حسین حسین پور آلاشتی

حسین حسین پور آلاشتی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۲.

نگاهی به تغییر کارکرد و ساختار برخی از اساطیر در اشعار م. سرشک (بنا بر تفکر اومانیستی شاعر)

کلید واژه ها: اومانیسم اسطوره شفیعی کدکنی شعر معاصر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۴
گر چه از عصر جهان بینی اسطوره ای یعنی عصری که انسان می خواست با نیروی خیال و به زبان اسطوره، خود و جهان را تبیین کند، قرن ها گذشته است؛ اما انسان هرگز نتوانسته است، از جاذبه جادویی اسطوره بی نیاز بماند. هنر آفرینان همواره با انطباق اساطیر کهن با شرایط موجود به باززایی و نوسازی آن دست یازیده و از نیروی عظیم خیالی آن بهره گرفته اند. در عصر حاضر شاعران معاصر شعر فارسی به اقتضای فکر و فرهنگ خویش به باز تولید و خلق اسطوره ها روی آورده اند. شفیعی کدکنی از جمله شاعران بزرگ معاصر است که هم اسطوره های کهن با تغییر ساختار و کارکرد و هم اسطوره های نو ساخته از شخصیت های تاریخی غالبا عرفانی، فراوان در شعرش دیده می شود. در این مقاله تلاش شده است تا نشان داده شود که چگونه زمینه های ذهنی و فکری شاعر، که مبتنی بر ذهنیت اومانیستی است، منجر به تغییر ساختار و کارکرد اسطوره های پیشینی و خلق اسطوره های تازه شده است.
۳.

عناصر سبک ساز در موسیقی شعر فروغ فرخزاد

کلید واژه ها: شعر موسیقی شعر فروغ فرخزاد سبک شناسی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی موسیقی شعر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی سبک شناسی
تعداد بازدید : ۲۲۸۹
در این مقاله، موسیقی شعر فروغ فرخزاد، بانگاهی سبک شناسانه مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به اینکه طبیعی بودن، جز مولفه های اساسی در همه‎ عناصر شعری اوست موسیقی نیز در بافتی کاملا طبیعی و حسی ارایه شده که در این نوشتار به برجستگی و تمایز وزن شخصی (موسیقی بیرونی) شعر او و نیز به نقش قافیه و ردیف به عنوان ارکان موسیقی کناری و برجستگی خاص موسیقی درونی به خصوص تکرار در همه سطوح، پرداخته شده است.
۴.

اگزیستانسیالیسم و نقد ادبی (بررسی رابطه اگزیستانسیالیسم با نقد ادبی، جایگاه فیلسوفان این روش فلسفی

کلید واژه ها: اندیشه وجودی(اگزیستانسیالیسم) نقد ادبی ادبیات ملتزم هرمنوتیک جدید ادبیات معاصر ایران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶۹ تعداد دانلود : ۱۸۳۵
اندیشه وجودی )اگزیستانسیالیسم( یکی از چندین اندیشه فلسفی بود که در قرن اخیر بر مباحث نقد ادبی تاثیر گذاشت و شالوده شکل گیری نظریه های ادبی شد. سارتر مهمترین مانیفست ادبیات متعهد قرن، «ادبیات چیست؟» را نوشت و تفکر فلسفی هایدگر، جریان هرمنوتیک را در مسیری جدید هدایت کرد که در آن، متن برخلاف هرمنوتیک سنتی، معنای قطعی خود را از دست می داد. نکته قابل توجه، دیدگاه های کاملا متفاوت و گاه متضادی بود که این دو فیلسوف هم مسلک وجودی داشتند. ریشه این تفاوت در دیدگاه را گذشته از علاقه سارتر به مارکسیسم، باید در اندیشه دکارتی وی و فلسفه ضد دکارتی هایدگر جستجو کرد. در این مقاله پس از اشاره به زمینه هایی که سبب شد از درون یک اندیشه فلسفی دو نظریه ادبی متفاوت به وجود آید، ابتدا به بررسی جایگاه دو فیلسوف و نظریه پرداز اصلی این مکتب، یعنی هایدگر و سارتر در جریانهای ادبی معاصر پرداخته می شود. در ادامه نیز از چگونگی تاثیرگذاری و بازتاب این نظریه ها بر آرای نویسندگان، شاعران و نظریه پردازان ایرانی کسانی چون آل احمد، شریعتی، خانلری و داریوش آشوری سخن به میان خواهد آمد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان