ناصر به پور

ناصر به پور

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه رازی کرمانشاه، کرمانشاه، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

آثار یک دوره تمرین هوازی و مصرف خوراکی استویا بر شاخص های گلیسمیک، مقاومت به انسولین و عملکرد سلول های بتای موش های صحرایی دیابتی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۲
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی اثر تمرین هوازی و مصرف عصاره استویا بر شاخص های گلیسمیک، مقاومت به انسولین و عملکرد سلول های بتای موش های صحرایی دیابتی بود. در این مطالعه، 28 ﺳﺮ موش صحرایی ﻧﺮ ﻧﮋاد ویﺴﺘﺎر ﺑﺎ میانگین وزنی 8/15 ± 86/188 ﮔﺮم به ﻃﻮر ﺗﺼﺎدﻓی به چهار گروه (کﻨﺘﺮل دیﺎﺑﺘی، دیﺎﺑﺘی ﺗﻤﺮیﻦ، دیابتی عصاره و دیابتی تمرین همراه با مصرف استویا) تقسیم شدند. ﺗﻤﺮینات هوازی ﺷﺎﻣﻞ دویدن روی نوار گردان، پنج روز در ﻫﻔﺘﻪ به مدت شش ﻫﻔﺘﻪ بود و دریافت عصاره نیز برای همین مدت ادامه یافت. در پایان مداخله ﺳﻄﻮح ﮔﻠﻮکﺰ، اﻧﺴﻮﻟیﻦ سرم برای سنجش شاخص HOMA-IR  و HOMA-β اﻧﺪازه ﮔیﺮی شد. نتایج نشان داد که برنامه تمرینی هوازی و دریافت عصاره استویا سبب کاهش معنادار سطوح گلوکز و افزایش معنادار HOMA-β درگروه های تجربی نسبت به گروه کنترل دیابتی شد ( 0.05 P < ). سطوح مقاومت به انسولین، در گروه های تجربی پایین تر از گروه دیابتی بود؛ اما این تفاوت به لحاظ آماری معنادار نبود( P >0.05 )؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت ﮐﻪ تمرین هوازی و ﻣﺼﺮف ﻋﺼﺎره استویا، هرکدام ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ و ترکیبی می توانند ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﻌﻨادار گلوکز و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﻠﻮل ﻫﺎی ﺑﺘﺎی ﭘﺎﻧﮑﺮاس موش ﻫﺎی صحرایی دﯾﺎﺑﺘﯽ منجر شوند. افزون براین، ﻣﺼﺮف عصاره ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺗﻤﺮﯾﻦ در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﺼﺮف عصاره استویا و تمرین هوازی، ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎیی می توانند تأثیر مضاعفی داشته باشند.
۲.

تأثیر 10 هفته شنای وامانده ساز بر بیان ژن هیستون داستیلاز4 و عامل افزایش دهنده میوسیت2c در بطن چپ موش های نر صحرایی

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۱
تغییرات اپی ژنتیک و تجدید ساختار قلب از مهم ترین سازگاری های تمرینات استقامتی است. هدف مطالعه بررسی میزان بیان ژن هیستون داستیلاز4 و عامل افزایش دهنده مایوسیت2c بطن چپ موش های نر صحرایی در تعامل با شنای وامانده ساز است. بدین منظور 12 سر موش نر نژاد صحرایی با میانگین سنی 1±7 هفته و وزن 25±275 گرم به صورت تصادفی به دو گروه شش تایی کنترل و تمرین تقسیم شدند. پس از اجرای شنای وامانده ساز به مدت سه ساعت در هر جلسه و پنج روز در هفته به مدت ده هفته، بافت بطن چپ قلب آنها جدا شده، سپس بیان ژن به روش Real Time-PCR بررسی شد. داده ها توسط آزمون تی مستقل تحلیل و سطح معنا داری 05/0 P≤ انتخاب شد. نتایج نشان داد که پس از 10 هفته تمرین شنای وامانده ساز در مقایسه با گروه کنترل، میزان ژن هیستون داستیلاز4 افزایش (02/0P=)، اما میزان ژن عامل افزایش دهنده مایوسیت2c کاهش معنا داری (001/0P=) یافت. بنابراین، اجرای 10 هفته شنای شدید وامانده ساز از طریق افزایش فعالیت فاکتورهای رونویسی متصل به هیستون داستیلاز4، به افزایش میزان بیان این ژن منجر شد، و در پی آن بیان ژن عامل افزایش دهنده مایوسیت2c را کاهش داد.
۳.

تأثیر دوازده هفته تمرینات یکپارچه حرکتی شناختی بر عامل نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) سالمندان مبتلا به دمانس

کلید واژه ها: شناختسالمندتعادلدمانستمرینات حرکتی شناختینوروتروفین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر تمرینات یکپارچه حرکتی شناختی بر BDNF سالمندان مبتلا به دمانس بود. بدین منظور، 24 مرد سالمند مبتلا به دمانس (12 نفر گروه تجربی و 12 نفر گروه کنترل) به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. برنامه تمرینی یک دوره دوازده هفته ای (هفته ای سه جلسه تمرین 45 دقیقه ای) تمرینات حرکتی شناختی بود که براساس رهنمودهای کالج آمریکایی طب ورزش (ACSM) اتخاذ شد. پیش و پس از انجام پروتکل تمرینی میزان BDNF و آزمون های عملکردی و شناختی ارزیابی شد. به منظور تحلیل آماری از آنالیز تحلیل واریانس دوعاملی با اندازه های تکراری استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که 12 هفته برنامه تمرین حرکتی شناختی به افزایش سطوح BDNF (001/0=P)، بهبود نتایج آزمون رسیدن عملکردی (005/0=P)، آزمون بلند شدن و رفتن زمان دار (001/0=P)، آزمون تعادلی برگ (001/0=P) و آزمون کوتاه وضعیت ذهنی (015/0P=)، در گروه فعال منجر شد. به طور کلی یافته های مطالعه نشان داد که تمرین یکپارچه حرکتی در آزمودنی های مبتلا به دمانس، سبب افزایش سطوح BNDF می شود که از نظر بالینی این یافته ها اهمیت آمادگی بدنی به عنوان یک عامل پیشگیری کننده از ابتلا به زوال عقل در آینده را تأیید می کند. همچنین این نوع فعالیت، روش تمرینی سودمندی جهت حفظ عملکرد حرکتی و کاهش سرعت کارکردهای ذهنی سالمندان است.
۴.

شناخت، تعادل و گام برداری در سالمندان مبتلا به دمانس: یک رویکرد شناختی حرکتی برای کاهش خطر افتادن

کلید واژه ها: توانبخشیدمانسافتادنتمرینات شناختی حرکتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۹ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف از این پژوهش ارزیابی تأثیر تمرینات شناختی حرکتی در بهبود شناخت، تعادل و گام برداری است که پیش تر به عنوان عوامل خطرزای افتادن معرفی شده اند. مداخله تمرینی با رویکرد شناختی حرکتی به مدت 3 ماه با پیگیری دو ماهه روی 40 سالمند در دو گروه افراد مبتلا به دمانس (20) و افراد دارای وضعیت شناختی طبیعی (20) انجام شد. از این تعداد نیمی مرد و نیم دیگر زن بودند. ارزیابی ها شامل تجزیه و تحلیل عوامل خطرزای افتادن (گام برداری، تعادل و وضعیت شناختی) به علاوه ارزیابی متغیرهای افتادن و شاخص های عملکردی بود. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که آزمودنی های مبتلا به دمانس بهبود معنی داری در پارامترهای مختلف شناخت، تعادل و گام برداری پس از دوره مداخله داشتند که در 2 ماه پیگیری نیز حفظ شد. این بهبودها با کاهش افتادن و ترس از افتادن و نیز عملکرد بهبود یافته در آزمون های برخاستن و حرکت کردن زماندار و دسترسی عملکردی همراه بود (05/0>P). همچنین همبستگی متوسطی بین یکی از پارامترهای تعادل (مسافت نوسان COP در محور AP) با سابقه افتادن برای گروه دمانس مشاهده شد (75/0=r، 05/0>P). یافته ها بیان کننده کاهش معنی داری در خطر افتادن در این قشر آسیب پذیر در نتیجه بهبود عوامل خطرزای افتادن حاصل از مداخله بود. بهبود در این عوامل با تعداد افتادن های کمتر که توسط پرستاران و خود سالمندان گزارش شد همراه بود. این مطالعه می تواند به توسعه یک رویکرد جدید برای پیشگیری و مقابله با خطر افتادن در سالمندان دارای اختلال شناختی کمک کند.
۵.

