهای مقابله ای هیجان مدار توسط متغیرهای پیش بین تبیین می شود (05/0>p). نتیجه گیری می شود که طرح واره ناسازگارانه اولیه، هوش معنوی در پیش بینی راهبردهای مقابله با استرس نقش اساسی دارد.
۴.

اثربخشی طرح واره درمانی بر تفکر ارجاعی و خستگی هیجانی در پرستاران زن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تفکر ارجاعی خستگی هیجانی طرحواره درمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 156
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی طرح واره درمانی بر تفکر ارجاعی و خستگی هیجانی پرستاران زن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه پرستاران زن بیمارستان امام خمینی (ره) شهر تهران در سال 1400 که تعداد کل پرستاران این بیمارستان در زمان انجام پژوهش حاضر 973=n نفر بود. نمونه این پژوهش شامل 40 نفر از این پرستاران بود و به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس، از میان نمونه پژوهش بطور تصادفی 20 نفر در گروه گواه و 20 نفر در دو گروه مداخله (درمان طرح واره درمانی) جایگزین شدند. گروه مداخله طرح واره درمانی را طی 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار دریافت کردند. داده ها با استفاده از مقیاس پرسشنامه تفکر ارجاعی اهرینگ و همکاران (2010، PTQ)، فرسودگی شغلی مسلش و همکاران (1981، MBI) جمع آوری و به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. اثر اصلی گروه برای تفکر ارجاعی (05/0> P، 4/95F=) و خستگی هیجانی (05/0> P، 9/13F=) معنادار هستند؛ یعنی بین دو گروه از نظر میانگین تفکر ارجاعی و خستگی هیجانی تفاوت است در تفکر ارجاعی اثر اصلی سه مرحله اندازه گیری (05/0> P، 5/14F=) و خستگی هیجانی نیز (05/0> P، 37/7F=) معنادار است. به عبارتی بین نمرات دو متغیر در سه مرحله اندازه گیری بین گروه ها تفاوت معناداری وجود دارد.. نتیجه گیری می شود این مداخله تاحد زیادی توانست تفکر ارجاعی و خستگی هیجانی پرستاران را کاهش دهد.
۵.

پیش بینی گرایش به جراحی زیبایی براساس ویژگی های اختلال شخصیت نمایشی و تنظیم شناختی هیجان در بین زنان دارای تحصیلات دانشگاهی

کلید واژه ها: تنظیم شناختی هیجان گرایش به جراحی زیبایی ویژگی های اختلال شخصیت نمایشی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 972 تعداد دانلود : 637
هدف پژوهش حاضر با هدف پیش بینی گرایش به جراحی زیبایی براساس ویژگی های اختلال شخصیت نمایشی و تنظیم شناختی هیجان در بین زنان دارای تحصیلات دانشگاهی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نقطه نظر هدف از نوع کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دختران و زنان تحصیل کرده (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) مراجعه کننده به کلینیک های جراحی زیبایی شهر کرج در سال 1400 بود. نمونه مورد مطالعه به تعداد 200 نفر، براساس فرمول تعیین حجم گرین، بصورت در دسترس انتخاب شد. ابزارهای پژوهش نیز عبارت بودند از، پرسشنامه تمایل جراحی زیبایی هندرسون کینگ (2005)، پرسشنامه سنجش اختلال شخصیت نمایشی زنان، علوی حجازی و همکاران (1397) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کراجی (2002). تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 26 انجام شد. یافته های بدست آمده نشان دادند که ویژگی های اختلال شخصیت نمایشی (به میزان 4/43 درصد) و تنظیم شناختی هیجان (به میزان 2/38 درصد) قادر به پیش بینی گرایش به جراحی زیبایی در زنان داوطلب جراحی زیبایی شهر کرج (با 99 درصد ضریب اطمینان در سطح کمتر از 01/0) می باشند (434/0 = β، 382/0 = β، 01/0 > P). بر اساس یافته های بدست پیشنهاد می گردد تا با ارزیابی روانشناختی در داوطلبان جراحی زیبایی پیش از هر گونه عملی انجام شود با تشخیص فاکتورهای روانشناختی قبل از عمل، با انجام روان درمانی، فرد از تحریف واقعیت خود آگاه شود.
۶.

مقایسه سرسختی روان شناختی، راهبردهای مقابله با استرس و تنظیم شناختی هیجان در زنان مبتلا و غیر مبتلا به بیماری فشارخون

کلید واژه ها: تنظیم شناختی هیجان راهبردهای مقابله با استرس سرسختی روان شناختی فشارخون

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 866 تعداد دانلود : 315
هدف مطالعه حاضر مقایسه سرسختی روان شناختی، راهبردهای مقابله با استرس و تنظیم شناختی هیجان در زنان مبتلا و غیر مبتلا به بیماری فشارخون بود. روش پژوهش به صورت علّی- مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دو گروه زنان مبتلا و غیر مبتلا به بیماری فشارخون شهر کرج در سال 1398 بودند که با روش نمونه گیری هدفمند روی 50 نفر زن مبتلا به فشارخون و 50 نفر غیر مبتلا همتاشده، به لحاظ وضعیت تأهل، تحصیلات و سن انجام شده است. ابزار های به کار گرفته شده شامل پرسشنامه سرسختی روان شناختی لانگ و همکاران (2003)، راهبردهای مقابله با استرس لازاروس و فولکمن (1998) و تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی و همکاران (2002) بوده است. در مطالعه حاضر، از تحلیل واریانس چندمتغیره (مانووا) برای تجزیه وتحلیل اطلاعات استفاده شده است. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که میانگین نمره راهبردهای مقابله با استرس هیجان مدار و تنظیم شناختی هیجان سازش نایافته در زنان مبتلا به فشارخون به طور معناداری بیشتر از زنان غیر مبتلا بود. همچنین میانگین نمره سرسختی روان شناختی، راهبردهای مقابله با استرس هیجان مدار و تنظیم شناختی هیجان سازش یافته در زنان غیر مبتلا به فشارخون به طور معناداری بیشتر از زنان مبتلا بود. بر اساس یافته های این پژوهش می توان بیان کرد که سرسختی روان شناختی، راهبردهای مقابله با استرس و تنظیم شناختی هیجان بر نشانه های بیماری فشارخون و کنترل آن تأثیر می گذارند؛ بنابراین در تدوین برنامه های درمانی توجه به این خصوصیات ضروری به نظر می رسد.
۷.

مدل پیش بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس تاب آوری با در نظر گرفتن نقش میانجی استرس ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بهزیستی روانشناختی تاب آوری استرس ادراک شده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 98 تعداد دانلود : 820
زمینه: بهزیستی روانشناختی به طور گسترده ای به عنوان احساس شادی و نبود فشار روانی در زندگی تعریف می شود و تحقیقات زیادی در زمینه مدل های پیش بینی موجود برای بهزیستی روانشناختی بر اساس تاب آوری انجام گردیده است، اما نقش میانجی استرس ادراک شده بر این فرآیند مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین برازش مدل پیش بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس تاب آوری با در نظر گرفتن نقش میانجی استرس ادراک شده در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش، توصیفی و از نوع توصیفی-همبستگی و روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمام دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی دانشگاه های تهران در سال تحصیلی 1396-97 بودند. تعداد نمونه 382 دانشجو بود که با روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تاب آوری کونور - دیویدسون(2003)، پرسشنامه ی بهزیستی روانشناختی ریف(1989) و پرسشنامه ی استرس ادراک شده ی کوهن(1983) بودند. برای تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد شاخص های برازش مدل پژوهش مورد قبول بودند. نتیجه گیری: متغیر تاب آوری بر بهزیستی روانشناختی هم اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیم(به واسطه ی استرس ادراک شده) داشت (05/0 p< ).
۸.

پیش بینی رضایت از زندگی بر اساس بهزیستی معنوی و مهارت های ارتباطی در والدین کودکان استثنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بهزیستی معنوی مهارت های ارتباطی رضایت از زندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 225 تعداد دانلود : 22
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رضایت از زندگی بر اساس بهزیستی معنوی و مهارت های ارتباطی در والدین کودکان استثنایی انجام شد. روش این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه والدین دارای کودک استثنایی شهرستان هشتگرد و نظرآباد در سال 1396 بود. نمونه گیری این پژوهش به صورت در دسترس بود و تعداد نمونه نیز 100 نفر بود. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985)؛ پرسشنامه سلامت زندگی پولتزیون و الیسون (2005) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی بارتون جی (1990) بود. برای تحلیل آماری داده ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان در سطح معناداری (p<0.05) استفاده گردید. نتایج تحلیل آماری نشان داد که بهزیستی معنوی و مهارت های ارتباطی توانایی پیش بینی رضایت از زندگی را دارند و به طور کلی بهزیستی معنوی و مهارت های ارتباطی 16% از رضایت از زندگی را پیش بینی می کنند. بنابراین بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت، با افزایش بهزیستی معنوی و مهارت های ارتباطی ، رضایت از زندگی نیز در والدین دارای کودک استثنایی افزایش می یابد
۹.

الگوی ساختاری رابطه بین الگوهای ارتباط والد-فرزند و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجیگری سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: الگوی ارتباط والد - فرزند طرحواره های ناسازگار اولیه سبک های دلبستگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 125 تعداد دانلود : 22
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر سبک های دلبستگی در رابطه بین الگوهای ارتباط والد- فرزند با طرحواره های ناسازگار اولیه بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی تمام واحدهای علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 97-1396 به تعداد 196100 نفر بود. به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای دانشکده های ادبیات و علوم انسانی، علوم پایه و فنی مهندسی انتخاب و حجم نمونه به پیشنهاد میشل 1993 و با در نظر گرفتن نسبت 10 تا 20 آزمودنی به ازای هر متغیر و احتمال ریزش 420 نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از مقیاس الگوی ارتباط والد- فرزند باقری (1392)، نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ 1998 و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور (1987) جمع آوری و بعد از حذف 58 پرسشنامه مخدوش و داده پرت، داده ها با روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ساختاری پژوهش برازش مناسبی دارد و تنها سبک دلبستگی دوسوگرا می تواند در سطح 99 درصد اطمینان رابطه بین الگوی ارتباطی آزادی مدار را با طرحواره های حوزه بریدگی و طرد (229/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (241/0 =β)، محدودیت های مختل (150/0 =β)، دیگرجهت مندی (208/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (159/0 =β) و نیز رابطه بین الگوی ارتباطی امنیت مدار را با طرحواره های حوزه بریدگی و طرد (375/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (396/0 =β)، محدودیت های مختل (246/0 =β)، دیگرجهت مندی (340/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (260/0 =β) میانجیگری کند. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج می توان با آموزش الگوهای درست ارتباط والد-فرزند به والدین، مانع شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه و آسیب های ناشی از آن شد.
۱۰.

اثربخشی شیوه درمانی حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد بر روی کم خوابی نوع اول شب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: درمان شناختی- رفتاری حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد کم خوابی اول شب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 132 تعداد دانلود : 811
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شیوه درمانی EMDR که توسط فرانسین شاپیرو (1998) مطرح شده بر روی کم خوابی نوع اول شب، اجرا شده است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از طرح علی مقایسه ای استفاده شد.نمونه شامل 60 نفر بیمار مبتلا به کم خوابی از نوع اول شب، در محدوده سنی 25 تا 50 سال و محدوده تحصیلی دیپلم تا فوق لیسانس از هر دو جنس (30 زن و 30 مرد) بودند. که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور طبقه بندی و تحلیل داده ها از آزمون t تست و کواواریانس استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش EMDR تفاوت معنی دار است که اثربخشی این روش را نشان می دهد. همینطور بین پیش آزمون و پس آزمون در گروه شناختی رفتاری تفاوت معنی داری بدست آمد که اثربخشی روش درمان شناختی رفتاری را در بهبود کم خوابی نشان می دهد. ولی تفاوت بین گروه شناختی رفتاری و EMDR معنی دار نبوده است. یعنی می توان روش درمانیEMDR را بعنوان درمانی با اثر بخشی یکسان با CBT در نظر گرفته شود .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان