میقات  حج

جامه کعبه معظّمه در طول تاریخ (2)

دریافت فایل ارجاع: RIS (پژوهیار، EndNote ، ProCite ، Reference Manager) | BibTex

چکیده

متن

3 ـ در دوران عباسیان:
خلفای عباسی توجه ویژه ای را همواره نسبت به جامه کعبه از خود نشان می دادند. آنان دستور داده بودند که جامه کعبه از بهترین و گرانبهاترین انواع ابریشم بافته شود. جامه های یاد شده در شهر «تنیس» مصر که دارای شهرت به سزایی در منسوجات گرانقیمت بود، بافته می شد. و دو دهکده دیگر که پا به پای تنیس گام برداشته و شهرت فراوانی را نسبت به این گونه منسوجات تنیسی پیدا کرده بود؛ یعنی «تونه» و «شطا» نیز عهده دار این جامه بودند. از آن پس، گاه جامه های کعبه در یکی از دو دهکده یاد شده برای کعبه آماده می شد.
«مقریزی» در کتاب «خطط» خود آورده است که مهدی، خلیفه عباسی، فرمان داده بود که جامه کعبه مشرفه، از قباطیِ مصر به صورت بافته های تنیس مهیّا شود. در این میان «فاکهی» جامه یاد شده را بر روی کعبه مشاهده کرده و در کتاب خود (اخبار مکه) از آن یاد می کند و چنین می نویسد:
«جامه ای از قباطی مصر را بر روی کعبه مشاهده کردم که بر آن این نوشته قرار داشت:
«بِسْم اللّه بَرَکَةً مِنَ اللّه ممّا أمر به عبداللّه المهدی محمد امیر المؤمنین أصلحه اللّه محمد بن سلیمان أن یصنع فی طراز تنیس کسوة الکعبة علی ید الخطاب بن مسلمة عامله سنة تسع و خمسین و مأة».
در سال 160 هجری هنگامی که مهدی عباسی(1) حج گزارد، پرده دار کعبه به او گفت که جامه های کعبه فراوان شده و چون ساختمان کعبه ضعیف است بیم آن می رود که سنگینی جامه ها بر آن صدمه وارد کند. بدین منظور نامبرده فرمان داد که به استثنای یک جامه، همه پوشش ها را از روی کعبه بردارند. سپس فرمان داد که تمامی خانه کعبه را از خلوق گرانبها و مشک و عنبر آغشته سازند و آن را خوشبو نمایند. پرده دار کعبه ـ در آن هنگام ـ محمد بن اسماعیل بن ابراهیم حجبی از اتفاقات و رخ دادهای آن سال نسبت به برداشتن جامه های فرسوده وقدیمی کعبه و شست و شوی و خوشبو کردن با بهترین و گرانبهاترین عطرها سپس قرار دادن سه جامه در یک زمان بر روی کعبه برای ما اینگونه سخن می گوید:
«با شیشه های مملوّ از «غالیه» به بام کعبه رفتیم و آنها را بر روی دیوارهای بیرونی کعبه ریختیم. خدمتگزاران کعبه هم در حالی که بر چرخ های قرقره ویژه دوختنِ جامه کعبه، خود را آویزان کرده بودند، از پایین تا بالای خانه کعبه را با مشک و غالیه خوشبو ساختند. از آن پس سه جامه؛ از قباطی، خز(2) و ابریشم بر روی آن قرار دادند.»
خلیفه المهدی در آن سال اموال فراوانی را بر ساکنان مکه و مدینه تقسیم نمود. گفته می شود این اموال حدود 30 میلیون درهم بوده است که به همراه خویش به این دیار آورده بود. افزون بر آن، دینارهای فراوانی نیز در آن سال از مصر (300 هزار دینار) و یمن (200 هزار دینار) برای وی ارسال گردید که تمامی آنها را در میان مردم مکه و مدینه تقسیم کرد. همچنین نامبرده حدود یکصد و پنجاه هزار پیراهن(3) را در میان آنان پخش کرد.
بدین ترتیب «المهدی» نخستین کسی است که کعبه را به وسیله سه جامه، یکی بر دیگری پوشش داد.
همچنین در سال 162 هجری به دستور خلیفه «المهدی» جامه دیگری برای کعبه مکرمه مهیّا گردید. «فاکهی» این جامه را بر کعبه مشاهده کرده و در کتاب خویش «اخبار مکه» از آن یاد کرده است. او می نویسد: که این جملات بر آن نقش بسته بود.
«بسم اللّه برکة من اللّه کعبة اللّه المهدی محمد امیرالمؤمنین، أطال اللّه بقاءه، ممّا أمر به اسماعیل بن ابراهیم أن یصنع فی طراز تنیس علی ید الحکم بن عبیدة سنة اثنتین و ستّین و مائة».(4)
هارون الرشید در دوران خود فرمان داد که جامه کعبه از قباطی مصر ساخته شود و آن در سال 190 هجری آماده و بر کعبه انداخته شد.
فاکهی آن جامه را دیده و در کتاب خویش از آن یاد کرده که بر آن این نوشته دیده می شده است:
«بسم اللّه برکة من اللّه للخلیفة الرشید عبداللّه هارون امیر المؤمنین أکرمه اللّه ما أمر به الفضل ابن الربیع أن یعمل فی طراز تونه، سنة تسعین و مائه».(5)
توجه و عنایت ویژه، نسبت به جامه پوشانده بر کعبه مکرمه، تنها از سوی خلفای بنی عباس صورت نمی گرفت. بلکه وزرای آنان نیز در این مهم شرکت داشته اند؛ زیرا به دوران خلفای بنی عباس، گاه نامِ برخی از وزرای آنان بر روی جامه کعبه دیده می شد.
فاکهی در اخبار مکه این چنین می نویسد: «جامه ای را بر روی رکن غربی کعبه مشاهده کردم که بر روی آن این نوشته قرار داشت:
«مما أمر به السری بن الحکم و عبدالعزیز بن الوزیر الجروی، بأمر الفضل ابن سهل ذی الریاستین، و طاهر بن الحسین سنة سبع و تسعین و مائة».(6)
همچنین ملاحظه می شود که قیام کنندگان بر بنی عباس نیز پس از بسط قدرت خویش بر مکه مکرمه، به جامه کردن کعبه توجه نموده و بدین امر قیام کرده اند.
در سال 200 هجری، حسین بن حسین أفطس طالبی علوی، رو به سوی مکه نهاد و در شورشی که ایجاد نمود، مکه را به تصرّف خویش در آورد و به درون کعبه قدم گذارد و سپس تمامی جامه های آن را برداشت و از آنِ خود نمود. آنگاه به وسیله دو جامه از ابریشم سبک، که یکی زرد و دیگری سفید بود، کعبه را پوشانید. بر روی جامه یاد شده این نوشته قرار داشت:
«بسم اللّه الرحمن الرحیم و صلّی اللّه علی محمد و عَلی أهل بیته الطیّبین الطاهرین الأخیار، امر أبوالسرایا الأصفر بن الأصفر داعیة آل محمد بعمل هذه الکسوة لبیت اللّه الحرام»(7)
در دوران خلافت مأمون، به وی اطلاع دادند که جامه دیبای قرمز کعبه، پیش از رسیدن زمان قرار دادن جامه دوم، نمناک و فرسوده می شود.
مأمون در این باره از «مبارک طبری» که در آن هنگام فرستاده ویژه او به مکه و تیول خلیفه بود، پرسید: کعبه در چه جامه ای بهتر و زیباتر خواهد بود؟ او در جواب گفت: در جامه سپید، پس مأمون فرمان داد جامه ای از دیبای سفید بافتند و در سال 206 هجری بر کعبه مکرمه آویختند.(8)
فاکهی می گوید: در میانه جامه، قسمتی را از قباطی مصر مشاهده کردم. آنان بر روی جامه در ارکان خانه به خط سیاه زیبایی نوشته بودند:
«ممّا أمر به امیر المؤمنین المأمون سنة ستّ و مائتین».(9)
از آن پس در هر سال سه جامه بر کعبه قرار می دادند. و بدین ترتیب مأمون نخستین شخصی بود که چنین کرد.
در آن هنگام جامه ای از دیبای سرخ در روز هشتم ذی الحجه (= روز ترویه) بر کعبه آویخته می شود سپس جامه قباطی را در روز اول مال رجب از آن پس دیبای سپیدی را که مأمون فراهم می آورد در روز بیست و هفتم ماه رمضان برای استقبال از عید مبارک فطر بر کعبه می پوشاندند.
پس از گذشتن زمانی، به مأمون گزارش دادند: آن قسمت از جامه دیبای سپید که در دسترس حاجیان است، در ایام حج کثیف و پاره می شود و پیش از آنکه جامه دیبای سرخ را در روز عاشورا بر کعبه بدوزند و بر آن قرار دهند، جامه دیبای سپید قابل استفاده نیست و مأمون بخشی دیگر از همان دیبای سفید را به وسیله فضل به مکه فرستاد تا در روز هشتم ذی الحجه و یا هفتم از آن قسمتهایی را، که پاره و فرسوده شده است، مجدداً به وسیله آن جایگزین گردد تا آنکه در روز عاشورا جامه دیبای سرخ بر آن پوشانیده شود.
در دوران جعفر متوکّل علی اللّه به سال 240 هجری، به وی گزارش داده شد که جامه دیبای سرخ، پیش از فرا رسیدن ماه رجب، به علّت زیاد دست کشیدن و چهره ساییدنِ مردم، کهنه و فرسوده می شود. لذا به فرمان او دو پوشش دیگر جهت کعبه ارسال گردید که جامه های یاد شده را از میانه کعبه تا پایین آن چنان آویزان نمودند که به زمین می رسید. از آن پس هر دو ماه دنباله ای از میانه کعبه تا پایین را روی جامه قرار می دادند.
پرده داران کعبه متوجّه شدند که به جامه دوم نیازی نیست، پس آن را جمع کرده، در صندوقی نهادند و برای متوکّل علی اللّه نوشتند که یک پیراهن با دنباله بخش بالای جامه، برای آن کافی است.
بنا براین، از آن پس فقط یک جامه بدین منظور ارسال می گردید که غالبا سه ماه بعد، آن را تعویض می نمودند. دنباله جامه، سه ماه بر جامه کعبه قرار داشت. این وضعیت همچنان بود تا اینکه بنای شاذَروان(10) در پایین کعبه به سال 243 هجری به جود آمد.(11)
ازرقی تعداد جامه های کعبه بین سالهای 200 تا سال 244 هجری را شمارش کرده و گفته است: تعداد آنها یکصد و هفتاد جامه بوده است. او می گوید:
«شمارش جامه های کعبه را از سال دویست آغاز نموده و آنها را تا سال دویست و چهل و چهار، یکصد و هفتاد جامه شمارش کردم»(12)
از گفته ازرقی چنین بر می آید که در یک سال، بیش از یک جامه و گاه تا چهار جامه بر کعبه می پوشانیدند. این توضیح، که به سخن پیش بر می گردد، بدینگونه بوده که پارچه های سپید که جامه کعبه از آن تشکیل می گردید، عوامل و تأثیرات آب و هوایی، از آن جمله اشعه سوزان آفتاب در فصل تابستان تا باد و بارانهای زمستانی را تحمّل نداشت، بنابراین دست اندرکاران جامه کعبه مجبور بودند در اوقات مختلفی از سال، جامه های دیگری را برای آن ارسال نمایند. اما پس از آنکه صنعت جامه کعبه پیشرفت کرد، تا آنجا که پرده ها قدرت و مقاومت ویژه ای در برابر عوامل طبیعی و دیگر عوامل یافتند، کعبه در سال به یک جامه اکتفا نمود و این وضع تا کنون همچنان باقی است.
نموده تا آنجا که قدرت و مقاومت ویژه ای را در برابر عوامل یاد شده بدست آورد، کعبه تنها در سال به یک جامه اکتفا نموده همچنانکه تا کنون نیز به همین صورت باقی مانده است.
چهارم: جامه کعبه مکرمه به هنگام ضعف عباسیان:
از آن هنگام که دولت عباسیان پا به ضعف و سستی نهاد و دست خلفای آن قوم از سرزمین های اسلامی کوتاه شد، جامه کعبه از سوی حکام و فرمانداران و پادشاهان مسلمان همچنان ارسال می گردید. این جامه گاه از سوی مصر و در برخی موارد از یمن بود و گاه از سوی پادشاهان و امرای ایرانی بدان دیار فرستاده می شد و به آن خانه مقدس اهدا می گردید.
مؤید در کتاب تاریخ خود «حماة» گفته است: فاطمیان، خلفای مصر، به هنگام امارت (ابوالحسن جعفر از سلیمانیان) بر مکه، کعبه را به وسیله جامه سپیدی در سال 381 هجری پوشانیدند.(13)
«مسبحی» در حوادث سال 384 هجری گفته است: «یحیی بن یمان در ذی القعده از تنیس و دمیاط و الفرما هدایای خود را، که شامل سبدها و تخت ها و صندوقهایی از کالا و اسب و قاطر و الاغ و سه چتر و دو جامه برای کعبه بود، به مکه آورد.»(14)
همچنین در سال 397 هجری، «الحاکم بأمراللّه »، کعبه را به وسیله جامه قباطی سپید پوشانید و اموالی را برای ساکنان دو حرم فرستاد.
در سال 423 هجری نیز «الظاهر لاعزاز دین اللّه » جامه ای را برای کعبه فرستاد که بر آن قرار داده شد.(15)
در فاصله میان سالهای 437 و 447 هجری، «ناصر خسرو» در سفرنامه خویش به سوریه و فلسطین و بلاد عرب، که به زبان فارسی نگاشته شده است، از جامه کعبه و ناودان و نوشته های بر روی آن یاد کرده و به هنگام سخن از جامه کعبه به صورت مشروح از رنگ و نیز قسمتهای مختلف آن و کمربندهای قرار گرفته بر پرده، همچنین از نقش و نگارهای موجود بر چهار سمت آن و نیز از تارهای نقره ای و ابریشمی موجود بر روی نقش ها سخن گفته است. مطالب ناصر خسرو در این زمینه را به صورت فشرده می آوریم:
«خانه را چهار روزن است به چهار گوشه و بر هر روزنی تخته آبگینه ای نهاده که خانه بدان روشن است. روزنه های یاد شده به وسیله شیشه های شفافی پوشانیده شده تا آب باران به درون کعبه نفوذ ننماید.
ناودان(16) در میانه سمت دریایی خانه قرار داشته، که طول آن سه ذراع بوده و تمامی آن با نوشته های طلا آذین گردیده است.
اما جامه کعبه به رنگ سفید بوده، دو نوار به عرض یک ذراع جدا از هم آنچنان آن را در بر گرفته است که ارتفاع جامه در میان دو نوار، هریک حدود ده ذراع می باشد؛ به طوری که گویی پرده به وسیله دو نوار یاد شده در ارتفاع به سه قسمت تقسیم شده است.
قسمتها و اجزای موجود در بالا و پایین نوارهای یاد شده، همه به یک اندازه بوده، آنگونه که ناصر خسرو یاد کرده است. و تقریبا ده ذراع می باشد.
بر هر سمت از چهار طرف جامه کعبه، تابلوهای محراب گونه ای دیده می شود که به وسیله ابریشم رنگارنگ بافته شده و بر روی آنها نقش هایی با تارهای طلایی به وجود آورده اند و در هر سمت آن، سه نقش محراب گونه با تارهای ابریشمی قرار دارد که نقش میانی بزرگتر از دو نقش دیگر به شمار می آید. بدین ترتیب نقش های یاد شده بر چهار سمت جامه کعبه دوازده عدد می باشد.(17)
گفتنی است که آذین جامه کعبه به وسیله نقش های یاد شده تا سال 561 هجری همچنان ادامه داشته است، به طوری که «ابوالحجاج یوسف بن محمد البلوی» نویسنده کتاب «الف ـ باء» آن را ملاحظه کرده و به صورت زیبایی، نقش و نگارها، آذین ها، همچنین تغییرات آذین های یاد شده، به همراه نوشته های بر روی آن را توضیح داده است.
وی در این باره می نویسد:
«سرتاسر خانه کعبه، به استثنای جایگاه در و حجرالاسود، به وسیله جامه ای از ابرایشم پوشیده شده است. کمربندهای آذین شده بر روی آن به رنگ سبز بوده و تابلوهای محراب شکل آن، در این کمربندها قرار داده شده است. بر روی هریک از تابلوهای یاد شده قطعه ای از ابریشم سرخ قرار گرفته که به کمربند دوخته شده است. نوشته ها به علت درشت بودن، از راه دور قابل رویت و خواندن است. پس از «بسم الله ...»، بر روی آنها این آیه نقش بسته است: اِنَّ أوّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ...و سپس به دنبال آن نام دستور دهنده برای ساخت و سال بافته شدنش به چشم می خورد.
در سال 447 هجری «ابو کامل علی بن محمد الصلحی» حکومت یمن را به دست گرفت و از اطاعت عباسیان سر باز زد. نامبرده خطبه را بنام خلیفه فاطمی «المستنصر» در مصر آغاز کرد. سال 455 هجری بود که او به مکه وارد شد و به مردمان آن نیکی بسیار نمود؛ آنچنانکه عدل و احسان خویش را بر آنان آشکار ساخت و قلب ساکنان مکه را از آن خود کرد. تا آنجا که همه زبان به حمد و ثنای او گشودند. پس از آن بود که وی کعبه را با جامه ای سپید پوشانید.(18)
همچنین در سال 466 هجری کعبه به وسیله «ابو نصر استرابادی» با جامه ای از ابریشم سپید، که دست ساخته هند بود، پوشانیده شد.(19) سپس در همان سال به فرمان «سلطان محمود بن سبکتکین» پادشاه هند، جامه دیگری از ابریشم زرد برای کعبه مهیا گردید و بر آن قرار داده شد.
نویسنده «النجوم الزاهره» در این باره می گوید: «در آن سال ـ یعنی سال 466 هجری ـ شخصی غیر ایرانی از سوی جلال الدوله ملکشاه، که معروف به سالار بود، به مکه آمد. او در حالی که سوار بر قاطری که مرکبش از طلا بود و بر سر خود عمامه ای سیاه داشت، در میان طبل و بوق فراوان به این شهر قدم گذارد. به همراه کاروان او برای کعبه جامه ای از دیبای زرد بود که نام «محمود بن سبکتگین» برآن نقش بسته بود. این جامه از دوران محمود بن سبکتکین در نیشابور نزد شخصی بنام «ابوالقاسم دهقان» به امانت گذارده شده بود. در این هنگام وزیر نظام الملک(20) آن جامه را از او باز ستانید و به همراه سالار به مکه فرستاد.»
جامه یاد شده بر روی جامه «ابو نصر استرابادی» بر کعبه قرار داده شد.(21)
در سال 532 هجری جامه ای از سوی کشورهای اسلامی برای کعبه فرستاده نشد، بنا بر این «شیخ ابوالقاسم رامشت» برپا کننده نوانخانه مشهور به همین نام در مکه مکرمه، کعبه را به وسیله جامه ای حبری و جز اینها پوشانید. در آن هنگام جامه یاد شده را به هیجده هزار دینار مصری و به گفته ای، چهار هزار دینار برآورد نمودند.(22)
شیخ ابوالقاسم رامشت، که ایرانی الاصل بود، یکی از مهمترین بازرگانان دوران خود به شمار می آمد. وی هنگامی که دید براثر اختلاف میان پادشاهان کشورهای اسلامی و درگیری آنان، جامه ای برای کعبه ارسال نگردید. خود بدین امر اقدام کرد و در آن سال جامه یاد شده را بر کعبه پوشانید، همچنان که چهار قندیل به وزن ده رطل(23) به ارزش هیجده هزار دینار به کعبه اهدا کرد.(24)
بنا بر این از آنچه که گذشت آشکار می شود که نوشتار بر جامه کعبه، نخستین بار از آغاز دوران عباسیان مرسوم گردید. خلفا و فرمانروایان، به هنگام ارسال جامه کعبه افزون بر نوشتن نام خویش بر آن، نام محل بافته شدن و تاریخ را نیز بر آن قید می کردند.
این رسم همچنان به صورت رسمی معمول، تا کنون برقرار مانده است.(25)
همچنین از مطالبی که گذشت روشن شد که تنها خلفای بنی عباس نبودند که نسبت به ارسال جامه کعبه اهتمام ورزیدند، بلکه در این میان ـ به هنگام ضعف عباسیان ـ خلفای فاطمی در مصر و فرمانروایان یمن و نیز علویان و برخی از پادشاهان ایرانی در هند و در دولت سلجوقیان نیز به این مسأله عنایت داشتند و در ارسال آن برای کعبه اهتمام به خرج می دادند.
و نیز واضح می گردد که جامه کعبه بیشتر، از دیبا و گاه از بافته های مویین ابریشمی نازک در رنگهای گوناگون بوده که در این میان رنگ سفید و سرخ و زرد بیشتر به چشم می خورد. از آن پس رنگ سبز و آبی معمول می گردد.
بدین صورت که: در آغاز خلافت «الناصرلدین اللّه عباسی» (573 ـ 622 هجری) نخستین بار کعبه به وسیله جامه ای از دیبای سبز پوشانیده شد. در پایان دوران خلافت نامبرده، خانه شریف کعبه به وسیله جامه ای از دیبای سیاه پوشانیده شد که این جامه دارای کمربندهایی به رنگ زرد بود. گفتنی است که پیش از آن، کمربندها به رنگ سپید بود. بنا بر این «ناصر لدین اللّه عباسی» نخستین کسی است که کعبه را به وسیله جامه ای از دیبای سیاه آراست.(26)
فاسی می گوید: «از آن هنگام، دیبای سیاه همچنان به عنوان جامه برای کعبه معمول گردید که تا کنون (سال 812 هجری) نیز ادامه دارد. لیکن در این میان در سال ششصد و چهل و سه هجری، کعبه به وسیله جامه ای پنبه ای، که به رنگ سیاه، رنگ آمیزی شده بود، پوشانیده شد. این جامه از سوی مرد نیکوکار «منصور بن منعد بغدادی»، بزرگ حرم مکی بر روی کعبه قرار داده شد که بادهای شدیدی در آن سال در مکه وزید و جامه پاره پاره شد...
هنگامی که در این تاریخ کعبه از جامه مجرد گردید، «ملک منصور» پادشاه یمن قصد آن نمود که کعبه را جامه پوشاند لیکن «ابن منعد» مانع گردید و گفت: این شرف تنها از آن دستگاه خلیفه عباسی است. اینجا بود که وی سیصد مثقال (طلا) قرض کرد و پارچه پنبه ای یاد شده را تهیه کرد و با رنگ آمیزی، آن را سیاه نمود. سپس به وسیله کمربندهای جامه پیشین کعبه، آن را آراست و بر کعبه قرار داد.(27)
مهلهل دمیاطی در باره سیاهی جامه کعبه، این چنین سروده است:
یروق لی منظر البیت العتیق اذا     بدا الطرفی فیالإصباح والطفل
کأن حلته السوداء قد نسجت     من حبة القلب أو من أسود المقل(28)

________________________________________
1 ـ محمد فرزند منصور عباسی ملقّب به «مهدی» خلیفه سوم عباسی بود. نامبرده در سال 127 و یا 126 هجری متولد شد و در سال 169 هجری در گذشت، «مترجم».
2 ـ پارچه ای از پشم و ابریشم، «مترجم».
3 ـ ازرقی، اخبار مکه، ج1، ص، 262 و 263 ؛ محب الدین طبری، القری لقاصد امّ القری، ص477 ؛ طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج8، ص133
4 ـ «بنام پروردگار و با عنایت و برکت از جانب او برای بنده اش المهدی محمد امیرالمؤمنین ـ که خداوند او را طول عمر دهد ـ به اسماعیل بن ابراهیم فرمان داده شد که جامه را به سبک جامه های تنیس به دست حکم بن عبیده در سال یکصد و شصت و دو آماده ساختند.»
5 ـ «بنام پروردگار و با عنایت او، نسبت به خلیفه الرشید، بنده خدا، هارون امیرالمؤمنین که خداوند او را مورد مرحمت خویش قرار دهد، به فضل بن ربیع فرمان داده شد که جامه را به سبک تونه ـ یکی از دهکده های تابع تنیس ـ در سال یکصد و نود ببافند.» مقریزی، الخطط، ج1، ص339 و 422
6 ـ «به دستور سری بن حکم و عبدالعزیز بن وزیر جروی، و به فرمان فضل بن سهل ذوالریاستین، و طاهر بن حسین، در سال یکصد و نود و هفت بافته شد.»مقریزی، الخطط، ج1، ص338
7 ـ «بنام پروردگار بخشاینده مهربان و سلام و درود خداوند بر محمد و اهل بیت مطهر و برگزیده او، ابوالسرایا اصفر بن اصفر که دعوت کننده به آیین آل محمد است، فرمان داد این جامه از برای بیت اللّه الحرام بافته و آماده گردد.»
ازرقی، اخبار مکه، ج2، ص263 و 264 ؛ فاسی: شفاءالغرام، ج1، ص120 ؛ قلقشندی، صبح الاعشی، ج4، ص280
8 ـ ازرقی، اخبار مکه، ج1، ص263و 264 ؛ فاسی: شفاءالغرام، ج1 ص120 ؛ قلقشندی، صبح الاعشی، ج4، ص280
9 ـ ازرقی، اخبار مکه، ج1، ص255 ؛ قلقشندی، صبح الاعشی، ج4، ص280
10 ـ شاذَروان؛ (به فتح ذال)، در مصباح المنیر آمده است: شاذروان بخشی از دیوار خانه کعبه است که در ساختمان اساسی برونیِ کعبه، از عرض رها گردیده. این بخش همانند پوشش و ازاره ای، بخش تحتانی کعبه را در برگرفته است.» بنابراین، شاذروان بخش شیب دار و مایلی است که به وسیله سنگ پایین کعبه را در سه طرف دربرگرفته است. اما در سوی چهارم کعبه، که در برابر حجراسماعیل است، پله صاف و مسطّحی جایگزین آن گردیده است و مردم در کنار دیوار کعبه، در حالی که شکم و سینه خود را به خانه چسبانیده و دستان خود را بر بالای سر، بر کعبه قرار می دهند به راز و نیاز و تضرّع و زاری مشغول می شوند. پله یاد شده در سر تا سر طول کعبه در این سمت بوده و ارتفاع آن از سطح زمین یازده سانتیمتر و عرضش چهل سانتیمتر می باشد.
11 ـ نک : ازرقی، اخبار مکه، ج1، ص257 ـ 255 ؛ محب الدین طبری، القری لقاصد امّ القری، ص475 ؛ قلقشندی، صبح الاعشی، ج4، ص280 و 281 ؛ قطب الدین حنفی، الأعلام، ص70 ؛ ابن ظهیره، جامع اللطیف، ص106
12 ـ ازرقی، اخبار مکه، ج1، ص264
13 ـ فاسی، العقدالثمین فی تاریخ البلدالامین، تحقیق محمد حامدالفقی، چاپخانه السنة المحمدیه، قاهره 1378 ه . = 1958 م. ج1، ص 58
قلقشندی، صبح الاعشی، ج4، ص 281
14 ـ مقریزی، الخطط، ج1، ص 338
15 ـ ابوالمحاسن یوسف بن تغری بردی، النجوم الزاهره فی ملوک مصر والقاهره، چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد (المؤسسة المصریة العامه للتألیف والترجمه والطباعة والنشر) قاهره (بدون تاریخ)، ج 4، ص 217 و 276
16 ـ مکانی است که آب بارانِ فرود آمده بر روی بام کعبه، از آن به پایین سرازیر می گردد. نخستین بار قریش به هنگام ساختمان خویش از کعبه در سی وپنجمین سال تولد پیامبر صلی الله علیه و آله آن را بر کعبه تعبیه نمودند. پیش از آن کعبه دارای سقف نبود. ناودان در سمت شمالی کعبه قرار داشته، به طوری که آب باران فرود آمده بر بام کعبه، به وسیله آن در حجر اسماعیل سرازیر می گردد.
17 ـ محمد طاهر کردی، تاریخ القویم، ج4، صص 196 و 197
18 ـ ابوالمحاسن، النجوم الزاهره، ج 5، صص 58 و 72
فاسی، العقدالثمین، ج1، ص 57
ابن ظهیره، الجامع اللطیف، ص 106
19 ـ فاسی، شفاءالغرام، ج1، ص 122
20 ـ وزیر سلطان ملک شاه فرزند آلب ارسلان سلجوقی.
21 ـ ابوالمحاسن، النجوم الزاهره، ج5، ص 95 و نیز نک : فاسی، شفاءالغرام، ج1، ص 122
22 ـ فاسی، عقدالثمین، ج1، ص 58
ابن ظهیره، جامع اللطیف، ص106 و 107
23 ـ رطل مصری، معادل 453 گرم بوده است، «مترجم».
24 ـ محمد طاهر کردی، التاریخ القویم، ج4، ص 198
25 ـ به دنبال این سخن، بخش ویژه ای را در راستای نوشتار بر جامه کعبه و آذین آن اختصاص خواهیم داد.
26 ـ فاسی، عقدالثمین، ج1، ص 58؛ قلقشندی، صبح الاعشی، ج4، صص 281 و 282، ابن ظهیره، جامع اللطیف، ص 107
27 ـ فاسی، شفاءالغرام، ج1، ص 122
العقد الثمین، ج1، ص58

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۴