اثر هشت هفته تمرینات قدرتی بر نوسانات درد گردنی-شانه ای زنان فرشباف

کلید واژه ها: تمرین قدرتیدرد گردنی - شانه ایاختلالات عضلانی - اسکلتیزنان فرشبافنوسانات درد

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی حرکات اصلاحی
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
امروزه اختلالات عضلانی-اسکلتی از جمله شایع ترین عوامل زیان آور محیط های کاری است. ایستگاه های کار غیرارگونومیک و طراحی نامناسب محیط های کار، سبب شده است که کارگران در معرض ریسک فاکتورهای ایجادکننده اختلالات عضلانی-اسکلتی قرار گیرند. به نظر می رسد شیوع این اختلالات در میان فرشبافان سنتی بیش از سایر مشاغل باشد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات قدرتی بر درد گردنی-شانه ای زنان فرشباف است. این پژوهش از نوع مطالعات نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه مورد مطالعه زنان فرشباف 40-30 ساله بودند که 20 نفر از افرادی که شدت درد شدید آنها در مقیاس ارزش گذاری عددی 3 یا بالاتر بود، به طور تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی قرار گرفتند. پس از هشت هفته تمرین قدرتی شدت درد جاری، معمول و شدید دوباره با استفاده از مقیاس ده درجه ای اندازه گیری شد. در مقایسه پیش آزمون و پس آزمون در گروه تجربی، میزان درد شدید، معمول و جاری تفاوت معنا داری داشت. این میزان کاهش 53، 50 و 58 درصد  به ترتیب برای درد شدید، معمول و جاری گزارش شد. اما در گروه کنترل تفاوت معناداری بین مقادیر پیش آزمون و پس آزمون مشاهده نشد. بر پایه یافته های این پژوهش، انجام تمرینات قدرتی ویژه موجب کاهش درد شدید، معمول و جاری می شود.
۶.

مقایسه زوایای ناحیه لومبو ساکرال هنگام ایستادن روی شیب های مختلف در زنان سالم و مبتلا به کمردرد

کلید واژه ها: کمردردثبات ستون فقرات کمریشیب مثبتشیب منفیلومبو ساکرال

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی آسیب شناسی ورزشی
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی حرکات اصلاحی
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۹۳
مطالعه حاضر به بررسی تأثیر شیب های مختلف پاشنه بر زوایای مکانیکی لومبو ساکرال و ثبات آن در افراد مبتلا به کمردرد مکانیکال و افراد سالم می پردازد. این مطالعه مورد – شاهدی، 38 زن (18 نفر مبتلا به کمردرد، 20 نفر سالم) در بیمارستان امام خمینی شهر ساری مطالعه کرد. پس از ثبت اطلاعات دموگرافیک، 3 رادیوگرافی لترال درحالت ایستاده روی شیب های (صفر، 7/3+ و7/3- درجه) برای تعیین زوایای شیب ساکروم، لومبوساکرال، افقی ساکروم و لوردوز سگمنتال و بررسی ثبات کمری تهیه شد. نتایج نشان داد ایستادن روی شیب های مختلف بر زوایای بیومکانیکی ناحیه لومبوساکرال هریک از دو گروه سالم و کمردردی و در مقایسه دو گروه با هم تأثیر معنی داری نداشت(05/0<p). در مبتلایان به کمردرد، ثبات کمری نسبت به افراد سالم کمتر بود و میزان بی ثباتی در مقایسه بین دو گروه، هنگام ایستادن روی شیب منفی ( 009/0P=)، مثبت (023/0P=) و صفر (004/0P=) همچنان معنی دار بود، هرچند اختلاف معنی داری در ثبات کمری دو گروه سالم و کمردردی در زمان ایستادن روی شیب های مختلف دیده نشد(05/0<p). چنین به نظر می رسد که افراد مبتلا به کمردرد، غالباً از بی ثباتی ستون فقرات رنج می برند و این بیماری با استفاده از شیب های مختلف پاشنه جبران نمی شوند
۷.

تأثیر شش هفته تمرین قدرتی بر درد گردنی-شانه ای زنان فرش باف

کلید واژه ها: تمرین قدرتیکاهش دردزنان فرش بافدرد گردنی - شانه ای

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی آسیب شناسی ورزشی
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی حرکات اصلاحی
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۳۹۷
هدفازانجامپژوهشحاضر،بررسیتأثیرششهفتهتمرینقدرتیبردرد غیر ویژةگردنی -شانه ایزنانفرش بافبود. آزمودنی ها،شامل20زن با میانگین سن 2/0±24/29 سال، وزن 6/1±74 کیلوگرم و سابقة کار 3/±2/7 سال بودند که شدت درد گردنی-شانه ای ناشی از کار آن ها در آغاز برنامه سه و بالاتر بود. آن ها به طور تصادفی در دو گروه 10نفرة کنترل و تجربی قرار گرفتند. پژوهش از نوع مطالعات نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود و شدت تظاهرات درد ناحیة گردنی- شانه ای آزمودنی های دو گروه به وسیلة مقیاس ارزش گذاری عددی درد (9-0) ارزیابی گردید. کار تجربی که به شکل انجام تمرینات قدرتی ویژة ناحیة شانه و گردن بود سه جلسه در هفته، هر جلسه 45 دقیقه به مدت شش هفته اجرا شد.عملیات آماری از طریق آمار توصیفی و تی مستقل و همبسته انجام گرفت. در پایان برنامه نتایج آزمون تی همبسته بر کاهش 2/0±8/3 درجه ایدرد (در مقیاس ارزش گذاری عددی) گروه تجربی در پس آزمون دلالت داشتند )05/0>(p. همچنین براساس نتایج آزمون تیمستقل، درد گروه تجربی در پایان کار تجربی، 65/0 ± 2/3 درجه کمتر از درد گروه کنترل بود )05/0 .(p<بر طبق این یافته ها، انجام 18جلسه تمرینات قدرتی ویژة ناحیة گردن و شانه باعث کاهش معنادار درد گردنی-شانه ای در زنان فرش باف می شود.
۸.

آمادگی بدنی زنان کوهنورد و ارتباط آن با عملکرد و موفقیت در صعود به قله مراپیک ( 6654 متر)

کلید واژه ها: ارتفاعکوهنوردیآمادگی بدنیکوه گرفتگی حاد

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی فیزیولوژی ورزشی کاربردی
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۱۸۲
هدف این پژوهش مطالعه ارتباط بین موفقیت در صعود به قله ای بلندتر از 6000 متر و نتایج آزمونهای آمادگی بدنی است که معمولاً از سوی فدراسیون کوهنوردی برای انتخاب افراد اعزامی به ارتفاعات اجرا 34 سال، قد: /4±8/ میشود. در پژوهش حاضر ارتباط بین نتایج این آزمونها در 8 کوهنورد زن (سن: 7 60 کیلوگرم) و موفقیت و عملکرد آنها در صعود به قله 6654 /6±3/ 163/9±5/9 سانتیمتر، جرم بدن: 8 متری مراپیک بررسی شد. یافتهها نشان داد موفقیت در صعود به قله با نتایج آزمونهای آمادگی بدنی شامل آزمون کوپر، پرش جفت، بارفیکس، و دراز نشست و نیز حجم تمرینات هفتگی، سن، جرم بدن، شاخص توده بدنی، و درصد چربی بدن کوهنوردان ارتباط معنیداری نداشت. از طرفی موفقیت در صعود به قله ارتباط معنیداری داشت با عملکرد کوهنوردان در ارتفاع بالاتر از 5000 متر در دو روز پیش از به طور .(p=0/ و همچنین سابقه شبمانی در ارتفاعات بالاتر از 3000 متر ( 002 (p=0/ صعود به قله ( 039 کلی آمادگی بدنی کوهنوردان در ارتفاع نزدیک به سطح دریا نمیتواند تضمین کننده موفقیت و عملکرد آنان در ارتفاعات بلند باشد. تجربه و سابقه صعود و شبمانی در ارتفاعات میتواند ملاک بهتری برای تشخیص موفقیت کوهنوردان در صعودهای آتی باشد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان