رضا چهرقانی

رضا چهرقانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

بررسی شیوه های اثرپذیری اقبال لاهوری از شعر حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 861 تعداد دانلود : 872
حافظ شاعری است که بر طیف وسیعی از شاعران هم روزگار و پس از خود، هم در حوزه زبان فارسی و هم در خارج از آن تأثیر داشته و منبع الهام و منشأ خلاقیت کثیری از بزرگان شعر و ادب در سراسر جهان بوده است. در این میان اقبال لاهوری متفکر و شاعر پاکستانی که به اثرپذیری از مولوی شهرت دارد و در اوان جوانی با حافظ و اندیشه های او مخالف بوده، از جمله کسانی است که در میان شاعران شبه قاره، بیشترین اثرپذیری را از شعر حافظ داشته؛ اما تاکنون این موضوع مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته است. با توجه به این مسئله، پژوهش پیشِ رو کوشیده است تا ضمن کشف نمونه های اثرپذیری اقبال از حافظ در دیوان فارسی و اردوی وی، نمونه های استخراج شده را با روش توصیفی-تحلیلی طبقه بندی و بررسی کند. نتایج پژوهش نشان می دهد اثرپذیری شعر اقبال از حافظ، وجوه و اشکال گوناگونی همچون اثرپذیری واژگانی، گزاره ای، گزارشی، تلمیحی، تصویری، ساختاری، الهامی-بنیادی و... دارد و هر دو ساحت صورت و مضمون را دربرمی گیرد.
۲.

مفهوم «ولایت» در آثار فخرالدین عراقی و عبدالغنی نابلسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: عرفان اسلامی سهروردیه نقشبندیه عراقی‌ نابلسی ولایت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 395 تعداد دانلود : 819
مقاله حاضر به بررسی مفهوم «ولایت» در آثار فخرالدین عراقی و عبدالغنی النابلسی به عنوان یکی از عناصر و مؤلفه های مهم و مطرحِ عرفان و تصوف اسلامی می پردازد و هدف از تطبیق آرای آنان، بیان میزان شباهت ها و تفاوت های آن ه است. نتیجه این بررسی تطبیقی مفهوم ولایت در آثار عراقی و نابلسی که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، بیانگر این شباهت اصلی است که در اندیشه عراقی و نابلسی، «ولیّ» به دو معنای «انسان کامل» حقیقی و «پیر و شیخی» است که به مرتبه فنا، مقام عاشقی و شهود دست یافته است. از این نظر، می توان گفت که ولایت در اندیشه نابلسی و عراقی بیشتر بر مدار اندیشه های محیی الدین ابن عربی می گردد و این اشتراک فکری آنان می تواند حاصل شرح آثار ابن عربی به ویژه فصوص الحکم او به وسیله آنان باشد. مهم ترین تفاوت های دو نامبرده و سلسله طریقتی آنان در مفهوم مورد بحث این است که ولایت در آثار عراقی و سهروردیه، «گزینشی و وهبی» از سوی حق تعالی است، اما در نابلسی و نقشبندیه، جنبه «اکتسابی» دارد. از این نظر، عراقی و سهروردیه معتقدند که برای ولایت باید عنایت الهی شامل حال فرد شود و نیز ولایت از منشور خاتم الأنبیاء و انسان کامل خواهد بود، اما در اندیشه نابلسی و نقشبندیه، اولاً هر کسی می تواند به مقام ولایت دست یابد و ثانیاً ولایت خاصه، حاصل تجلی بی واسطه ولایت حق پس از تحقق فنای بنده است.
۳.

بررسی سبک شناختی سطح زبانی افسانه گلریز اثر ضیاء الدّین نخشبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نثر فارسی قرن هشتم افسانه گلریز ضیاءالدین نخشبی سبک شناسی سطح زبانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 186 تعداد دانلود : 828
کتاب «افسانه گلریز» اثر ضیاءالدین نخشبی، شاعر و نویسنده قرن هشتم، اثری عاشقانه است که با تلفیقی از نظم و نثر نوشته شده و وجوهی از فرهنگ عامّه روزگار مؤلف را بازتاب می دهد. باتوجّه به اینکه کتاب یاد شده-برخلاف طوطی نامه اثر دیگر مؤلف- کمتر شناخته شده و مورد مطالعه قرارگرفته است، ضرورت دارد این متن داستانی از زوایای گوناگون از جمله مطالعات سبک شناسانه مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. مقاله پیش رو در پاسخ به این ضرورت کوشیده است، سطح زبانی «افسانه گلریز» را بررسی و ویژگی های آوایی، واژگانی و نحوی این اثر را کشف، استخراج، طبقه بندی و تحلیل نماید. نتایج حاصل از تحقیق که با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته، نشان می دهد که در این متن، انواع فرایندهای واجی به کار رفته است؛ اما فراوانی آن به اندازه متن های قرن های قبل نیست. انواع سجع، تضمین المزدوج، موازنه، انواع جناس، واج آرایی، تکرار و تتابع اضافات با هدف تقویت موسیقی سخن به کار رفته است. در این اثر واژگان حسی فراوانی بیشتری دارد و سبک آن شفاف است. همچنین وجود واژگان مهجور عربی فراوان، تعدادی واژه مهجور فارسی و ترکیب سازی های بدیع از دیگر ویژگی های سبکی افسانه گلریز محسوب می شود. سب ک کتاب هیجان انگیز و عاطفی و بسامد جمله های عطفی فراوان است؛ سخن با شتاب همراه است و نثر ضرباهنگی پویا دارد. جمله ها در این کتاب معمولاً س اده و کوتاه ا ند و جمله های مرکب بسامد کم تری دارند. بیشتر جمله ها وجه اخباری دارند و گاه تقدیم اجزای جمله موجب نشانه دار شدن چیدمان گشته است. فراوانی فعل های ساده و فعل های ماضی، حذف فعل به قرینه و بسامد بالای قید از ویژگی های سبکی اثر است که موجب طولانی شدن جمله ها شده است.
۴.

بازتاب عناصر زبانی فرهنگ عامه ایران و پاکستان در شعر پروین شاکر و سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ادبیات تطبیقی ادبیات عامیانه شعر ایران شعر پاکستان سیمین بهبهانی پروین شاکر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 303 تعداد دانلود : 613
شاعران، از پشتوانه های فرهنگی و تجارب زیسته یا آموخته برای تقویت محتوای شعر خویش سود می جویند. بی تردید فرهنگ و ادبیات عامیانه یکی از پرکاربردترین آبشخورهای معنوی ادبیات رسمی به شمار می رود. آداب و رسوم، سنت های بومی و محلی، باورها و عقاید، مثل ها و کنایات، قصه ها و افسانه ها و غیره عناصر فرهنگ عامه هستند که می توان آن ها را به دو بخش عناصر زبانی و غیر زبانی تقسیم کرد. منظور از عناصر زبانی فرهنگ عامه تعابیر، اصطلاحات، کنایات، دشنام ها، مثلها و متل ها، قصه ها و افسانه ها و هر آنچه که با ابزار زبان خلق شود، می باشد. سیمین بهبهانی بانوی شاعر ایرانی و پروین شاکر بانوی شاعر پاکستانی، از جمله شاعران معاصر شناخته شده در ادبیات فارسی و اردو هستند که در سروده های خویش از پشتوانه ها و عناصر فرهنگ و ادبیات عامیانه تأثیر پذیرفته و آن را در شعر خویش به صورتی هنری بازتاب داده اند. پژوهش پیش رو کوشیده است تا با رویکرد مقایسه ای-تطبیقی و روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع و اسناد مکتوب، عناصر زبانی فرهنگ و ادبیات عامیانه را در شعر دو شاعر یاد شده بررسی، طبقه بندی و تحلیل نماید. یافته های تحقیق نشان می دهد که دو شاعر یاد شده شعر، با عنایت به جنسیّت و نگاه زنانه ی جاری و ساری در آثار ایشان، از عناصر زبانی فرهنگ عامه به شکلی گسترده استفاده کرده اند که با توجه به قرابت ها و پیوندهای تاریخی، مذهبی، فرهنگی و... میان دو جامعه ی ایرانی و پاکستانی و دو زبان فارسی و اردو، فارغ از تفاوت های موجود، شباهت های بسیاری با هم دارند.
۵.

بازخوانی نقش و کارکرد فراخوانی شخصیت های اسطوره ای در شعر پایداری افغانستان (مطالعه موردی اشعار واصف باختری بر اساس نظریه ژرار ژنت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اسطوره ادبیات پایداری شعر معاصر افغانستان واصف باختری بینامتنیت ژرار ژنت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 197 تعداد دانلود : 768
اسطوره مهم ترین تجلی تخیل در زبان و نمادی است روایت مند، تصویری و فرهنگی شده که بخشی از آن به واقعیت هستی شناختی و کیهان شناختی و بخش دیگر به باورهای ملّی مرتبط است. اسطوره ها با ویژگی های تکرارشوندگی، ماهیّتی بینامتنی دارند و به همین دلیل در طول تاریخ در آثار مختلف بازآفرینی می شوند. شاعرانِ پایداری افغانستان با آگاهی از این ظرفیت در بازتاب مسائل مرتبط با مقاومت از جلوه های نمادین اسطوره بهره برده اند. یکی از شاعران پایداری افغانستان که به صورت گسترده از تخیل پایدار و الگوی تکرارشوندگی اسطوره ها سود جسته، واصف باختری است. او با کاربرد زبانی سخته به صورت نمادین و چندسویه به بازآفرینی اسطوره پرداخته و به یاری اساطیر، صدای اعتراض خود را در برابر استبداد سیاسی حاکم و نیروهای متجاوز بلند کرده است. در این جستار به تحلیل اسطوره در اشعار پایداری واصف باختری با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد بینامتنی بر پایه آرای نظری ژرار ژنت پرداخته شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که اغلب اسطوره های بازتاب یافته در شعر پایداری باختری از گونه اساطیر ملّی است که حضور بینامتنی آنها بیشتر به گونه تلمیحی و با بینامتنیّت ضمنی مرتبط است و گاهی به صورت کنایی، نقل قول و ارجاع بینامنتیّت صریح نیز پیوسته است. اسطوره در نظر واصف، ابزاری برای بازاندیشی هویّتی در مخاطبان محسوب می شود. گویا وی می خواهد از ظرفیت های اقناعی اسطوره ها برای ایجاد حس اعتماد به نفس ملّی و تحریک به جنبش اجتماعی علیه استبداد داخلی و تجاوز خارجی بهره گیرد و با طرح اساطیر به تقویت مواضع حماسی و پایداری و تحریک احساسات جمعی بپردازد.  
۶.

سیر بازتاب مضامین و روایات اساطیری حماسی در شعر معاصر افغانستان (از مشروطه تا 1380 خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 72 تعداد دانلود : 291
اسطوره از سازه های فرهنگ بشری و راویتگر سرگذشتی حقیقی با سرشتی غیرعادی است که از کرده های شگفت آور در زمان نامشخصِ آغازین، همانند تجربیات ابرانسانی، بحث می کند. اسطوره فرایند ذهنی تخیلی است که به یاری آثار هنری، به ویژه شعر، بازتولید می شود که خود نیز فرایند ذهنی است و به حیات خود ادامه می دهد. آثار هنری ادبی به یاری این عنصر فرهنگیْ گسترده، ژرف و ماندگار می شوند و بُعد جهانی و جاودانگی می یابند. به همین دلیل عناصر اساطیری در ادوار مختلف شعر فارسی، همیشه با فراز و فرودهایی بازآفریی شده اند. در هیچ دوره ای، مضمون پردازی و تصویرآفرینی شاعران از اساطیر خالی نبوده؛ روح سیال اسطوره همواره در کالبد شعر فاخر فارسی جاری بوده است و شاعران این عنصر فرهنگی را با رویکردهای مختلف بازآفرینی کرده اند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی می کوشد تا سیر بازتولید مضامین و روایت های اساطیری حماسی را در شعر معاصر افغانستان (از مشروطه تا 1380 خورشیدی) بررسی کند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که بازتولید عناصر اساطیری در شعر امروز افغانستان، نه یک تقلید محض، بلکه آفرینشی هدفمند ا ست که شاعران معاصر با استفاده از استعدادهای ادبی خود، به هنرمندانه ترین شکل، روایت ها و شخصیت های اساطیری را با رویدادها و شخصیت های روزگار خود وفق داده و از این طریق، با پیونددادن زمان حال و گذشته، اندیشه های سیاسی و عواطف انسانی خود را مطرح کرده اند.
۷.

بررسی تأثیر جنبش زنان پاکستان در ادبیات زنانه ی اردو(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 371 تعداد دانلود : 215
اردو، زبان ملی پاکستان، میراث ادبی ارزشمندی دارد که زنان در آن سهم عمده داشته اند. پس از ظهور جنبش های زنان در غرب و انتقال آن به آسیایی، پیگیری مطالبات اجتماعی زنان به یکی از دغدغه های اصلی بانوان تحصیل کرده ی پاکستان بدل شد. زنان شاعر و نویسنده ی پاکستانی، با به کارگیری ادبیات برای رسیدن به آرمانهای اجتماعی، آثاری را پدید آوردند که می توان آن ها را ادبیات یا نوشتار زنانه نامید. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، کوشیده تا ضمن تحلیل زمینه های شکل گیری جنبش های زنان و پیوند ادبیات اردو با این جنبش ها، تحولات نوشتار زنانه را در ادوار گوناگون بررسی نماید. نتایج نشان می دهد که در طول تاریخ شبه قاره، زنان بسیاری به خلق و تولید آثار ادبی پرداخته اند؛ اما بازتاب مسائل خاص زنان، بویژه حقوق اجتماعی ایشان، به اواسط قرن نوزدهم بازمی گردد. فعالیت های ادبی برای تولید نوشتار زنانه، پس از استقلال پاکستان، گسترش بیشتری داشته و شاعران و نویسندگان بزرگی همچون: کشور ناهید، فهمیده ریاض، اداجعفری، پروین شاکر را به عالم ادبیات معرفی کرده است.
۸.

تحلیل بینامتنی مضامین و روایات اساطیری- حماسی در شعر پیشگامان رئالیسم سوسیالیستی افغانستان (با تکیه بر نظریه بینامتنیت ژرار ژنت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شعر سوسیالیستی افغانستان مضامین اساطیری - حماسی بینامتنیت ژرار ژنت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 18 تعداد دانلود : 717
شعر رئالیسم سوسیالیستی افغانستان، از نظر کمیت تولید هنری و توجه به مسائل ایدئولوژیک، نوگرایی و تعهد اجتماعی- سوسیالیستی، از پربارترین جریان های شعر فارسی معاصر افغانستان است که شاعران این جریان از گونه های مختلف عناصر تصویرساز، مفاهیم سوسیالیستی و نمادهای فرهنگی شده، با تفاوت بسامد، سود برده اند. نمادهای اساطیری- حماسی، بخشی از مضامین و تصویرهای شعر این جریان است که شاعران برگزیده رئالیسم سوسیالیستی افغانستان این نمادهای روایت دار را در تصویرپردازی و مضمون آفرینی به کار بسته اند. براین اساس، پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی، مبتنی بر آرای بینامتنی ژرار ژنت، روند بازآفرینی روایات و مضامین اساطیری- حماسی را در شعر رئالیسم سوسیالیستی افغانستان با تکیه بر اشعار «سلیمان لایق، بارق شفیعی، دستگیر پنجشیری، اسدالله حبیب و عظیم شهبال» بررسی و تحلیل می کند. یافته های این جستار نشان می دهد که شاعران شعر سوسیالیستی افغانستان، مضامین و روایات اساطیری- حماسی را اغلب به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک، به صورت تلمیحی، اشاری، کنایی و تشبیهی بینامتنیت ضمنی و ارجاعِ بینامتنیت صریح بازنویسی کرده و از ظرفیت محتوایی و زیبایی شناختی اساطیر در بازتاب اندیشه های سیاسی- اجتماعی خود بهره برده اند.
۹.

پرندگان اساطیری، سمبولیسم عرفانی و محیط زیست با تکیه بر شعر عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پرندگان اساطیری رمز عرفان محیط زیست

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 477 تعداد دانلود : 745
زبان عرفان زبانی سمبولیک است. عرفا برای بیان تجربه ها و اندیشه های خویش از نمادهای طبیعی بیش از دیگر نمادها بهره برده اند. «سیمرغ» و «هما» دو نماد طبیعی هستند که به اسطوره ها راه یافته و از آنجا نیز به ادب عرفانی فارسی منتقل شده اند. پرنده «عنقا» نیز از افسانه های عرب جاهلی به ادب عرفانی فارسی ورود کرده است. این پرندگان در گذر از متون اساطیری و حماسی به عالم عرفان، دچار تحولات فراوانی شده اند. آن ها در زبان عرفان کارکردهای بیشتری داشته و به عنوان نماد، معانی مختلفی را برمی تابند. جستار پیش رو بر آن است تا به شیوه تحلیلی توصیفی، کارکردهای این پرندگان را در بیان کلان اندیشه های عرفانی، با تکیه بر اشعار برجسته عرفانی فارسی واکاوی کند. نتیجه تحقیق نشان می دهد که اولاً دو پرنده سیمرغ و هما دو پرنده طبیعی و زمینی هستند که جنبه اساطیری پیدا کرده اند؛ ثانیاً به رغم اینکه سه پرنده سیمرغ، هما و عنقا در شعر عرفانی، سمبلی برای بیان حقیقتی والاتر بوده و اغلب به جای هم به کار رفته اند، تفاوت های آشکاری دارند؛ ثالثاً کاربرد سمبلیک پرندگان با رویکرد زیست محیطی از سه منظر زبان، اندیشه و اخلاق قابل بررسی است که طرح این موضوع می تواند در دگرگونی زیرساخت های اندیشگی جامعه نسبت به محیط زیست تأثیرگذار باشد.
۱۰.

تحلیل تطبیقی نقد نظام اجتماعی مردسالار در شعر سیمین بهبهانی و فهمیده ریاض(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ادبیات تطبیقی جامعه شناسی ادبیات شعر زنانه مردسالاری سیمین بهبهانی فهمیده ریاض

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 893 تعداد دانلود : 383
بسیاری از اندیشمندان و روشنفکران، ریشه عقب ماندگی و مشکلات زنان را در نظام اجتماعی مردسالار دانسته اند. لذا سال ها قبل جنبش آزادی زنان در ایران و پاکستان شکل گرفت که یکی از هدف های آن مبارزه با نظام اجتماعی مردسالار بوده است. در این میان زنان اهل قلم به مقوله ی تبعیض و بی عدالتی نسبت به زن واکنش نشان داده و آثاری را با این مضمون پدید آورده اند. سیمین بهبهانی شاعر ایرانی و فهمیده ریاض شاعر پاکستانی درونمایه ی نقد نظام اجتماعی مردسالار و بیان مشکلات زنان در این جوامع را در اشعار خویش دستمایه ی مضمون سازی قرارداده اند. در اشعار زنانه ی دو شاعر یاد شده، مشکلات و مسایل زنان و انتقاد از نظام اجتماعی مردسالار با بسامدی قابل توجّه بازتاب یافته است لذا در این پژوهش بازتاب موضوع یادشده در شعر دو شاعر ایرانی و پاکستانی به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی با بهره گیری از برخی اصول و آموزه های جامعه شناسی ادبیات واکاوی و تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که انتقاد از نظام اجتماعی مردسالار یکی از گفتمان های اصلی شعر سیمین بهبهانی و فهمیده ریاض است که در قالب مضامینی؛ همچون سلب آزادی های اجتماعی، ازدواج اجباری، جواز چندهمسری مردان و ... بازتاب یافته و به تصویر کشیده شده است؛ با این تفاوت که نقد های اجتماعی سیمین بهبهانی آمیخته با نوعی رمانتیسم، احساساساتی و سطحی؛ اما انتقادات فهمیده ریاض عمیق، متفکرانه، تند و همراه با دلالت های آشکار وپنهان سیاسی است.
۱۱.

بررسی سنّت ادبی «استقبال» در دیوان واصل کابلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شعر افغانستان بینامتنیت ادبی واصل کابلی حافظ شیرازی استقبال

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 197 تعداد دانلود : 169
نهضت بازگشت ادبی که در واکنش به انحطاط سبک هندی در اصفهان آغاز و در سراسر ایران گسترده شد، تأثیری در ادبیات افغانستان نداشت و شاعران افغانستان بدون توجه به آن، به سرودن شعر در سبک هندی و طرز بیدل دهلوی ادامه دادند. در میان موج مستمرّ بیدل گرایی در افغانستان، واصل کابلی (1244-1309ق) از شاعرانی است که به شعر شاعران پیش از سبک هندی نیز توجه داشته و در سرودن اشعار خویش به استقبال از شاعران قدیم به ویژه حافظ رفته است. اثرپذیری واصل از شاعران پیشین، اگرچه هردو ساحت صورت و محتوا را دربر می گیرد؛ در ساحت صورت به ویژه ازمنظر وزن و قافیه و ردیف چشمگیرتر بوده است. ازاین رو پژوهش پیشِ رو با اتکا به نظریه بینامتنیت و با تکیه بر داده های آماری و استفاده از روش توصیفی-تحلیلی کوشیده است موارد اثرپذیری شکلی واصل کابلی از شاعران پیش از خود را بررسی کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد واصل کابلی ضمن استقبال گاه به گاه از طیف گسترده ای از شاعران پیش از خود، به گونه ای نظام مند از حافظ تقلید کرده است؛ چنانکه حدود 50درصد از اشعار برجای مانده از واصل کابلی در استقبال از حافظ شیرازی سروده شده است. مجموعاً 62 غزل، 33 مرثیه، 3 قصیده، 2 مثنوی و 5 قطعه و مفرد وجود دارد که از این تعداد، 32 غزل و یک قصیده را در استقبال از شعر حافظ سروده است. واصل کابلی بعد از حافظ، بیشترین توجه را به غزلیات مولوی نشان داده و 6 غزل از غزلیات دیوان شمس تبریزی را استقبال کرده و در مرتبه بعد از مولوی، به استقبال اشعار بیدل دهلوی توجه کرده است. واصل کابلی 42درصد از کلمات قافیه موجود در غزل های استقبال شده از حافظ را عیناً به شعر خویش راه داده و قریب 58درصد از کلمات قافیه در اشعار وی مختص خود واصل بوده که با عنایت به نقش قافیه در مضمون پردازی، نشان دهنده تنوع بیشتر مضامین در شعر واصل کابلی است. نکته مهم دیگر این است که واصل در استقبال از یک شعر، گاه دو شعر سروده است که نمونه های آن را می توان در استقبال از شعر مولانا و حافظ و قدسی مشهدی مشاهده کرد. مهم تر اینکه گاهی شعر شاعری را با واسطه شاعری دیگر استقبال کرده است؛ مانند نمونه ای که در استقبال از مولوی و امیرخسرو دهلوی دیده می شود. گفتنی است که تأثیرپذیری واصل کابلی از حافظ و سایر شاعران یادشده تنها در مقوله استقبال(اثرپذیری در وزن و قافیه) خلاصه نمی شود و چنانکه در تحلیل استقبال از نخستین غزل دیوان حافظ بحث شد، تمامی حوزه های شکلی اعم از موسیقی، زبان، صورخیال و ...) و همچنین همه ساحت های معنایی را دربر می گیرد.
۱۲.

زبان و ادب فارسی، بستر نواندیشی و تجدد در تاجیکستان

نویسنده:
تعداد بازدید : 860 تعداد دانلود : 101
بیداری، نواندیشی و تجدد خواهی در کشور تاجیکستان تحت تأثیر آراء احمد مخدوم دانش(1828-1897م) و کتاب نوادرالواقایع او، با جنبش معارف پروری آغاز شده، تا امروز ادوار گوناگونی را پشت سر گذاشته و رویکردهای مختلفی؛ همچون نواندیشی دینی، سکولار، مارکسیستی، ملی گرا و ... داشته است. در تمامی ادوار یاد شده زبان و ادبیات فارسی به مثابه محمل یا زمینه ای برای تکوین تجددطلبی، نواندیشی و موضوعات مرتبط با آن یا ابزاری برای انتقال مفاهیم و آراء نواندیشان این سامان به کارگرفته شده و حتی در برخی مقاطع تاریخی، مقوله زبان، خط یا ادبیات فارسی/ تاجیکی فی نفسه به عنوان عنصری هویت بخش برای روشنفکران تاجیکستان موضوعیت یافته است. با عنایت به این موضوع، پژوهش پیش رو با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، کوشیده است تا مسأله نقش و تأثیر زبان و ادبیات فارسی در شکل گیری و استمرار نواندیشی و تجدد یا دگرگونی و تطور آن در تاجیکستان را بررسی و تحلیل نماید. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که زبان و ادبیات فارسی در ارتباط با جریان نواندیشی و تجدد در این کشور و استمرار تاریخی آن، گاه طریقیت و گاه موضوعیت یافته است؛ به گونه ای که در دوران معارف پروری بیشتر آثار روشنفکران و آرمان های تجددخواهانه ایشان در ژانرها و قالب های ادبی عرضه شده اند. افزون بر این در ادوار بعد و در تقابل با ظهور و قدرت یافتن پان ترکیسم و نادیده انگاشتن هویت و حضور تاریخی تاجیکان در فرارود یا در ماجرای تغییر خط فارسی به روسی یا سیرلیک، مقوله زبان مادری و ادبیات فارسی و حفظ نوامیس زبانی و مواریث ادبی، خود؛ همچون آرمانی مقدس به دغدغه اصلی روشنفکران تاجیک در مبارزه اجتماعی ایشان بدل شده است.
۱۳.

زبان و ادب فارسی، بستر نواندیشی و تجدد در تاجیکستان

نویسنده:
تعداد بازدید : 331 تعداد دانلود : 845
بیداری، نواندیشی و تجدد‏خواهی در کشور تاجیکستان تحت تأثیر آراء احمد مخدوم دانش(1828-1897م) و کتاب نوادرالواقایع او، با جنبش معارف‏پروری آغاز شده، تا امروز ادوار گوناگونی را پشت سر گذاشته و رویکردهای مختلفی؛ همچون نواندیشی دینی، سکولار، مارکسیستی، ملی‏گرا و ... داشته است. در تمامی ادوار یاد شده زبان و ادبیات فارسی به مثابه محمل یا زمینه‏ای برای تکوین تجددطلبی، نواندیشی و موضوعات مرتبط با آن یا ابزاری برای انتقال مفاهیم و آراء نواندیشان این سامان به کارگرفته شده و حتی در برخی مقاطع تاریخی، مقولۀ زبان، خط یا ادبیات فارسی/ تاجیکی فی نفسه به عنوان عنصری هویت‏بخش برای روشنفکران تاجیکستان موضوعیت یافته است. با عنایت به این موضوع، پژوهش ‏پیش رو با بهره‏گیری از روش توصیفی-تحلیلی، کوشیده است تا مسألۀ نقش و تأثیر زبان و ادبیات فارسی در شکل‏گیری و استمرار نواندیشی و تجدد یا دگرگونی و تطور آن در تاجیکستان را بررسی و تحلیل نماید. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‏دهد که زبان و ادبیات فارسی در ارتباط با جریان نواندیشی و تجدد در این کشور و استمرار تاریخی آن، گاه طریقیت و گاه موضوعیت یافته است؛ به گونه‏ای که در دوران معارف‏پروری بیشتر آثار روشنفکران و آرمان‏های تجددخواهانۀ ایشان در ژانرها و قالب‏های ادبی عرضه شده‏اند. افزون بر این در ادوار بعد و در تقابل با ظهور و قدرت یافتن پان‏ترکیسم و نادیده انگاشتن هویت و حضور تاریخی تاجیکان در فرارود یا در ماجرای تغییر خط فارسی به روسی یا سیرلیک، مقولۀ زبان مادری و ادبیات فارسی و حفظ نوامیس زبانی و مواریث ادبی، خود؛ همچون آرمانی مقدس به دغدغۀ اصلی روشنفکران تاجیک در مبارزۀ اجتماعی ایشان بدل شده است.
۱۴.

تحلیل بینامتنی تلمیحات در شعر محمّدکاظم کاظمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تلمیح بینامتنیت شعر مقاومت افغانستان محمدکاظم کاظمی ژولیا کریستوا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 91 تعداد دانلود : 852
مطالعات بینامتنی یکی از رویکردهای مهمّ در پژوهش های ادبی معاصر شناخته می شود. طبق نظریه بینامتنیّت ، هر متن ادبی، بازخوانش و زایشی از آثار ادبی پیشین یا معاصر با خود است. با عنایت به این تعریف، می توان تلمیح را یکی از مصادیق بارز بینامتنیّت تلقّی کرد. یکی از شاعرانی که به صورت گسترده از این آرایه در شعر خود استفاده کرده، محمّدکاظم کاظمی شاعر پرآوازه مقاومت افغانستان است که در این پژوهش شیوه های کاربرد تلمیح در اشعار او با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده است. چنانکه نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد، تلمیحات شعر کاظمی غالباً در پیوند با موضوع ها و متون دینی از قبیل قرآن، حدیث، تاریخ اسلام، قصص انبیاء و ... شکل گرفته و روابط بینامتنی بر مبنای قواعد سه گانه کریستوا میان متن حاضر و غایب، به صورت نفی جزئی، نفی متوازی و نفی کلّی بروز یافته است که در این میان نفی جزئی در اشعار کاظمی از بسامد بیشتری برخوردار است.  
۱۵.

ادوار شعر فارسی در افغانستان (از مشروطة اول تا سقوط سلطنت آل یحیی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ادوار شعر شعر معاصر فارسی افغانستان جریان شناسی شعر شعر مشروطیت رمانتیسم شعر پایداری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 448 تعداد دانلود : 660
نقطة آغاز تحولات ادبی در افغانستان معاصر ، جنبش مشروطه خواهی است. شعر مشروطیت، به عنوان نخستین جریان شعر معاصر، دگرگونی عمیقی در مضمون و زبان شعر افغانستان به وجود آورد که می توانست زمینه ساز تحولات بیشتر و ظهور جریان های دیگر در شعر افغانستان باشد؛ اما شکست جنبش و بازگشت استبداد مانع از تحقق این امر گردید. پس از مشروطیت در افغانستان جریان شعر رمانتیک شکل گرفت و در سالهای پایانی حکومت آل یحیی جریان شعر مقاومت با دو شعبة شعر مقاومت سوسیالیستی و شعر مقاومت اسلامی پدید آمد. این مقاله کوشیده است ضمن واکاوی عوامل سیاسی- اجتماعی مؤثر در تحولات شعر معاصر افغانستان، جریان های شعر افغانستان را از آغاز جنبش مشروطه خواهی تا سقوط سلطنت ظاهرشاه، با روش توصیفی- تحلیلی بررسی نماید. یافته های پژوهش، نشان می دهد؛ بعد از شکست جنبش مشروطیت در افغانستان، شاعران در پیلة فردیت خود فرورفته، به مضامین تغزّلی پیش از مشروطه رجعت کردند و تنها جریان شعری فراگیر تا دهة پنجاه در این کشور، رمانتیسمی برخاسته از بی عملی دوران استبداد است که از نظر صورت و سیرت به شدت تحت تأثیر اشعار شاعران رمانتیک در ایران قرار دارد. جریان های شعری دیگر؛ نظیر رئالیسم سوسیالیستی، شعر مقاومت اسلامی و شعر آوانگارد از اواخر دهة چهل و اوایل دهة پنجاه به تدریج در افغانستان شکل گرفته است.
۱۶.

ادبیات پایداری در ایران بازشناسی مؤلّفه ها، فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ادبیات پایداری ادبیات دفاع مقدس ادبیات انقلاب اسلامی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 47 تعداد دانلود : 749
با آنکه ریشه های ادبیات پایداری در ایران به پیش از اسلام بازمی گردد، آثار تولید شده در این زمینه در دوران معاصر؛ از نظر کثرت، کیفیّت و اقبال مخاطبان، قابل مقایسه با ادوار پیشین نیست. از این رو ضرورت دارد ادبیات پایداری به عنوان بخش مهمّی از ادبیات امروز ایران بررسی شده، مؤلّفه ها، فرصت ها و چالش های پیش روی آن بازشناسی شود. لذا این پژوهش ضمن واکاوی مؤلّفه ها و ارائة تعریفی جامع و مانع از ادبیات پایداری و طبقه بندی انواع مختلف و متفاوت آن، می کوشد مهم ترین فرصت ها و چالش های این شاخه از ادبیات در ایران را، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی مورد بازشناسی، بررسی و تحلیل قرار دهد. بر اساس یافته های این تحقیق، مؤلّفة اصلی ادبیات پایداری- به منزلة یک مقولة ماهیّتاً مضمونی- توجّه به عنصر «ستیز با» یا «تاب آوری در برابرِ» هر نوع اعمال قدرت نامشروع؛ لوازم و عوارض آن است. مهم ترین چالش های ادبیات پایداری نیز، تشتّت در تعریف، فقدان نظریّه پردازی، شعاری، سفارشی و دولتی شدن و مهم ترین فرصت های آن، هم سویی بدنة اصلی ادبیات پایداری با گفتمان انقلاب و سیاست های کلان نظام، حمایت های مادی و معنوی نهادهای حاکمیتی، برخورداری از پشتوانه های فرهنگی چندین هزارساله؛ اعمّ از اساطیر، تاریخ پر از جنگ و استبداد و همچنین مذهب انقلابی تشیّع است.
۱۷.

تحلیل جلوه های مقاومت در ادبیات عامیانة کشورهای فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: ایران افغانستان تاجیکستان ادبیات عامیانه ادبیات مقاومت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات فولکلور و عامیانه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی ادب جنگ و مقاومت
تعداد بازدید : 613 تعداد دانلود : 711
هر چند نظریه پردازی درباره ادبیات مقاومت سابقه چندانی ندارد و از اوایل قرن بیستم و اواخر قرن نوزدهم میلادی فراتر نمی رود، مروری بر ادبیات ملل مختلف نشان می دهد که مضامین پایداری همواره در ادبیات رسمی و عامیانة بسیاری از اقوام و ملت ها حضور داشته است. علی رغم این سابقه و پیشینة تاریخی، تاکنون پژوهش جامع، جدّی و مستقلّی برای بررسی درون مایه های مقاومت در ادبیات شفاهی ملل مسلمان صورت نگرفته و این موضوع حتّی در سال های اخیر که پژوهش درباره ادبیات پایداری رونق و رواجی دارد، مغفول مانده است. بنا بر ضرورت یادشده، این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی کوشیده است، مقولة پایداری را در ادبیات عامیانة سه کشورِ فارسی زبانِ ایران، تاجیکستان و افغانستان- که حکومت های خودکامه و جنگ های خانگی و خارجی بسیاری را تجربه کرده اند- بررسی نماید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در زبان فارسی، شعر مقاومت در دامان شعر عامیانه متولّد شده و ادبیات عامّه که به دلیل گستردگی دایرة مخاطبان و نفوذ در توده های مردم با غایت های شعر مقاومت سازگاری زیادی دارد، در همة دوره ها یکی از بسترهای اصلی تولید مضامین مقاومت بوده است.
۱۸.

بازتاب عناصر اقلیمی در رمان تنگسیر

نویسنده:
تعداد بازدید : 329 تعداد دانلود : 178
رمان معروف تنگسیر، اثر صادق چوبک- داستان نویس پرآوازه ایرانی- را میتوان در زمره آثار مکتب داستان نویسی جنوب طبقه بندی کرد. آشنایی عمیق چوبک با فرهنگ ساکنان سواحل خلیج-فارس و بهره گیری وی از عناصر اقلیمی و بومی سرزمینهای جنوبی ایران، پرداخت توصیفی و روایی داستان تنگسیر را قابل تامل و بررسی ساخته است. این پژوهش میکوشد، عناصری همچون عقاید و باورها، خلقیات، لهجه و گویش و نیز آیینهای مردم استان بوشهر را در کنار تاریخ و جغرافیای طبیعی و انسانی این منطقه (که در رمان تنگسیر بازتابی داستانی یافته است) با روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار دهد. نتایج حاصل از این پژوهش، علاوه بر اینکه از آگاهی و تسلط عمیق نویسنده بر جنبه های گوناگون تاریخ، جغرافیا و فرهنگ ساکنان تنگستان بوشهر حکایت میکند، لایه های پیدا و پنهان روحیات و اعتقادات مردم جنوب را (که آزادگی و ستم ستیزی، نوع دوستی و خانواده دوستی، علاقه به طبیعت و محیط زیست، وجه بارز آن است) از دریچه نگاه یک روایتگر واقع گرا عیان میسازد.
۱۹.

خلیل الله خلیلی؛ شاعر بیداری و پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شعر مقاومت بیداری اسلامی شعر افغانستان خلیل الله خلیلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 667 تعداد دانلود : 98
خلیل الله خلیلی مشهورترین شاعر معاصر افغانستان است. شعر او درون مایه های متنوعی دارد، اما مضامین مرتبط با بیداری و پایداری در آثار خلیلی از جایگاه درخور توجهی برخوردار است. مضامینی همچون آرمان فلسطین، انترناسیونالیسم اسلامی، آزادی خواهی، استعمارستیزی، و دعوت مسلمانان به اتحاد و پرهیز از تفرقه در حوزة شعر بیداری و درون مایه هایی همچون نفی استبداد و سلطة بیگانگان، ستایش مجاهدان و رزمندگان، شرح مصائب و مشکلات جنگ، و بیان دشواری های مهاجرت و غربت در زمرة مضامین پایداریِ شعر خلیلی قرار می گیرند. این مقاله، ضمن تبیین زمینه های شکل گیری مضامین بیداری و پایداری در آثار خلیل الله خلیلی، به تحلیل نمونه هایی از این اشعار می پردازد.
۲۰.

بازگشت ادبی در شعر فارسی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بیدل گرایی بازگشت ادبی شعر افغانستان شعر مشروطیت افغانستان جنگ نامه سرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 165 تعداد دانلود : 365
نهضت بازگشت ادبی در نیمه دوم قرن دوازدهم به همّت و اشارت شاعرانی از قبیل مشتاق (ف 1165ق) و شعله اصفهانی (ف1160ق) پدید آمد. انگیزه بنیانگذاران نهضت بازگشت، احیای شعر فارسی و نجات دادن آن از انحطاط و ابتذال سبک هندی بود . با این همه، پیشنهاد سخنوران اصفهان تنها در ایران مورد استقبال واقع شد و در سایر حوزه­های زبان و ادبیات فارسی نظیر هند، افغانستان و سرزمین­های فرارود اقبالی نیافت؛ امّا حرکتی شبیه به بازگشت ادبی پس از شکست جنبش مشروطه خواهی در افغانستان، در این کشور روی داد که باعث شد تا درونمایه و مضامین شعری که تحت تأثیر مشروطه خواهی به سمت نوگرایی رفته بود، دوباره به حال و هوای سبک هندی رجعت نماید. این پژوهش می­کوشد، ضمن تشریح فضای کلی شعر و شاعری در افغانستان، مقارن با ظهور نهضت بازگشت ادبی، دلایل عدم اقبال به جریان بازگشت ادبی در این کشور را مورد بررسی قرار دهد و زمینه های سیاسی- اجتماعی رجعت به سبک هندی، پس از شکست مشروطیت در افغانستان را تبیین نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان