علیرضا حیدری

علیرضا حیدری

مدرک تحصیلی: عضو هیئت علمی گروه روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاداسلامی اهواز

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۱ مورد.
۱.

تحلیل نظم اجتماعی در دوره صفوی با تکیه بر نظریه حکومت طبیعی شکننده نورث و همکاران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۷۵
دوره صفویه نقطه عزیمت ایرانیان برای بنیان نهادنِ دولتِ جدید شمرده شده که در آن نخستین حکومتِ مستقلِ ایرانی پس از اسلام تشکیل شد. اگرچه حکومت صفوی به طور نسبی از توانایی ایجاد نظم و کنترل خشونت و رسیدن به درجاتی از رشد و بالندگی برخوردار بود، اما دیری نپایید که نظم و انسجام اجتماعی با بحران ها و چالش های عمیقی روبه رو شد و درنهایت رو به فروپاشی گذارد. این پژوهش می کوشد تا علل و زمینه های این امر را با استناد به شواهد و دلایل احصا شده از متون و منابع تاریخی، با روش تحلیلی و مقایسه ای و با توجه به الگوی حکومت طبیعی نورث و همکارانش واکاوی کند. یافته های پژوهش حاکی است ویژگی های حکومت صفوی در چهار مضمونِ «ناکامی در ائتلاف سازی پایدار»، «شکست در ایجاد تعادل میان نیروهای اجتماعی»، «ساخت شخصی، غیررسمی و یک جانبه قدرت سیاسی» و «اقتصاد سیاسی انحصاری و نقض حقوق مالکیت» با شاخص های اصلی حکومت طبیعی شکننده نورث و همکاران هم خوانی دارد.
۲.

رابطه علّی استرس والدگری و هوش معنوی با بهزیستی روانی از طریق میانجی گری رضایت زناشویی در مادران کودکان استثنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه علّی استرس والدگری و هوش معنوی با بهزیستی روانی از طریق میانجی گری رضایت زناشویی در مادران کودکان استثنایی به روش غیرآزمایشی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مادران کودکان استثنایی شهر بجنورد بود که تعداد 210 نفر از ایشان به روش نمونه گیری در دسترس برای ورود به پژوهش انتخاب شدند. اطلاعات پژوهش با استفاده از پرسش نامه های استرس والدگری، هوش معنوی، بهزیستی روانی و رضایت زناشویی جمع آوری شد و مدل پیشنهادی بااستفاده از روش تحلیل مسیر ارزیابی گردید. همچنین برای آزمون روابط غیرمستقیم از آزمون بوت استراپ استفاده شد. مطابق نتایج، تمام مسیرهای مستقیم به جز مسیر استرس والدگری به بهزیستی روانی، معنادار بود. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق رضایت زناشویی با بهزیستی روانی معنادار بود. براین اساس، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و می تواند الگویی مناسب برای تدوین و طراحی برنامه های پیشگیری از تنیدگی های تجربه شده مادران کودکان استثنایی و افزایش بهزیستی روانی آنها باشد.
۳.

تاثیر آموزش چندحسی فرنالد بر نارساخوانی، اختلال دیکته و سازش یافتگی های رفتاری دانش آموزان ابتدائی مبتلا به اختلال یادگیری شهر اهواز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۵
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش چندحسی فرنالد بر مشکل نارساخوانی، اختلال دیکته و سازش یافتگی های رفتاری دانش آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری شهر اهواز بود. روش: روش پژوهش آزمایشی (طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری در پژوهش حاضر عبارت از کلیه دانش آموزان ابتدایی دارای اختلال یادگیری کلاس اول و دوم ابتدایی مراکز اختلالات یادگیری شهر اهواز در سال 1398 بود. نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز دارای اختلال یادگیری کلاس اول و دوم ابتدایی (15 نفر گروه آزمایش 1 (آموزش چندحسی فرنالد)، و 15 نفر گروه کنترل بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. گروه های آموزش در طی 8 جلسه 45 دقیقه ایی آموزش دریافت کردند. بعد از جلسات آموزش روش چندحسی فرنالد بر روی گروه آزمایش و گروه کنترل، پس آزمون نارساخوانی، اختلال دیکته و سازش یافتگی های رفتاری اجرا شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نارساخوانی وکسلر (1945)، آزمون دیکته نویسی و پرسشنامه سازش یافتگی های رفتاری لامبرت و همکاران (1974) بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و کوواریانس چندمتغیره مانکوا، آنکوا استفاده شد. بافته ها: نتایج نشان داد، آموزش چندحسی فرنالد باعث کاهش نارساخوانی، اختلال دیکته و بهبود سازش یافتگی های رفتاری دانش آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد. نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت روش های آموزش چندحسی فرنالد موجب کاهش نارساخوانی، اختلال دیکته و بهبود سازش یافتگی های رفتاری دانش آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری می شوند و آموزش چندحسی فرنالد روش موثرتری بر کاهش خشم نارساخوانی، اختلال دیکته و بهبود سازش یافتگی های رفتاری دانش آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری است.
۴.

Comparison of the Effectiveness of Fernald’s Multisensory Training and Computer Game Training on Dyslexia in Elementary Students with learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۲
Purpose: The aim of this study was to compare the effectiveness of Fernald’s multisensory training and computer game training on dyslexia in primary school students with learning disabilities in Ahvaz. Methodology: This study was applied in terms of purpose and in an experimental framework (pre-test-post-test design with control group). The statistical population in the present study consisted of all elementary students with learning disabilities in the first and second grade of elementary learning centers in Ahvaz in 2019. The sample consisted of 45 students with learning disabilities in the first and second grade of elementary school. The research instrument included Wexler (1945) dyslexia questionnaire. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance and multivariate covariance of Manqua and ANCOA. Findings: The results of data analysis showed that Fernald’s multisensory training reduced dyslexia in elementary students with learning disabilities in the experimental group (1) compared to the control group and training in the use of computer games reduced the dyslexia in elementary students with learning disabilities in the experimental group (2). In comparison with the control group, it was found that there is a difference between the effectiveness of Fernald’ multisensory training and computer game training on dyslexia of elementary students with learning disabilities and Fernald’s multisensory training compared to computer game training in elementary students with dyslexia. Learning disabilities were more effective. Conclusion: As a result, it can be said that Fernald’s multisensory training methods and computer game training reduce the dyslexia of elementary students with learning disabilities and Fernald’s multisensory training is a more effective method to reduce the dyslexia anger of elementary students with learning disabilities
۵.

مقایسه اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با آموزش تنظیم هیجان بر کاهش هیجان خواهی و خودآسیب رسانی در نوجوانان مستعد اعتیاد ساکن در مراکز شبه خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۲۸۷
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با تنظیم هیجان بر هیجان خواهی و خودآسیب رسانی در نوجوانان مستعد اعتیاد انجام شد. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری بود. تعداد 45 نفر از نوجوانان ساکن در مراکز شبه خانواده اداره بهزیستی شهر تهران با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش تصادفی در قالب دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارش شدند. هر یک از گروه های آزمایش به مدت 8 جلسه آموزش داده شد و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. داده ها با پرسشنامه های آمادگی به اعتیاد وید و بوچر، هیجان خواهی آرنت و خود-آسیب رسانی کلونسکی و گلن جمع آوری شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان در مقایسه با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیر بیشتری بر کاهش هیجان خواهی و خود آسیب رسانی دارد و این تأثیر در دوره پیگیری ماندگار است (05/0>p). بر اساس یافته ها، جهت کاهش مشکلات روان شناختی نوجوانان مستعد اعتیاد از روش های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و آموزش تنظیم هیجان در قالب کارگاه های آموزشی و درمانی استفاده گردد.
۶.

اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی در محیط کار بر فرسودگی شغلی و شادکامی در کارکنان یک سازمان در اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
این پژوهش با هدف اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی در محیط کار بر فرسودگی شغلی  و شادکامی در کارکنان شرکت نفت اهواز انجام شد. طرح پژوهش، تجربی میدانی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهی آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان شرکت نفت اهواز بودند. نمونه تحقیق نیز شامل 30 نفر از کارکنان بودند که بعد از غربال گری اولیه به صورت  تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. جهت اندازه گیری متغیر ها از  پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و پرسشنامه شادکامی آکسفورد استفاده شد. ابتدا هر دو گروه مورد پیش آزمون قرار گرفتند و سپس مداخله آزمایشی بر روی گروه آزمایش به صورت 5 جلسه 6 ساعتی آموزش مهارت های زندگی در محیط کار بر روی کارکنان گروه آزمایش اجرا شد، بعد از آن از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. برای تحلیل داده  ها نیز از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) با استفاده از نرم افزار  SPSS ویراست 21 استفاده شده است. نتایج تحلیل کوورایانس نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون فرسودگی شغلی و شادکامی تفاوت معناداری وجود دارد(0001/0 > p). مقایسه میانگین ها نشان داد اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی در محیط کار باعث کاهش فرسودگی شغلی و افزایش شادکامی در کارکنان شده است.
۷.

کارکرد گفتمانیِ واژه زندیق: ادبیاتِ پهلوی و نوشته های عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۸
در این مقاله، با بهره گیری از رویکردهای مرتبط به تحلیل گفتمان انتقادی، کارکرد واژه «زندیق» در طول زمان مطالعه شده است. ظاهراً این واژه در ادبیات پهلویِ ساسانی، نخستین بار در کتیبه های موبد متعصب زرتشتی، کرتیر، به کار رفته است و به مانویانی اطلاق شد که این موبد، آنان را سرکوب و کشتار می کرد. واژه «زندیق» سپس در ادبیات پهلوی، عربی و فارسی، برای طرد و سرکوب مخالفان عقیدتی به کار برده شد. احتمالاً با تلاش موبدان ساسانی، ارتباط «زند» در واژه «زندیق» با ریشه اوستائیِzan- به معنی «دانستن» پنهان شده بود، که تبیین این نظر تازه، در مقاله حاضر، مبتنی بر تقسیم بندی فوکو (1970) از روش های طرد در گفتمان بوده است. در این تحقیق روشن می گردد که بنابرالگوی سه لایه ایِ فرکلاف (1995) در تحلیل ِ گفتمانی و «بینامتنیت»، با اتکا به متون یک دوره،کارکردِ گفتمانیِ واژه ای چون «زندیق» درک نمی شود. همچنین معلوم خواهد شد که در گذرِ زمان، دامنه طرد با «زندقه»، در گفتمان ها گسترده تر می گردد و رهبران هر گفتمان در کنار پیروان خود، برای کسبِ هژمونی در ایدئولوژی خود، غالباً مخالفانشان را با اتهام «زندقه» طرد می کردند. این مدعا بنابر نظریه گفتمان لاکلائو- موفه (1985) روشن می گردد و نیز مشخص می شود که با عناصر متفاوت، مفاهیمی برای «زندیق» از همان گفتمان فقهیِ عصرساسانی تا دوره های بعدی پدید آمد و معنی و کاربرد «زندیق» از مفسر اوستا به مبدِعِ عاملِ گمراهی، هم ارز با جادوگر در گناه و... دگرگون شد. بدین ترتیب، دلالت های فقه اللغوی، بی یاریِ تحلیل گفتمان انتقادی در فهم «زندیق» و کاربردش، کارساز نیستند.
۸.

رابطه علی بین اهداف پیشرفت با عملکرد تحصیلی از طریق میانجیگری سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۶۷
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه علی بین اهداف پیشرفت با عملکرد تحصیلی از طریق میانجیگری سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر رامهرمز بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه این پژوهش تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم بود، که در سال تحصیلی 97-1396، مشغول به تحصیل بودند. از جامعه مذکور تعداد 302 نفر دانش آموز، به روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای، انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده، شامل مقیاس اهداف پیشرفت میدلتن و میگلی (1997)، مقیاس سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده (1391) و معدل دانش آموزان به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی بود. داده های گردآوری شده با استفاده از روش آماری ماتریس همبستگی و تحلیل مسیر انجام شد. نتایج حاصل نشان داد که هر دو متغیر اهداف پیشرفت (اهداف تبحری، عملکردی و اجتنابی) و سرزندگی تحصیلی اثر مستقیم معناداری (001/0>p) بر عملکرد تحصیلی دارند. هم چنین، نتایج نشان داد که اثر غیرمستقیم تمام مسیرها بر عملکرد تحصیلی از طریق سرزندگی تحصیلی معنادار است (001/0>p). می توان نتیجه گرفت که عملکرد تحصیلی به طور معناداری تحت تأثیر اهداف پیشرفت و سرزندگی تحصیلی است.
۹.

مقایسه توانایی دولتِ ایران و کشور های منتخبِ شرقِ آسیا در سیاست گذاری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
در حالی که سیاست گذاری دولت های منتخب شرق آسیا(کره جنوبی، هنگ کنگ، سنگاپور و تایوان) به عنوان یکی از الگوهای موفق در مقابله با ویروس کرونا مورد تحسین جهانیان قرار گرفت، درباره اقدامات دولت ایران دیدگاه های مختلفی مطرح شد. هدف نوشتار حاضر این است که از چشم انداز مفهوم «توانایی دولت»، به مقایسه این دو نوع سیاست گذاری بپردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که توانایی دولت در ایران و کشورهای منتخب شرق آسیا چه تأثیری در عملکردِ نظامِ سیاست گذاری کروناویروس داشته است؟ از این رو، پس از بررسی رهیافت ها و نظریه های گوناگون در قالب ادبیات نظری، مدل لیندول و تئورل به عنوان معیاری برای سنجش و ارزیابی این سیاست گذاری ها انتخاب شد. یافته ها حاکی است پایین بودنِ درجه توانایی دولتِ ایران در مقایسه با دولت های منتخب شرق آسیا به لحاظ استفاده از ابزارهای سیاستی(اجبارها، مشوق ها و تبلیغات) و نیز به خدمت گرفتن منابع(درآمد، سرمایه انسانی و اطلاعات)، نتایجِ سیاستیِ متفاوتی در سیاست گذاری ویروس کرونا پدید آورد. روش پژوهش، توصیفی، تحلیلی و مقایسه ای است. برای گردآوری داده ها و اطلاعات، از شیوه اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است.
۱۰.

مقایسه اثربخشی درمان ماتریکس و واقعیت درمانی نوین گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب بر تاب آوری و سازگاری اجتماعی در مردان وابسته به مت آمفتامین تحت درمان با داروی بوپرنورفین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف : پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ماتریکس و واقعیت درمانی نوین گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب بر تاب آوری و سازگاری اجتماعی در مردان وابسته به مت آمفتامین تحت درمان با داروی بوپرنورفین انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه گواه بود . جامعه آماری پژوهش را مردان وابسته به مت آمفتامین، تحت درمان نگهدارنده با داروی بوپرنورفین مراجعه کننده خود معرف به مراکز ترک اعتیاد شهر تهران در زمستان 1397 تشکیل می دادند. تعداد 45 نفر از جامعه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت کاملا تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. در هر سه گروه، پرسش نامه های تاب آوری کانر و دیویدسون و سازگاری اجتماعی بل به عنون پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. گروه نخست، در 14 جلسه درمان ماتریکس و گروه دوم، 8 جلسه واقعیت درمانی گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب دریافت کردند. اما گروه سوم مداخله ای نداشتند و فقط تحت درمان نگهدارنده با داروی بوپرنورفین بودند. یافته ها: نتایج نشان داد درمان های ماتریکس و واقعیت درمانی بر تاب آوری و سازگاری اجتماعی بیماران اثربخش بود. همچنین تفاوت اثربخشی دو درمان معنادار بوده و درمان ماتریکس نسبت به واقعیت درمانی در هر دو متغیر اثربخشی بیشتری داشت. نتیجه گیری: با توجه به این که الگوی ماتریکس تلفیقی از برنامه های شناختی-رفتاری، مهارت های مقابله ای، آموزش خانواده و گروه های همیار می باشد، توصیه می شود به صورت گسترده در درمان بیماران وابسته به مت آمفتامین استفاده شود.
۱۲.

معضل دولت سازی و سیاست گذاری آموزش و پرورش در ایرانِ پس از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۰۹ تعداد دانلود : ۲۵۹
سیاست گذاری در آموزش و پرورش از حیاتی ترین حوزه های سیاست گذاری عمومی دولتها شمرده می شود. در جوامع دانش -محور امروزی، آموزش باکیفیت و برابر از حقوق بنیادین شهروندان و از جمله وظایف اساسی دولت مدرن است. دولتها سعی می کنند به این مطالبه و وظیفه در قالب فرایند سیاست گذاری آموزشی پاسخ گویند. البته موفقیت سیاستهای آموزشی، تابعی از ترتیبات نهادی دولت است. تجارب چند دهۀ اخیر دولتهای توسعه گرای شرق آسیا گواهی بر این مدعاست. این در حالی است که نگاهی به عملکرد دولتهای پس از انقلاب در ایران، حکایت از ضعف و ناکارآمدی سیاست گذاری آموزشی دارد. فرایند ناقص دولت سازی در ایران معاصر و استمرار و تداوم و نیز تشدید و تعمیق آن در دورۀ پس از انقلاب موانع جدی در تدوین و اجرای سیاست گذاری آموزش و پرورش پدید آورد. تصمیمات و اقدامات نخبگان سیاسی در جایگاه دولت سازان جدید در پیدایش این نقیصه و مشکل نهادی مؤثر بود. نهاد دولت در چهار دهۀ گذشته به دلیل مشکلات نهادی و ساختاری، توانایی و هنر تبدیل و ادغام سرمایۀ طبیعی به سرمایه های انسانی، اجتماعی و فرهنگی را از دست داد. شاخصهای آموزشی پایین تر از میانگین جهانی و عملکرد ضعیف آموزش و پرورش، برایند آن است. در شرایط فعلی برای نیل به توسعۀ پایدار، دولتمردان و سیاست گذاران کشور ناگزیرند با اصلاح نهادی دولت، امر سیاست گذاری در آموزش و پرورش را در ترجیحات دستور کاری و اولویت فرایند سیاست گذاریهای عمومی قرار دهند. در مجموع، چگونگی اثرگذاری فرایند دولت سازی ایرانِ پس از انقلاب در چارچوب سه متغیر نهادسازی، ائتلاف سازی و تصمیم سازی بر کارکرد سیاست گذاری آموزش و پرورش، موضوع مقالۀ حاضر است.
۱۳.

نقش میانجی گر رضایت زناشویی در رابطه بین تجربیات معنوی با شادکامی دانشجویان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۲۷۲
زمینه: راه رسیدن به شادکامی و خوشبختی روانشناختی در پرتو توجه به ارزش ها و هدف های معنوی، نیازهای بنیادی، معنی دار بودن و هدفمندی زندگی، عشق و علایق دینی و الهی می باشد. به طوری که داشتن تجارب معنوی بر احساس شادکامی بیشتر و افسردگی کمتر ارتباط مؤثری دارد. لذا مسئله تحقیق این است آیا رضایت زناشویی می تواند در این بین تأثیرگذار باشد؟ هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گر رضایت زناشویی در رابطه ی بین تجربیات معنوی و شادکامی بود. روش: روش پژوهش همبستگی بود. جهت انجام این پژوهش تعداد 420 نفر از دانشجویان متأهل مشغول به تحصیل دانشگاه آزاد کرمانشاه با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه ی شادکامی (آرگایل، مارتین و کراسلند، 1989)، تجربیات معنوی (غباری بناب و همکاران، 1384)، رضایت زناشویی (السون، 2000) را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر به دست آمد. یافته ها: با استفاده از روش تحلیل مسیر نتایج نشان دادند بین تجربیات معنوی با شادکامی، رابطه مثبت معنادار وجود داشت (0/001> P ). همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که رضایت زناشویی در رابطه بین تجربیات معنوی و شادکامی نقش میانجی گر ایفا می کنند (0/001> P ). نتیجه گیری: داشتن تجربیات معنوی سبب می شود دانشجویان متأهل روابط زناشویی خود را هدفمند و با معنی تلقی کنند و آن را ارزشمند بدانند و در جهت بهبود آن تلاش کنند و به احساس رضایت مندی زناشویی و متعاقباً شادکامی بیشتری دست یابند.
۱۴.

Comparison of the efficacy of trans-cranial magnetic stimulation and cognitive-behavioral therapy on depression(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۷
Purpose: The aim of this study was to compare the effectiveness of transcranial magnetic stimulation (tms) and cognitive-behavioral therapy (cbt) in patients with depression in Tehran. Methodology: The purpose of the present study is to apply the pre-test and post-test with control group in terms of semi-experimental research method. The study sample consisted of 60 clients with depression who had been diagnosed by the Psychiatric Commission and admitted to psychology clinics in 2015. They were selected by random sampling and were randomly divided into three groups (two experimental and one control group) in each group of 20 persons. . Experimental groups in one group underwent cognitive-behavioral therapy for 12 sessions and the other group underwent transcranial magnetic stimulation for 20 sessions. Control group received no intervention. Data were analyzed using covariance analysis. Findings: The results showed that there was a significant difference between transcranial magnetic stimulation and cognitive-behavioral therapy in reducing depression in clients (P <0.01). Conclusion: Transcranial magnetic stimulation therapy and cognitive-behavioral therapy are effective in reducing depression in patients referred to psychiatric clinics.
۱۵.

مقایسه اثر بخشی گشتالت درمانی و موسیقی درمانی بر اضطراب امتحان و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۴۵۷
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی گشتالت درمانی و موسیقی درمانی بر اضطراب امتحان و بهزیستی تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم می باشد. روش پژوهش، روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر شیراز می باشد. نمونه آماری شامل دو گروه آموزش (هرکدام 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفره) که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و دو گروه آزمایش، گشتالت درمانی و موسیقی درمانی را دریافت کردند. ابزار تحقیق شامل مقیاس اضطراب امتحان فریدمن و مقیاس بهزیستی تحصیلی سالملا آرو و آپادایا بود. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان دهنده تاثیر معنادار گشتالت درمانی و موسیقی درمانی بر اضطراب امتحان (43/20 <strong><em>F=</em></strong> و000/0 <strong><em>P=</em></strong> ) و بهزیستی تحصیلی(47/38 <strong><em>F=</em></strong> و 000/0 <strong><em>P=</em></strong> ) می باشد. همچنین بین گشتالت درمانی و موسیقی درمانی در اضطراب امتحان و بهزیستی تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد(05/0><strong><em>P</em></strong>). با توجه به نتایج به دست آمده یعنی اثر بخشی گشتالت درمانی و موسیقی درمانی بر کاهش اضطراب امتحان و بهبود بهزیستی تحصیلی، نقش درمان های فوق در کاهش اضطراب امتحان و بهبود کارکردهای هیجانی دانش آموز در محیط تحصیلی بیش از پیش آشکار می گردد.
۱۶.

اثربخشی روش گفتاردرمانی، برعلائم روان شناختی و توانمندی های روانی در جوانان مبتلا به لکنت زبان شهرتهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۴۵
زمینه: اختلال های گفتاری ، یکی از مهمترین اختلالات دوران رشد هستندکه یک اختلال ارتباطی با دامنه ای از مشکلات روان شناختی در نظر گرفته می شوند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش گفتار درمانی بر علائم روان شناختی(روابط اجتماعی و اضطراب) و توانمندی های روانی(اعتماد به نفس و خودپنداره) بود. روش: روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش روش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده تمامی جوانان 20 تا40 سال مبتلا به اختلال لکنت زبان ساکن در شهر تهران بود. حجم نمونه 30 نفراست که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. در هرگروه 15 آزمودنی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: یافته ها حاکی بود از اینکه بین میانگین نمرات پس آزمون خودپنداره، حرمت خود، روابط اجتماعی، اضطراب در بین گروه های گفتار درمانی و کنترل تفاوت وجود دارد(0/05 p< ). نتیجه گیری: این بدان معنا است که روش گفتاردرمانی بر خودپنداره، حرمت خود، روابط اجتماعی و اضطراب تأثیر داشته است.
۱۷.

اثربخشی روان درمانی تحلیلی کارکری بر بهبود افسردگی و توانش ارتباطی بیماران مبتلا به اختلال وسواس-ناخودداری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۶۰
زمینه: اختلال وسواس – ناخودداری به واسطه بروز علائم منجر به مشکلاتی در روابط بین فردی افراد مبتلا می شود، که می تواند باعث تشدید و یا عود این بیماری شود . از این رو به نظر می رسد روان درمانی تحلیلی کارکردی با تأکید بر صمیمیت و مشکلات بین فردی، می تواند بر بهبود علائم و پیشگیری از عود مجدد این اختلال مؤثر واقع شود. هدف: هدف پژوهش حاضر اثربخشی این مداخله بر بهبود افسردگی و توانش ارتباطی بیماران مبتلا به اختلال وسواس – ناخودداری بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با گروه آزمایش وگواه بود. از اینرو، تعداد 24 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس، از بین افراد مبتلا به اختلال وسواس – ناخودداری انتخاب و در دو گروه آزمایش وگواه جای گماری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های افسردگی بک (ویرایش- II ، (1996)) و توانش ارتباطی بین فردی (1983) بود. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که اثر گروه آزمایش به صورت معناداری (0/01 p< ) بر افسردگی و توانش ارتباطی تأثیر دارد. نتیجه گیری: این بدان معناست که روان درمانی تحلیلی کارکردی موجب کاهش افسردگی و افزایش توانش ارتباطی افراد مبتلا به وسواس – ناخودداری شد.
۱۸.

بررسی وضعیت بی حوصلگی و عوامل مرتبط با آن در بین دانشجویان پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی قم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۷۹
مقدمه: بیحوصلگی از علل مهم کاهش انگیزه در دانشجویان پزشکی بوده که شناسایی عوامل موثر بر آن امری ضروری است. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی وضعیت بی حوصلگی و عوامل مرتبط با آن در بین دانشجویان پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی قم بود. روش کار: این پژوهش یک مطالعه کاربردی-توصیفی بود که بر روی نمونه ای متشکل از 173 دانشجو انجام گرفت پس از اخذ رضایت از دانشجویان و ثبت اطلاعات دموگرافیک، عامل بی حوصلگی از طریق پرسشنامه فارمر و ساندربرگ، که 65 سوالی بوده، در سه حیطه خانه، دانشگاه و اجتماع، سنجیده شد. داده ها با استفاده از آزمونهای T student وتحلیل واریانس یک طرفه ANOVA مورد تجزیه وتحلیل و مقایسه داده ها قرار گرفت. یافته ها: نتایج مطالعه ما نشان داد که بین وضعیت بی حوصلگی و عامل دانشگاه، عامل خانه و عامل محل زندگی ارتباط معنا داری وجود داشت (05/0 > P ). هم چنین در مطالعه ما مشخص شد که بین وضعیت بی حوصلگی و عامل اجتماع، عامل جنسیت، عامل بومی بودن، عامل وضعیت تاهل، عامل شاغل بودن و عامل فعالیت فیزیکی ارتباط معنا داری وجود نداشته است (05/0 < P ). نتیجه گیری: با توجه به ارتباط بی حوصلگی با عامل دانشگاه، عامل خانه و عامل محل زندگی، لازم است برنامه هایی صورت گیرد تا با آموزش و برگزاری کلاسهایی در جهت افزایش الگوهای مثبت در سه متغیر عامل دانشگاه، عامل خانه و عامل محل زندگی، سبب کاهش نمره بی حوصلگی در دانشجویان شد.
۱۹.

رابطه کمال گرایی، سبک های مقابله ای و عزت نفس با درماندگی روان شناختی دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۳۴۱
زمینه و هدف : در سال های اخیر، شیوع درماندگی روان شناختی به خصوص اضطراب و افسردگی، باعث شده است تا محققان زیادی به مطالعه متغیرهای تعیین کننده و مرتبط با آن بپردازند که از جمله این عوامل می توان به کمال گرایی، عزت نفس و سبک های مقابله ای اشاره نمود. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه کمال گرایی ناسازگار، سبک مقابله ای و عزت نفس با درماندگی روان شناختی در دانشجویان دانشگاه های کرمان بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود و 800 دانشجو به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در آن شرکت نمودند. مشارکت کنندگان مقیاس 28 سؤالی سلامت روانی (28-Mental Health Inventory یا 28-MHI)، پرسش نامه راهبردهای مقابله با استرس (Coping Inventory for Stressful Situation یا CISS)، مقیاس عزت نفس Rosenberg (Rosenberg Self-Esteem Scale یا RSES) و مقیاس چند بعدی کمال گرایی (Multidimensional Perfectionism Scale یا MPS) را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون هم زمان در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: کمال گرایی و سبک مقابله ای هیجان مدار، پیش بینی کننده مثبت و سبک مقابله ای مسأله مدار و عزت نفس نیز پیش بینی کننده منفی درماندگی روان شناختی بود، اما سبک مقابله ای اجتنابی پیش بینی کننده معنی دار درماندگی روان شناختی نبود. نتیجه گیری: کمال گرایی، سبک های مقابله منفی و عزت نفس پایین، افزایش درماندگی روان شناختی را به همراه دارد و با استفاده از سبک های مقابله ای مثبت، عزت نفس بالا و کاهش کمال گرایی، می توان از درماندگی روان شناختی پیشگیری نمود.
۲۰.

The effect of self-determination skills training of on Primary school student’s depression.(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۵۴
Abstract Purpose The purpose of present study was the effect of the training of self – determination skills on depression of primary school students. Methodology: In this study the training of self – determination skills and depression were considered as the in dependent and dependent variables, respectively. The present study was a field test method with pretest – posttest and follow-up with control group. The tool of this study was children’s depression inventory (CD1). The sample consisted of 30 sixth grade primary school girl student with depression (15 in experimental group and 15 in control group) who were enrolled in the 1394 – 95 academic year, who were choose using purposive sampling method and divided into two groups. Experimental and control both groups were taker pretest before the training of self – determination skills, the experimental group were provided self – determination skills and not provided to control group. Immediately after the end of the training course, both groups were taken pretests of depression inventory. Both groups were taken follow-up test about two months after the training course. Findings: The results of covariance analysis suggested that the training of self – determination skills meaningfully reduces the student’s oppression. 13at in the control group who did not receive training there was not any changes in the student’s depression. Conclusion: The result of covariance analysis shows that the training of self – determination skills during the time effects the student’s depression.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان