چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفه‏های خوش‏بینی در نهج‏البلاغه است. نویسنده با استفاده از روش تحلیل متون دینی، درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا مفهوم خوش‏بینی در منابع اسلامی دارای همان مؤلفه‏هایی است که در روان‏شناسی مطرح شده است؟ جست‏وجو و تحلیل آموزه‏های نهج‏البلاغه نشان می‏دهد که خوش‏بینی از سه مؤلفه تشکیل شده است: «توجه انتخابی»، شامل توجه مثبت به ویژگی‏های خداوند، زیبایی‏های جهان، ویژگی‏ها و رفتار مثبت افراد، افکار و گفتار مثبت، امکانات و نعمت‏های خداوند، نقاط مثبت خود، و توجه بیشتر به نتایج کارها تا مشکلات آن است. «تفسیر منطقی»، به: امتحان دانستن سختی‏ها و مشکلات، موقتی دانستن رویدادهای مثبت و منفی، نقش خدا، خود و دیگران در وقوع رویدادها اشاره دارد. «انتظار مثبت» نیز نشان می‏دهد فرد خوش‏بین، به انتظار کمک از خداوند، انتظار وقوع رویدادهای خوشایند، و انتظار عملکرد درست از سوی دیگران باور دارد.

متن

مطالعه بر روی بیش از نیم میلیون کودک و بزرگ‏سال در مدت 20 سال نشان می‏دهد که افراد خوش‏بین در سه حوزه با افراد بدبین تفاوت چشمگیر دارند:2
1. افراد خوش‏بین کمتر به بیماری‏های روانی مانند افسردگی و اضطراب مبتلا می‏شوند و در واقع، مهم‏ترین عارضه بدبینی افسردگی است. بنابراین، می‏توان با ایجاد خوش‏بینی در افراد بزرگ‏سال، افسردگی را در آنان کاهش داد و با آموزش آن به کودکان، آنان را در برابر افسردگی ایمن‏سازی کرد.3 در منابع اسلامی نیز شواهدی وجود دارد که نشان می‏دهند خوش‏بینی اندوه را کاهش می‏دهد: «حسن الظن یخفف الهم»؛4 خوش‏بینی رنج و ناراحتی را از بین می‏برد. «فان حسن الظن یقطع عنک نصبا طویلاً»؛5 خوش‏بینی بار رنج فراوانی را از دوشت برمی‏دارد.6 افرادی که خوش‏بین نیستند آرامش روانی ندارند؛ زیرا مدام در هراسند که دیگران مشکل برایشان خلق کنند: «من لم‏یحسن‏ظنه‏استوحش‏من‏کل‏أحد»؛7 فردی که خوش‏بین نیست از هر کسی وحشت دارد.
2. افراد خوش‏بین در مدرسه، کار و زمین ورزش موفق‏تر از افراد بدبین هستند.8 افراد بدبین با تمرکز بر موانع و محدودیت‏ها، فرصت‏ها، توانمندی‏ها و امکانات را نمی‏بینند. در نتیجه، به موفقیت دست نمی‏یابند.9 درروایات اسلامی نیز به این واقعیات اشاره شده است که خوش‏بینی موفقیت را در پی دارد: «بحسن النیات تنجح المطالب»؛10 با نیت‏های درست به خواسته‏هایت خواهی رسید. در این روایت، «حسن نیت» تعبیر دیگری از «حسن ظن» است که به معنای خوش‏بینی است و نشان می‏دهد خوش‏بینی موفقیت را به طور مطلق در پی دارد. نیز موفقیت در مسائل اخروی از پیامدهای خوش‏بینی به شمار رفته است: «من حسن ظنه فاز بالجنه»؛11 فرد
خوش‏بین به موفقیت بهشت نایل می‏شود.
3. افراد خوش‏بین سلامت جسمانی بیشتری نسبت به افراد بدبین دارند. کاتری (Katri) و همکاران تأثیر خوش‏بینی، بدبینی و اضطراب صفتی را بر سطوح فشار خون و سطح خلق مورد پژوهش قرار دادند. نتایج نشان داد که افراد بدبین سطوح بالاتری از بیماری فشار خون را دارند و احساس منفی‏تری نسبت به افراد خوش‏بین نشان می‏دهند.12 در مطالعه‏ای دیگر، کاسیدی (Cassidy)نشان می‏دهد که خوش‏بینی نقش میانجی را در اثرگذاری متغیرهای خانوادگی بر سلامت جسمانی و بهزیستی روانی، ایفا می‏کند.13
مفهوم خوش‏بینی
آیا خوش‏بینی یک امر عاطفی است یا یک حالت شناختی یا تلفیقی از هر دو؟ برخی از نظریه‏پردازان از جمله لیونیل تایگر (Lionel Tiger) خوش‏بینی را یک عاطفه و احساس دانسته‏اند.14 سلیگمن خوش‏بینی را یک حالتشناختی می‏داند که به نحوه تفکر افراد درباره علت‏ها برمی‏گردد. وی این صفت را «سبک تبیین»15 می‏نامد کهفرد بر اساس آن امور و رویدادها را به علل خاصی نسبت می‏دهد.16 مکس مور (Max More) نیز خوش‏بینی را یک حالت شناختی به شمار آورده و آن را نوعی فکر سازنده و مؤثر می‏داند.17 اما شییر (Scheier) وکارور (Carver) خوش‏بینی را سبکی شخصیتی می‏دانند و عنوان «خوش‏بینی سرشتی»18 را مطرح می‏کنند.19می‏توان گفت: آنان خوش‏بینی را تلفیقی از شناخت و عاطفه می‏دانند.
در منابع اسلامی، خوش‏بینی را می‏توان از سه مفهوم در آموزه‏های اسلامی استخراج کرد: «حسن ظن» در برابر سوءظن، «حمل فعل مسلم بر صحت»، و «دیدگاه کلی مسلمان در مورد جهان و زندگی». مفهوم حسن ظن به طور کلی در سه مورد به کار رفته است: «حسن ظن نسبت به خداوند»، «حسن ظن نسبت به مردم»، و «حسن ظن نسبت به برادر مسلمان». در مورد حسن ظن به مردم و برادر مسلمان بیشتر از مفهوم مخالف آن، یعنی سوءظن، بحث کرده‏اند و آن را دارای دو مرتبه «پیدایش» و «استقرار» دانسته‏اند.20 تعابیر دانشمندان مسلمان نشان می‏دهد که خوش‏بینی و بدبینی در مرتبه اول نوعی ادراک و شناخت است. برای مثال، علّامه طباطبائی می‏نویسد: «هو نوع من الادراک النفسانی فهو امر یفاجی‏ء النفس لا عن اختیار»؛21 سوءظن نوعی ادراک ناگهانی برای نفس است که بدون اختیار به وجود می‏آید. همین غیراختیاری بودن سبب می‏شود که سوءظن فقط در مرتبه دوم عمل غیراخلاقی به شمار رود. اما تعابیر در مورد مرتبه دوم نشان می‏دهد که خوش‏بینی تلفیقی از احساس و شناخت است. علّامه مجلسی در مورد مرتبه دوم می‏نویسد: بدبینی یعنی اینکه به یک اندیشه بد در مورد دیگران معتقد شوی.22 اعتقادْ تلفیقی از گرایش و نگرش است. همچنین ملّامهدی نراقی می‏نویسد: منظور از بدبینی، معتقد شدن و متمایل شدن به فکر بد است.23 خوش‏بینی به خداوند در روایات به گونه‏ای مطرح شده است که نشان می‏دهد تلفیقی از احساس، شناخت و رفتار است. «حُسْنُ الظَّنِّ أَنْ تُخْلِصَ الْعَمَلَ وَ تَرْجُو مِنَ اللَّهِ أَنْ یَعْفُوَ عَنِ الزَّلَل»؛24 خوش‏بینی آن است که اعمالت را خالص گردانی و امیدوار باشی که خداوند از لغزش‏هایت درگذرد. خوش‏بینی به خداوند تلفیقی از شناخت ویژگی‏های خداوند، عمل خالصانه و امید بستن انحصاری به خداوند است. عمل خالصانه جنبه رفتاری، و امید حالت عاطفی دارد که هر دو مستلزم نوعی شناخت نسبت به خداوند است.
مفهوم «حمل فعل مسلم بر صحت» یک قاعده فقهی است که هرچند عنوان، گستره دلالت و دلایل آن، عرصه تضارب آراء فقهاست، اما در مجموع قاعده‏ای است که اجماع فتوایی و سیره عملی مسلمانان آن را پشتیبانی می‏کند.25 دستور شارع مبنی بر اینکه رفتار دیگران را به دیده صحت و درستی ببینیم، به این معناست که نسبت به آنان و رفتارشان نظر بدبینانه نداشته و خوش‏بین باشیم. برای این قاعده سه معنا بیان شده است که یکی از آنها حالت شناختی و عاطفی دارد و دو معنای دیگر جنبه رفتاری. معنای اول، اعتقاد قلبی و واقعی به درست بودن رفتار و گفتار دیگران است: «یعتقد انه لم یفعل سوءا عن علم و عمد.»26 در این معنا، سخن از اعتقاد است که تلفیقی از نگرش و گرایش است. معنای دوم، ترتیب آثار نیک در مورد انجام‏دهنده رفتار است؛ به این معنا که با آن فرد برخورد صحیح داشته باشیم به نحوی که گویا کار درست انجام داده است. معنای سوم، ترتیب آثار بر کاری است که آن فرد انجام داده است؛ یعنی با آن رفتار و گفتار به گونه‏ای برخورد می‏شود که صحیح و درست انجام شده است.27 بنابراین، از مجموع مفاهیمی که در منابع اسلامی می‏توان‏خوش‏بینی را اقتباس کرد، به دست می‏آید که خوش‏بینی تلفیقی از شناخت، احساس و رفتار است.
به نظر می‏رسد اگر بخواهیم از «مفهوم خوش‏بینی از دیدگاه اسلامی» سخن بگوییم، نباید به دو عنوان «حسن ظن» و «حمل فعل مسلم بر صحت» اکتفا کنیم؛ زیرا این دو مفهوم بیشتر ناظر به اعمال و رفتار دیگران است و نگاه فرد در مورد جهان، خدا، خود و افکار را منعکس نمی‏سازد. از این‏رو، در این پژوهش دیدگاه کلی یک مسلمان در مورد خدا، جهان، دیگران، خود، افکار و اندیشه‏ها مورد توجه قرار گرفته و «حسن ظن» و «حمل بر صحت» از مصادیق خوش‏بینی به شمار آمده است نه معادل آن. همین امر موجب شد که کلیدواژه‏های جست‏وجو در نهج‏البلاغه را منحصر به دو مورد بالا ندانیم و از تمامی واژه‏هایی که به ادراک فرد مسلمان از جهان مربوط می‏شود، مانند «رَأی»، «سمَعَ»، «بصَرَ»، «اَدرَک»، «تعقَّلَ»، «تفکَّرَ» و...، استفاده کنیم. همچنین از واژه‏هایی که تفسیر فرد از رویدادها را نشان می‏دهند مثل «اختبار»، «ابتلاء»، «انقطاع»، «اجل»، بهره گرفتیم. نیز واژه‏های مربوط به خالقیت تام خداوند و تدبیر او، مانند «رب العالمین»، «خلق»، «عدل» و «قسط» را جست‏وجو کردیم و واژه‏هایی‏راکه‏نشان‏دهنده‏انتظاروامیدفردمی‏باشند، مثل «انتظر»، «ترقب» و «رجاء» مدنظر قرار دادیم.
به دلیل اجتناب از طولانی شدن بحث، از بیان تعاریف متعدد خوش‏بینی28 صرف‏نظر می‏نماییم و تنها به یک تعریف بسنده می‏کنیم: «خوش‏بینی توجه شناختی و عاطفی مثبت نسبت به خدا، جهان، افراد، خود، افکار، رفتارها و رویدادهاست که فرد بر اساس آن، رویدادها را تفسیر مثبت‏نموده‏وانتظار دارد که با تلاش خودش اوضاع بر وفق مراد پیش رفته و نتایج دلخواه به دست آید.»
از آن‏رو که هدف مقاله بررسی مؤلفه‏های خوش‏بینی است، نخست به بیان این مؤلفه‏ها از دیدگاه دو روان‏شناس معاصر می‏پردازیم و سپس مؤلفه‏های موردنظر را با نگاه به نهج‏البلاغه مطرح می‏نماییم.
مؤلفه‏های خوش‏بینی از دیدگاه مکس مور
مکس مور با طرح مفهوم «خوش‏بینی پویا»29 می‏گوید:اگر کسی صرفا معتقد باشد که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت و هیچ اقدام مؤثری انجام ندهد، خود را در یک «خوش‏بینی احمقانه»،30 قرار داده است. برای اینکهخوش‏بینی قدرت غلبه بر محدودیت‏های زندگی را در اختیار ما قرار دهد، باید به طور درست واقعیت‏ها را بشناسیم نه اینکه از آنها مخفی شویم. وی خوش‏بینی پویا را این‏گونه تعریف می‏کند: «نگرش اختیاری، فعال و سازنده که با تمرکز بر روی امکانات و فرصت‏ها، شرایط موفقیت را فراهم می‏سازد.»31ازنظروی،خوش‏بینی‏پویا،دوازده ویژگی کلیدی‏داردکه دردومؤلفه‏کلی قرار می‏گیرند:
الف. تفسیر رویدادها به صورت مثبت
برخی از ویژگی‏های افراد خوش‏بین به گونه‏ای است که فرد در قالب آنها تجربیات و رویدادها را به صورت مثبت تفسیر می‏کند:
1. توجه انتخابی: تأکید و تمرکز فرد بر جنبه‏های باز، سازنده و ثمربخش زندگی.
2. اجتناب از شکایت: اجتناب از نق زدن و شکایت‏های بی‏فایده درباره مشکلات خود، در نظر گرفتن دنیا به صورتی که هست، نه‏شکایت‏ازاینکه‏جهان‏منصفانه نیست.
3. به چالش کشیدن محدودیت‏ها: یک رویکرد سازنده که باورهای محدودکننده موجود در خود ما، افراد مرتبط با ما و جامعه ما، توسط آن به چالش کشیده شود؛ یک برخورد باز و خلاق نسبت به امکانات.
4. احساس سرشار بودن: فرد احساس کند که توسط اوضاع و شرایط یا افراد دیگر کنترل نمی‏شود و آزاد است که هر کاری بخواهد انجام می‏دهد؛ دریابد که جهان سرشار از فرصت‏هاست، و بودن برای اشیا نه بر ضد آنها.
5. شوخ طبعی: دیدن نقاط ضعف خود با یک احساس شوخ‏طبعی، بروز شوخ طبعی صمیمانه و سلامت‏بخش در جهت نشان دادن دیدگاه‏های تازه و مقابله با اندیشه‏های جزم‏گرایانه.32
ب. تحت تأثیر قرار دادن پیامدها به صورت مثبت
از آن‏رو که خوش‏بینی پویا بدون اقدام مؤثر، خوش‏بینی واقعی نخواهد بود، مؤلفه دوم ویژگی‏هایی را دربر می‏گیرد که فرد در چارچوب آنها پیامدها را به صورت مثبت تحت تأثیر قرار می‏دهد:
1. عقلانیت: عقلانی و منطقی بودن، نه هدایت شدن توسط ترس‏ها و تمایلات، ارزیابی موقعیت‏ها به صورت عینی، اقدام و عمل پس از شناخت واقعیت‏ها، آن‏گونه که هستند به دور از گرایش‏های خود.
2. خود بهبودبخشی: افراد خوش‏بین خود را به صورت یک فرایند می‏بینند و در جست‏وجوی بهبودبخشی مداوم هستند. خودبهبودی آنان توسط ترس‏ها هدایت نمی‏شود، بلکه یک خودانگاره رغبت‏برانگیز آن را سوق می‏دهد.
3. تجربه‏گرایی: غالبا رویکردهای تازه را می‏آزمایند، کارایی خود را از دست‏نمی‏دهند،فعالانه در جست‏وجوی راه‏های مؤثری برای رسیدن به هدف هستند.
4. اعتماد به نفس: معتقدند که ما می‏توانیم به چیزهای بهتر دست یابیم، اعتقادی بنیادی در مورد شایستگی خود در زندگی دارند.
5. خودارزشمندی: باور به اینکه فرد ارزش موفقیت و شادکامی را دارد. بدون این ویژگی، فرد انگیزه لازم را برای تلاش در جهت بهبود بخشیدن به زندگی خود نخواهد داشت.
6. احساس مسئولیت: پذیرفتن مسئولیت و ایجاد شرایط موفقیت، آگاه بودن از اینکه چگونه ما خود امکان موفقیت را فراهم می‏سازیم. این امر به طور جدی، مستلزم یکپارچگی است: زندگی بر اساس ارزش‏های خود.
7. انتخاب محیط: جذب شدن به افراد و شرایط مثبت، در جست‏وجوی افرادی که حمایت‏کننده و رغبت‏برانگیزاند، نه افراد دلسرد، آشفته و بی‏حال.33
ارزیابی دیدگاه مکس مور:
الف. مکس مور دو مؤلفه کلی برای خوش‏بینی مطرح کرده است: یکی تفسیر و دیگری دخالت در نتایج. تفسیر را نمی‏توان به عنوان اولین مؤلفه خوش‏بینی دانست. افراد خوش‏بین پیش از آنکه به تفسیر بپردازند، به صورت انتخابی برخی چیزها را مورد توجه قرار می‏دهند و از برخی غفلت می‏ورزند. و در مرحله بعد، چیزهایی را که مورد توجه قرار داده‏اند تفسیر می‏نمایند. از این‏رو، پیش از آنکه ما از مؤلفه تفسیر سخن به میان آوریم باید مؤلفه دیگری تحت عنوان «توجه» را مطرح کنیم.
ب. تحت تأثیر قرار دادن نتایج نمی‏تواند داخل در مؤلفه‏های خوش‏بینی باشد، بلکه از پیامدهای آن است؛ زیرا دخالت در نتایج جنبه رفتاری دارد که به دنبال نگرش خوش‏بینانه به وجود می‏آید، نه اینکه خودش جزء نگرش خوش‏بینانه باشد.
ج. ویژگی‏های شخصیتی که برای هر مؤلفه بیان شده است، مؤلفه موردنظر نمی‏تواند آنها را پوشش دهد. برای مثال، اعتماد به نفس، خودارزشمندی و عقلانیت از ویژگی‏های دخالت در نتایج معرفی شده است. دخالت در نتایج جنبه رفتاری دارد، اما این سه ویژگی بیشتر حالت شناختی دارند تا حالت رفتاری. یا مثلاً، توجه انتخابی در مؤلفه اول، چیزی خارج از تفسیر است. اینکه فرد به چه رویدادی توجه کند یا نکند هرچند میانجی‏های ذهنی و شناختی در آن دخالت دارد، اما تفسیر مرحله بعد از توجه است. ابتدا فرد به چیزی توجه می‏کند، سپس به تفسیر آن می‏پردازد.
مؤلفه‏های خوش‏بینی از دیدگاه سلیگمن
1. تداوم: «گاهی» در برابر «همیشه»
افراد بدبین بر این باورند که علل رویدادهای ناگوار که برای آنها پیش می‏آید همیشگی هستند و بر همین اساس، استدلال می‏کنند که چون علتْ همیشگی است، پس رویدادهای ناگوار نیز به طور مداوم برای آنان رخ می‏دهند. اما افراد خوش‏بین علل رویدادهای ناگوار را موقتی و علل رویدادهای خوشایند را دایمی می‏دانند. برای مثال، فرد بدبین که با ناکامی مواجه می‏شود با خود می‏گوید: «هیچ وقت من موفق نمی‏شوم، همیشه من شکست می‏خورم.» اما فرد خوش‏بین اظهار می‏دارد: «این بار موفق نشدم، در این مورد موفق نشدم.»34
2. فراگیر بودن: «خاص» در برابر «کلی»
وقتی افراد بدبین با ناکامی و رویداد ناخوشایند مواجه می‏شوند آن را به تمام جنبه‏های زندگی خود تعمیم می‏دهند؛ یعنی برای رویدادهای ناخوشایند علل کلی و همگانی درنظر می‏گیرند و آن را به تمام جنبه‏های زندگی تعمیم می‏دهند، ولی علل موفقیت‏ها و رویدادهای خوشایند را منحصر به یک موقعیت خاص می‏دانند. افراد خوش‏بین درست بعکس عمل می‏کنند؛ علل رویدادهای ناخوشایند را اختصاصی و مربوط به یک موقعیت خاص می‏دانند، اما علل رویدادهای خوشایند را کلی، همگانی و مربوط به تمام یا بیشتر جنبه‏های زندگی می‏دانند.35
3. شخصی‏سازی: «درونی» در برابر «بیرونی»
شخصی‏سازی به این بعد از علل رویدادها اشاره دارد که تقصیر چه کسی بوده است و چه کسی در شکست یا موفقیت فرد نقش داشته است. افراد بدبین در مورد شکست‏ها و رویدادهای ناخوشایند خود را مقصر می‏دانند، ولی در موفقیت‏ها و بروز رویدادهای خوشایند دیگران را ذی‏نقش می‏دانند. در نتیجه، نسبت به خود دید منفی پیدا می‏کنند. اما افراد خوش‏بین درست بعکس عمل می‏کنند؛ موفقیت‏ها و خوشایندها را ناشی از خودشان می‏دانند، اما شکست‏ها و رویدادهای ناخوشایند را به دیگران نسبت می‏دهند. در نتیجه، عزت نفسشان بالا و دیدشان نسبت به خودشان مثبت است. البته این بدان معنا نیست که افراد خوش‏بین مسئولیت رفتار خود را در مورد شکست‏ها و خطاها اصلاً به عهده نگیرند.36
ارزیابی دیدگاه سلیگمن: هر سه مؤلفه این دیدگاه به تبیین رویدادها (نظریه انتساب) مربوط می‏شوند. در اینکه تبیین افراد بدبین متفاوت از افراد خوش‏بین است شکی نیست.
1. سبک تبیین تنها نگرش فرد را در مورد رویدادهای خوشایند و ناخوشایند یا شکست‏ها و موفقیت‏ها شامل می‏شود، نه خوش‏بینی فرد را نسبت به خدا، جهان، امکانات و دیگران.
2. این دیدگاه بیش از حد نسبت به گذشته متمرکز است و تفسیر را منحصر به رویدادهایی می‏داند که در گذشته رخ داده است. اما خوش‏بینی و بدبینی فرد نسبت به آینده یا انتظار مثبت و منفی فرد در مورد رویدادهایی که در آینده به وجود می‏آید، خارج از چارچوب این نظریه می‏ماند و نمی‏تواند آنها را دربر بگیرد. در حالی که انتظار مثبت و منفی نسبت به آینده بخش مهمی از خوش‏بینی فرد را شامل می‏شود که تحت عنوان «خوش‏بینی سرشتی» در روان‏شناسی مطرح شده است.
3. گاهی امکانات، فرصت‏ها و توانمندی‏ها وجود دارند، اما فرد بدبین آنها را نمی‏بیند (درک نمی‏کند). از این‏رو، بدبینی فرد به عدم توجه او برمی‏گردد نه سبک تبیین او. نظریه سلیگمن این بخش از خوش‏بینی را شامل نمی‏شود.
مؤلفه‏های خوش‏بینی از منظر نهج‏البلاغه (الگوی پیشنهادی)
در این مقاله با توجه به منابع اسلامی و در عین حال، نظریات روان‏شناختی به این نتیجه رسیده‏ایم که خوش‏بینی و بدبینی دو نوع نگاه متفاوت به جهان هستی، زندگی و رویدادهای مربوط به آن است و حیطه‏های مختلف زندگی فرد را دربر می‏گیرد و اختصاص به کوشش‏هایی ندارد که فرد در آنها شکست خورده یا موفق شده است. این دو نوع نگاه در سه بعد کلی از یکدیگر متمایز می‏شوند: بعد اول، به توجه و انتخاب فرد برمی‏گردد و اینکه فرد از میان محرک‏های گوناگون در جهان به کدام‏یک از آنها توجه نموده و متمرکز شود. بعد دوم، به تفسیر فرد از زندگی، فعالیت‏ها و مشکلات آن برمی‏گردد. بعد سوم، نگاه فرد نسبت به آینده، امید و انتظار اونسبت‏به‏وقوع‏رویدادها در آینده را شامل می‏شود.
مؤلفه اول: توجه انتخابی
توجه انتخابی فرایندی است که در آن فرد به صورت آگاهانه به برخی از جنبه‏های زندگی توجه می‏کند. افراد بدبین به جنبه‏های منفی، شکست‏ها، بی‏عدالتی‏ها، فقدان‏ها، کمبودها و کجی‏ها توجه دارند. افراد خوش‏بین به امکانات، فرصت‏ها، توانمندی‏ها، خوبی‏ها، عشق، محبت، زیبایی‏ها و به خدا به عنوان عالی‏ترین منبع زیبایی‏ها و خوبی‏ها توجه دارند. آموزه‏های دین اسلام مکرر انسان‏ها را دعوت کرده‏اند که به چه جنبه‏هایی از زندگی توجه کنند، چه چیزهایی را به خاطر داشته باشند و چه مواردی را به فراموشی بسپارند. توجه داشتن به چیزی یعنی استفاده از ابزارهای حسی و ادراکی برای دیدن، شنیدن، درک کردن و به خاطر داشتن آنها.
از آن‏رو که محور بحث در این مقاله نهج‏البلاغه می‏باشد، مواردی از سخنان حضرت علی علیه‏السلام به عنوان نمونه مطرح می‏شود. «وَ مَا کُلُّ ذِی قَلْبٍ بِلَبِیبٍ وَ لَا کُلُّ ذِی سَمْعٍ بِسَمِیعٍ وَ لَا کُلُّ نَاظِرٍ بِبَصِیر»؛37 نه هر کس مغز دارد اندیشمند است، و نه هر صاحب گوشی شنواست، و نه هر چشم‏داری بینا. در این خطبه، حضرت عوامل بدبختی و هلاکت مردم را مطرح می‏کند که یکی از آنها به کار نگرفتن ابزارهای ادراکی مانند گوش، چشم و مغز و در نتیجه، ندیدن برخی از حقایق و توجه نکردن به برخی از واقعیت‏های زندگی و درک نکردن دلایل محکم الهی است. حضرت در ادامه همین خطبه می‏فرماید: «ولا یعفون عن عیب»؛ یعنی: افراد منحرف و بدبین عیب‏ها و ایرادها را نمی‏بخشند، پس همواره به آنها توجه دارند.
در جای دیگر نیز حضرت در مورد افراد عصیانگر که مطمئنا بدبین نیز هستند می‏فرماید: «وَ لَا فِیمَا رَغَّبْتَ رَغِبُوا، وَ لَا إِلَی مَا شَوَّقْتَ إِلَیْهِ اشْتَاقُوا، أَقْبَلُوا عَلَی جِیفَةٍ قَدِ افْتَضَحُوا بِأَکْلِهَا، وَ اصْطَلَحُوا عَلَی حُبِّهَا، وَ مَنْ عَشِقَ شَیْئا أَعْشَی بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ غَیْرِ صَحِیحَةٍ وَ یَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَیْرِ سَمِیعَة»؛38 و نه در آنچه ترغیب کرده‏ای رغبت ورزیدند، و نه به آنچه تشویق نمودی مشتاق شدند، به مرداری روی آوردند که با خوردن آن رسوا گشتند و در دوستی آن توافق کردند. هر کس به چیزی (دیوانه‏وار) عشق ورزد نابینایش می‏کند، و قلبش را بیمار می‏سازد، با چشمی معیوب می‏نگرد، و با گوشی غیر شنوا می‏شنود. واژه «اقبلوا» نشان می‏دهد که توجه این افراد به امور منفی و ناچیز (جیفه) است. «اعشی بصره» بیانگر این معناست که برخی افراد به خاطر علاقه و محبت به برخی چیزها توجه‏شان دچار مشکل شده و بعضی چیزها را نمی‏بینند.
در روان‏شناسی نیز مسئله توجه انتخابی پژوهش‏های متعددی را به سوی خود جلب نموده و الگوهای متعددی در مورد آن ارائه شده است.39 تریسمن (Treisman) بیست و پنج سال تحقیق خود را در زمینه «توجه دیداری» به صورت یک نظریه جدید ارائه نمود. وی در این زمینه چهار نکته را مورد توجه قرار داده است: 1. نقش فرایندهای پیش‏پردازش40 در انتخاب اشیایی که موردتوجه قرار می‏گیرند؛ 2. نقش حافظه در فرایند توجه؛ 3. نقش سازوکارهای مغزی مربوط به توجه؛ 4. محاسبه عصب شناختی مربوط به توجه.41 فرایندهایپیش‏پردازش به شناخت‏ها و احساساتی مربوط می‏شوند که فرد به خاطر آنها به برخی محرک‏ها توجه دارد و برخی دیگر را نادیده می‏گیرد. کلام حضرت علی علیه‏السلام که می‏فرماید: هر کس به چیزی (دیوانه‏وار) عشق ورزد نابینایش می‏کند، به این واقعیت اشاره دارد و نقش فرایندهای پیش‏پردازش را در مورد توجه انتخابی خاطرنشان می‏سازد.
در سراسر نهج‏البلاغه به ابعاد مثبت و سازنده رفتارها، صفات افراد، و افکار سازنده توجه شده است. حضرت علی علیه‏السلام نه تنها خود به این موارد توجه داشتند، بلکه دیگران را نیز هدایت می‏کردند تا این ابعاد را به طور اختیاری و آگاهانه مورد توجه قرار دهند. برای مثال، به زیبایی‏های جهان توجه داشته باشیم،42 صفات خداوند را که همه مثبت هستند فراموش نکنیم،43 کارهای نیک و مثبت دیگران را به خاطر داشته باشیم44 و از پیامدهای مثبت اعمال غفلت نکنیم.45 توجه به این ابعاد جهان ـ در واقع ـ نگاه واقع‏بینانه و در عین حال، مثبت‏نگرانه به مسائل است.
فردی که به امور مثبت و واقعیت‏ها توجه دارد، تنها با چشم دیده نمی‏بیند، بلکه واقعیت‏ها را با چشم دل می‏بیند: «فَلَوْ رَمَیْتَ بِبَصَرِ قَلْبِکَ نَحْوَ مَا یُوصَفُ لَکَ»؛46 اگر با چشم دلت به آنچه از بهشت برایت توصیف می‏شود نظر اندازی.... . تنها در این صورت است که ابزارهای ادراکی فرد به درستی کار می‏کند و فرد از آنها بهره می‏برد.
تمامی این شواهد نگارنده را بر آن داشت که «توجه» را به عنوان یکی از مؤلفه‏های اصلی خوش‏بینی بداند. از آن‏رو که این توجه با آگاهی و انتخاب همراه است و خودکار نیست، آن را تحت عنوان «توجه انتخابی» مطرح نمودیم. آگاهانه بودن این توجه به این دلیل است که در آموزه‏های اسلامی مورد دستور و امر قرار گرفته است؛ پس آگاهانه و اختیاری است و اگر خارج از اختیار فرد بود به عنوان یک وظیفه و تکلیف مطرح نمی‏شد.
مطرح نمودن «توجه انتخابی» به عنوان یکی از مؤلفه‏های خوش‏بینی در نهج‏البلاغه، هم با پژوهش‏های روان‏شناختی هماهنگ است47 و هم مشاهدات میدانینگارنده این واقعیت را نشان می‏دهد که افراد بدبین توجه و تمرکزشان بر امور منفی زیاد است.
ابعاد توجه انتخابی
توجه انتخابی به عنوان یکی از مؤلفه‏های خوش‏بینی، موارد و مصادیق متعددی را شامل می‏شود که در ذیل، به برخی از آنها اشاره می‏گردد:
1. توجه مثبت به ویژگی‏های خالق جهان: نهج‏البلاغه از همان خطبه اول توجه مثبت به صفات خداوند را آغاز نموده است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ...»؛48 ستایش مخصوص خداوندی است که ستایشگران از مدحش عاجزند. در این توصیف‏های مثبت که در سراسر نهج‏البلاغه آمده است، رغبت و خوش‏بینی به خدا موج می‏زند.
از نظر امام علی علیه‏السلام، بدبینی به خداوند منشأ صفات اخلاقی ناپسند متعدد است: «فَإِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّی یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللّه»؛49 بخل، ترس و حرص غرایز و تمایلات متعددی هستند که جامع آنها سوءظن به خدای بزرگ است.
ذکر خداوند یعنی: «توجه» ذهنی و به زبان آوردن ویژگی‏های خداوند که همه مثبت و سازنده هستند. پس ذکر خداوند نیز نوعی توجه به امور مثبت است که خداوند و صفات مثبت او باشد: «أَفِیضُوا فِی ذِکْرِ اللَّهِ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الذِّکْر»؛50 دایم به یاد خدا باشید که بهترین ذکرهاست. فرد بدبین غافل است؛ چون به خداوند به عنوان منبع خوبی‏ها توجه ندارد.
تمام اعمال عبادی ما نوعی توجه دادن انسان به ویژگی‏های خالق جهان است؛ ویژگی‏هایی نظیر رئوف، رحیم، خالق و قادر که همگی مثبت هستند.
برخی افراد بدبین عدالت خدا را زیر سؤال می‏برند که خداوند به آنان امکانات برابر با دیگران عطا نکرده است، اما نهج‏البلاغه می‏گوید: «ارتفع عن ظلم عباده و قام بالقسط فی خلقه»؛51] خداوند] بالاتر از آن است که بر بندگان خود ستم کند، درباره مخلوقاتش به عدل و داد رفتار می‏کند.
2. توجه به زیبایی‏های خلقت: یکی از انواع بدبینی، بدبینی نسبت به جهان است. در روان‏شناسی، این بدبینی را بدبینی فلسفی می‏نامند. توجه به زیبایی‏ها و شگفتی‏های عالم خلقت روزنه ذهن انسان را بر روی یک خوش‏بینی واقعی باز می‏کند.
«أَ لَا یَنْظُرُونَ إِلَی صَغِیرِ مَا خَلَقَ کَیْفَ أَحْکَمَ خَلْقَهُ وَ أَتْقَنَ تَرْکِیبَهُ وَ فَلَقَ لَهُ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ سَوَّی لَهُ الْعَظْمَ وَ الْبَشَرَ انْظُرُوا إِلَی النَّمْلَةِ فِی صِغَرِ جُثَّتِهَا وَ لَطَافَةِ هَیْئَتِهَا...»؛52 آیا به مخلوق کوچک خدا نمی‏اندیشند که چگونه خلقت آن از روی حکمت انجام گرفته است و ترکیب وی از روی دقت؟ گوش و چشم برای آنها در نظر گرفته و استخوان و پوست به آنها داده است. در مورچه و کوچکی جثه و لطیف بودن ساختمانش دقت کنید؛ نه با چشم قابل درک است و نه با فکر. چگونه روی زمین راه می‏رود، به روزی خود دست می‏یابد، دانه را به لانه خود حمل می‏کند و آن را در پایگاه خود برای آینده ذخیره می‏سازد.
3. توجه به ویژگی‏ها و رفتار مثبت افراد: در نهج‏البلاغه، مکرر به ویژگی‏های مثبت افراد ـ مثلاً ویژگی‏های مؤمنان ـ اشاره شده و ما را به آن توجه داده است. نهج‏البلاغه بر خلاف روان‏شناسی، فقط به صفات مثبت مؤمنان توجه مثبت دارد نه هر کس. خطبه «متقین» زیباترین بیان‏ها را درباره ویژگی‏های مثبت متقین دارد. در اینجا برای نمونه، یکی از کلمات قصار حضرت را درباره مؤمنان مطرح می‏کنیم: «الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَی‏ءٍ صَدْرا وَ أَذَلُّ شَی‏ءٍ نَفْسا یَکْرَهُ الرِّفْعَةَ وَ یَشْنَأُ السُّمْعَةَ طَوِیلٌ غَمُّهُ بَعِیدٌ هَمُّهُ کَثِیرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ شَکُورٌ صَبُورٌ مَغْمُورٌ بِفِکْرَتِهِ ضَنِینٌ بِخَلَّتِهِ سَهْلُ الْخَلِیقَةِ لَیِّنُ الْعَرِیکَةِ نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْد»؛53 فرد مؤمن صورتش خندان است و قلبش اندوهناک. در حوادث حوصله فراوان دارد و روحش ذلیل و تسلیم وی است. از سرکشی ناراحت می‏شود و با ریا دشمن است. اندوهش طولانی و همتش عالی است. حرفش کم است و کارش زیاد. سپاسگزار و شکیباست. در فکر خود فرو رفته و در ذکر حاجت بخل می‏ورزد. خوش برخورد و نرم‏خوست در عین اینکه ذلیل‏تر از بنده است، روحش سخت‏تر از سنگ است.
نهی از غیبت، تهمت، کینه‏توزی، تجسس و سخن‏چینی همگی به نوعی ما را به سوی توجه به ویژگی‏های مثبت و عدم توجه به ویژگی‏های منفی افراد جهت می‏دهد: «أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِیهِ وَثِیقَةَ دِینٍ وَ سَدَادَ طَرِیقٍ فَلَا یَسْمَعَنَّ فِیهِ أَقَاوِیلَ الرِّجَال»؛54 شما مردم هرگاه به اعتماد و حسن عمل برادر دینی خود عقیده دارید، حرف این و آن را درباره او نشنوید.
4. توجه به امکانات و فرصت‏ها (نعمت‏ها): افراد بدبین به مشکلات، موانع و کاستی‏ها توجه دارند. از این‏رو، همواره اعتراض می‏کنند و راه پیشرفت را مسدود می‏بینند. در مقابل، افراد خوش‏بین به امکانات و فرصت‏ها توجه دارند و راه موفقیت را باز می‏بینند.55 توجه به نعمت‏هادر عین حال که روحیه رضایت و سپاس‏گزاری را در فرد پدید می‏آورد، او را وامی‏دارد تا از نعمت‏ها استفاده نماید و در نتیجه، به موفقیت برسد. برای مثال، اگر دانشجویی به استعداد و توانایی و فراغت و جوانی خود، امکانات تحصیلی نظیر کتابخانه‏ها، فروشگاه‏های کتاب، وسایل گوناگون کمک آموزشی، نرم‏افزارها، سایت‏ها، مطبوعات و استادان گوناگون توجه داشته باشد، وادار می‏شود که از این امکانات استفاده نماید. اما اگر دانشجویی برخی از ضعف‏ها، کاستی‏ها و مشکلات آموزشی را مورد توجه قرار دهد، ناراحت و دلسرد می‏گردد و نمی‏تواند از امکانات و فرصت موجود و استعدادهای خود بهره لازم را ببرد. توجه به نعمت‏ها و امکانات خوش‏بینی را در فرد بارور می‏سازد. «... ذَکِّرْ عِبَادِی مِنْ آلَائِی وَ نَعْمَائِی فَإِنَّهُمْ لَمْ یَرَوْا مِنِّی إِلاَّ الْحَسَنَ الْجَمِیلَ لِئَلاَّ یَظُنُّوا فِی الْبَاقِی إِلاَّ مِثْلَ الَّذِی سَلَفَ مِنِّی إِلَیْهِمْ وَ حُسْنُ الظَّنِّ یَدْعُو إِلَی حُسْنِ الْعِبَادَة»؛56 خداوند می‏فرماید: به نعمت‏های من توجه نموده و آنها را به خاطر داشته باشید، در این صورت این ذهنیت در شما به وجود می‏آید که در آینده نیز مثل گذشته از نعمت‏ها برخوردار شوید. در نتیجه، خوش‏بینی در شما به وجود می‏آید، و خوش‏بینی شما را به رفتار مثبت یعنی عبادت وامی‏دارد.
توجه به نعمت‏ها علاوه بر اینکه موجب تقویت خوش‏بینی می‏شود، جنبه اصلاحی نیاز دارد و فرد را در مسیر درست قرار می‏دهد: «وَ لَوْ فَکَّرُوا فِی عَظِیمِ الْقُدْرَةِ وَ جَسِیمِ النِّعْمَةِ لَرَجَعُوا إِلَی الطَّرِیقِ»؛57 اگر مردم به قدرت بی‏نهایت خداوند و نعمت‏های سرشار او توجه می‏کردند، به راه درست بازمی‏گشتند. بدبینی نیز نوعی انحراف از مسیر درست است.
نهج‏البلاغه در موارد متعددی مردم را به نعمت‏های خداوند توجه می‏دهد تا از اثرات مثبت آن، از جمله خوش‏بینی، بهره‏مند گردند: «وَ أَلْبَسَکُمُ الرِّیَاشَ وَ أَرْفَغَ لَکُمُ الْمَعَاشَ وَ أَحَاطَ بِکُمُ الْإِحْصَاءَ وَ أَرْصَدَ لَکُمُ الْجَزَاءَ وَ آثَرَکُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ وَ أَنْذَرَکُمْ الْحُجَجِ مَانِحِ کُلِّ غَنِیمَةٍ وَ فَضْلٍ وَ کَاشِفِ کُلِّ عَظِیمَةٍ وَ أَزْلٍ»؛58 وضع شما را منظم کرده، و نعمت فراوان برای شما در نظر گرفته است. خدا آمارگران را بر شما نظارت داد، کیفر را در کمین شما نهاده و شما را برای بهره‏برداری از نعمت‏های فراوان و هدیه‏های زیاد انتخاب کرده است. خدا به وسیله دلیل و برهان روشن به شما اعلام خطر کرده است.
5. توجه به ویژگی‏های مثبت و توانمندی‏های خود: نهج‏البلاغه انسان‏ها را ترغیب می‏کند تا ارزش و منزلت خود را بشناسند. زمانی فرد می‏تواند ارزش خود را بشناسد که به ویژگی‏های مثبت خود توجه نماید. «وَ لَا یَجْهَلُ مَبْلَغَ قَدْرِ نَفْسِهِ فِی الْاُمُورِ فَإِنَّ الْجَاهِلَ بِقَدْرِ نَفْسِهِ یَکُونُ بِقَدْرِ غَیْرِهِ أَجْهَل»؛59 اگر کسی ارزش و ویژگی‏های مثبت خود را نادیده گرفت، به دیگران نیز بدبین شده و ارزش آنها را هم نادیده می‏گیرد. به همین دلیل است که امام علی علیه‏السلام ریشه بدبینی را در پستی و دنائت فرد می‏داند؛ زیرا برای خود ارزشی قایل نیست، از این‏رو، برای دیگران نیز ارزش قایل نیست و نسبت به آنان‏بدبین‏می‏شود: «سوءالظن بمن لا یخون من اللؤم»؛60 بدبینی به کسی که خیانت نکرده، نشانه پستی است.
خودارزشمندی نقش مهمی در خوش‏بینی دارد. نهج‏البلاغه در موارد متعددی افراد را به ارزشمندی خود ترغیب نموده و این نکته را خاطرنشان می‏سازد که هیچ چیزی آن اندازه ارزش ندارد که فرد به خاطر آن خود را آلوده سازد. «وَ أَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْ کُلِّ دَنِیَّةٍ وَ إِنْ سَاقَتْکَ إِلَی الرَّغَائِبِ فَإِنَّکَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِکَ عِوَضا»؛61 عزت خود را حفظ کن و از پستی هر چند تو را به آرزوهایت برساند بپرهیز؛ زیرا در عوض آنچه از انسانیت خود می‏دهی، چیزی به دست نمی‏آوری.
کسی که خود را خوار و حقیر می‏شمارد ـ در واقع ـ به ویژگی‏های مثبت خود و جایگاه مثبت خود توجه ندارد. «مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهَوَاتُهُ»؛62 کسی که برای خود شخصیت قایل است شهواتش در پیش او خوار و ذلیل خواهند بود. (اشاره به اینکه تسلیم هوا و هوس شدن شخصیت انسان را خرد می‏کند.)
6. توجه بیشتر به نتایج اعمال تا مشکلات آن: توجه مثبت به پیامدها و جنبه‏های سازنده رفتارها موجب می‏شود که فرد به انجام آنها ترغیب شود، علاقه پیدا کند، به سوی آنها کشیده شود، و نگاه مثبت نسبت به آنها پیدا کند. افراد بدبین به مقتضای نگاه بدبینانه خود همواره به مشکلات و سختی‏های موجود در راه انجام یک رفتار و عمل توجه می‏کنند و همین امر، انجام عمل را در نظر آنان دشوار نموده و نسبت به عمل دید منفی پیدا می‏کنند. نهج‏البلاغه در موارد متعدد پیامدهای مثبت اعمال را بیان نموده تا به آنها توجه داشته باشیم.63 امام این پیامدها را ذکر کرده‏اند تا توجه ما را به سوی آنها جلب نماید.
«الْجِهَادُ فِی سَبِیلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَامِ وَ کَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ وَ إِقَامُ الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَابِ وَ حَجُّ الْبَیْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ وَ یَرْحَضَانِ الذَّنْبَ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاةٌ فِی الْمَالِ وَ مَنْسَأَةٌ فِی الْأَجَلِ وَ صَدَقَةُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُکَفِّرُ الْخَطِیئَةَ وَ صَدَقَةُ الْعَلَانِیَةِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِیتَةَ السُّوءِ وَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِی مَصَارِعَ الْهَوَانِ»؛64 و همچنان جهاد در راه او؛ چه اینکه «جهاد قله مرتفع اسلام است. و نیز کلمه اخلاص (شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر)، که هماهنک با سرشت بشر است، و به‏پا داشتن نماز که آیین اسلام است، و ادای زکات که فریضه‏ای است واجب، و روزه ماه رمضان که سپری است در برابر مجازات خدا، و حج و عمره خانه خدا که نابودکننده فقر و شست‏وشوکننده گناه است، و صله رحم که موجب فزونی مال و طول عمر است، و صدقه‏های پنهانی که کفاره خطاهاست، و صدقه‏های آشکار که از مرگ‏های ناگهانی و بد پیش‏گیری می‏کند، و نیکوکاری که از لغزش‏ها و شکست‏های خوارکننده بازمی‏دارد.
7. توجه به افکار و گفتار مثبت: همان‏گونه که دنیای بیرون جایگاه رویدادهای عینی گوناگون و مثبت و منفی است، ذهن انسان نیز سرشار از اندیشه‏های گوناگون و متنوع است که برخی مثبت و برخی منفی‏اند. توجه به افکار و اندیشه‏های مثبت خوش‏بینی را در انسان تقویت می‏کند و توجه به افکار و اندیشه‏های منفی بذر بدبینی را در ذهن انسان می‏کارد.
افراد بدبین بیشترین نقش را در گسترش افکار مسموم، ناامیدکننده و دلسردکننده دارند؛ همان‏گونه که روی کاستی‏ها، معایب و بدی‏ها توجه دارند، آنها را مطرح نموده و مکرر بازگو می‏کنند و با افراد مختلف در میان می‏گذارند و از این طریق بدبینی به امور گوناگون را نشر می‏دهند و موجب گسترش بدبینی در جامعه می‏شوند. دین اسلام به افراد دستور داده است تا هر سخنی را به زبان نیاورند و با تأمّل و تدبّر سخن بگویند. فرد زمانی با تدبّر و تفکر سخن می‏گوید که توجه انتخابی در برگزیدن محتوا، جملات و کلمات و طرز ادای آنها داشته باشد. «وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِهِ لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یَتَکَلَّمَ بِکَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِی نَفْسِهِ فَإِنْ کَانَ خَیْرا أَبْدَاهُ وَ إِنْ کَانَ شَرّا وَارَاهُ وَ إِنَّ الْمُنَافِقَ یَتَکَلَّمُ بِمَا أَتَی عَلَی لِسَانِهِ لَا یَدْرِی مَا ذَا لَهُ وَ مَا ذَا عَلَیْهِ وَ لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لَا یَسْتَقِیمُ إِیمَانُ عَبْدٍ حَتَّی یَسْتَقِیمَ قَلْبُهُ وَ لَا یَسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتَّی یَسْتَقِیمَ لِسَانُهُ»؛65 زبان مؤمن پشت قلب او و قلب و عقل منافق پشت زبانش قرار دارد؛ یعنی مؤمن هرگاه بخواهد سخنی گوید نخست می‏اندیشد، اگر نیک بود اظهار می‏کند و چنانچه ناپسند و بد بود پنهانش می‏دارد. ولی شخص دو رو و منافق آنچه بر زبانش آمد می‏گوید و پیش از آن نمی‏اندیشد که کدام به سود و کدام به زیان اوست. رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آلهفرمود: ایمان بنده‏ای درست و کامل نخواهد شد تا قلبش درست نشود، و هرگز قلبش درست نمی‏شود تا زبانش درست نشود.
مؤلفه دوم: تفسیر منطقی
هر گاه رویدادی رخ می‏دهد، مردم سعی می‏کنند آن را تفسیر و تبیین کنند؛ یعنی به علل و عوامل آن پی ببرند. از نظر روان‏شناسی، این علل سه بعد کلی دارند: منبع، پایداری و کنترل‏پذیری. علل از نظر منبع، یا درونی هستند یا بیرونی. از نظر پایداری نیز افراد رویدادها را یا به علل پایدار نسبت می‏دهند یا به علل ناپایدار. کنترل‏پذیری و کنترل‏ناپذیری نیز به توان فرد در مهار و عدم مهار آن رویداد اشاره دارد.66
افراد در نسبت دادن پیامدها به علل، رویکردهای گوناگون دارند. دو نمونه از سبک‏های معروف، سبک «تبیین خوش‏بینانه» و سبک «تبیین بدبینانه» است. افراد با سبک تبیین خوش‏بینانه تمایل دارند رویدادهای ناگوار را با انتساب‏های بیرونی، ناپایدار، و کنترل‏پذیر توجیه کنند. اما افراد دارای سبک تبیین بدبینانه گرایش دارند رویدادهای ناگوار را با انتساب‏های درونی، پایدار، و کنترل‏ناپذیر تبیین کنند.67
در این بحث می‏خواهیم ببینیم با توجه به آموزه‏های اسلام چه نوع سبک تبیین را باید در پیش بگیریم. دین اسلام اتخاذ چه نوع انتساب‏هایی را به ما سفارش کرده است؛ آیا رویدادها را به علل موقتی نسبت دهیم یا به علل پایدار؟ آیا مسائل شخصی و درونی در وقوع رویدادها را پررنگ کنیم یا اطرافیان و دیگران را؟ و سرانجام اینکه علل رویدادها تا چه حد در اختیار و کنترل افراد است و میزان کنترل‏پذیری رویدادها در چه حد است و انسان تا چه حد مسئول اعمال و رفتار خویش است؟ با توجه به آموزه‏های دینی، سه نوع تفسیر در مورد رویدادها می‏توان ارائه داد:
1. آزمایش و درس دانستن سختی‏ها: رویدادهای معمول و مطابق انتظار، معمولاً ما را برنمی‏انگیزد تا علل و عوامل آن را ارزیابی کنیم، اما اگر رویدادی برخلاف انتظار رخ دهد، یا رویداد فوق‏العاده منفی و یا خیلی مهم باشد، ما در جست‏وجوی علل آن برمی‏آییم.68 بنابراین، تفسیر و انتساب در مورد رویدادهای منفی و سختی‏ها بیشتر معنا پیدا می‏کند. افراد بدبین سختی‏ها و مشکلات را موانعی در راه موفقیت خود تلقّی نموده و دلیل وقوع آنها را شکست خوردن خود ارزیابی می‏کنند. ولی افراد خوش‏بین و موفق مشکلات را نردبانی برای صعود و یا مانعی در نظر می‏گیرند که برای پیشرفت باید از روی آن پرید. امتحان دانستن سختی‏ها و مشکلات نیز به همین معناست که فرد برای قبول شدن، ترقی و رشد باید این امتحان و موانع را پشت سر بگذارد. در نهج‏البلاغه مکرر به این تفسیر شناختی اشاره شده که مشکلات را به عنوان امتحان و آزمون و وسیله رشد خود بدانیم: «قَدِ اخْتَبَرَهُمُ اللَّهُ بِالْمَخْمَصَةِ وَ ابْتَلَاهُمْ بِالْمَجْهَدَةِ وَ امْتَحَنَهُمْ بِالْمَخَاوِفِ وَ مَخَضَهُمْ بِالْمَکَارِهِ فَلَا تَعْتَبِرُوا الرِّضَی وَ السُّخْطَ بِالْمَالِ وَ الْوَلَد»؛69 خداوند آنها (انبیا و اولیا) را با گرسنگی آزمایش نمود و به مشقت و ناراحتی مبتلا ساخت، با امور خوفناک امتحان کرد، و با سختی‏ها و مشکلات خالص گردانید و از بوته آزمایش بیرون آمدند.
2. موقت بودن رویدادهای مثبت و منفی: تحقیقات نشان می‏دهد که افراد خوش‏بین رویدادهای منفی را موقتی می‏دانند؛ اما افراد بدبین رویدادهای مثبت را گذرا و رویدادهای منفی را دایمی می‏دانند، زیرا آنها را به علل دایمی و همیشگی نسبت می‏دهند.70 در آموزه‏های دینی «زمان» از مسائل اساسی است. از دیدگاه نهج‏البلاغه هر چیزی زمان و مدت خاصی دارد: «فَإِنَّ لِکُلِّ شَی‏ءٍ مُدَّةً وَ أَجَلاً»؛71 هر چیزی مدت و زمان خاص دارد. رویدادهای منفی، شکست‏ها و مصیبت‏ها نیز مانند هر چیز دیگر موقتی قلمداد می‏شوند. بنابراین، خوش‏بینی واقعی یا واقع‏بینی همراه با خوش‏بینی از دید اسلام آن است که همواره سختی‏ها را موقتی بدانیم تا از بدبینی ناکام‏ساز جلوگیری شود: «لَا تَجْزَعُوا مِنْ ضَرَّائِهَا وَ بُؤْسِهَا فَإِنَّ ...ضَرَّاءَهَا وَ بُؤْسَهَا إِلَی نَفَادٍ (فناء) وَ کُلُّ مُدَّةٍ فِیهَا إِلَی انْتِهَاءٍ وَ کُلُّ حَی فِیهَا إِلَی فَنَاء»؛72 و از رنج و سختی‏های آن جزع و زاری نکنید، رنج و سختی آن تمام می‏شود، و هر خوب و بد در دنیا پایان می‏یابد و هر موجود زنده‏ای به سوی فنا پیش می‏رود.
از نظر نهج‏البلاغه، اگر بخواهیم دچار خوش‏خیالی و توهّم نشویم و به کفران و سرکشی نرسیم موظفیم رویدادهای مثبت، نعمت‏ها، توانایی‏ها و امکانات را نیز موقتی بدانیم: «وَ لَا تَعْجَبُوا بِزِینَتِهَا وَ نَعِیمِهَا ... فَإِنَّ عِزَّهَا وَ فَخْرَهَا إِلَی انْقِطَاعٍ وَ إِنَّ زِینَتَهَا وَ نَعِیمَهَا إِلَی زَوَالٍ»؛73 از زینت‏ها و نعمت‏های دنیا شگفت‏زده نشوید؛ زیرا عزت و افتخارات آن به زودی پایان می‏گیرد، و زیور و نعمت‏هایش زایل می‏گردد.
با توجه به این فرازهای نهج‏البلاغه، خوش‏بینی واقعی آن نیست که رویدادهای مثبت را دایمی و رویدادهای منفی را موقتی بدانیم (آن‏گونه که سلیگمن می‏گوید)، بلکه هر دو نوع رویداد را باید موقتی بدانیم تا از بدبینی و خوش‏خیالی ـ هر دو ـ رهایی یابیم.
3. انتساب کارها به خدا، خود و دیگران: یکی از ابعاد مسئله انتساب، بعد درونی ـ بیرونی است. برخی افراد، بیشتر رویدادها را به خود و بعضی دیگر بیشتر رویدادها را به دیگران نسبت می‏دهند. افراد بدبین معمولاً رویدادهای منفی را به خود و رویدادهای مثبت را به دیگران و موقعیت‏ها نسبت می‏دهند. افراد خوش‏بین درست بعکس عمل می‏کنند؛ رویدادهای منفی را به دیگران نسبت داده و هنگام شکست‏ها دیگران را مقصر می‏دانند، ولی رویدادهای مثبت و موفقیت‏ها را به خود نسبت داده و توانایی و تلاش خود را عامل آن می‏دانند.74
از نظر آموزه‏های اسلامی، هیچ‏یک از این دو انتساب تأیید نمی‏شود. اینکه به طور همیشگی شکست‏ها را به خود و موفقیت‏ها را به دیگران نسبت دهیم غیرواقع‏بینانه بوده و بدبینی کاذب ایجاد می‏کند. همچنین اگر همواره موفقیت‏ها را به خود و شکست‏ها را به دیگران نسبت دهیم، باز هم از بار مسئولیت شانه خالی کرده‏ایم. بلکه دیدگاه واقع‏بینانه و در عین حال، مثبت آن است که هنگام موفقیت‏ها نقش تلاش خود، همکاری دیگران و کمک خداوند را در نظر بگیریم و هنگام شکست‏ها نیز عدم تلاش و ناتوانی و عدم همکاری دیگران را مدنظر داشته باشیم.
بنابراین، نظریه سلیگمن مبنی بر اینکه به طور معمول برای حفظ عزت نفس خود، هنگام شکست دیگران را مقصر بدانیم و هنگام موفقیت خود را همه کاره بدانیم، با آموزه‏های اسلامی سازگاری ندارد. در نهج‏البلاغه از هر دو نوع انتساب استفاده شده است: «نَصَرَکَ اللَّهُ بِهِ عَلَی أَعْدَائِک.»75 در اینجا، موفقیت به خداوند منتسب شده است. انتساب کارها به خداوند از بدبینی جلوگیری نموده، فرد را از درماندگی دور نگه می‏دارد.
مؤلفه سوم: انتظار مثبت
مؤلفه اول و دوم دو ویژگی دارند: یکی اینکه بیشتر جنبه شناختی دارند؛ مثلاً، «توجه» یک امر شناختی است. هرچند در زیربنای آن امور عاطفی و علاقه انسان تأثیر دارد، اما خود توجه یک امر شناختی است. «تفسیر و تبیین» نیز جنبه شناختی دارد و در روان‏شناسی تحت نظریه «اسناد» بررسی می‏شود. ویژگی دوم اینکه بیشتر ناظر به زمان گذشته و حال هستند. در حالی که فرد خوش‏بین از نظر عاطفی با فرد بدبین تفاوت دارد و نظرش نسبت به آینده نیز متفاوت از فرد بدبین است. به همین دلیل، مؤلفه سوم تحت عنوان «انتظار مثبت» برای خوش‏بینی پیشنهاد می‏شود. این مؤلفه کاستی دو مؤلفه دیگر را تکمیل می‏کند؛ یعنی هم ناظر به آینده است و هم جنبه شناختی عاطفی دارد؛ زیرا انتظار ـ که در اینجا مطرح می‏کنیم ـ شامل امید به آینده هم می‏شود و امید امر عاطفی و هیجانی است.
مؤلفه سوم بیانگر این معناست که فرد خوش‏بین انتظار دارد امور به صورت درست پیش برود، موانع رفع شود، مشکلات حل گردد و جهان رو به بهبود باشد. انتظار مثبت نسبت به آینده از مسائل مهم در خوش‏بینی است. به همین دلیل، برخی از روان‏شناسان، از جمله شییر و کارور، این واقعیت را تحت عنوان «خوش‏بینی سرشتی» مطرح نموده و آن را این‏گونه تعریف کرده‏اند: «خوش‏بینی سرشتی انتظار کلی است دایر بر اینکه در آینده بیشتر رویدادهای خوب اتفاق خواهد افتاد.»76
خوش‏بینی زمانی به موفقیت و کاهش اضطراب و افسردگی کمک می‏کند که فرد نسبت به آینده خوش‏بین و امیدوار باشد و نسبت به وقوع رویدادهای آینده و برنامه‏های زندگی خودش نظر و انتظار مثبت داشته باشد. این مطلب، یعنی امیدوار بودن نسبت به آینده، در روایات نیز مطرح شده است و خوش‏بینی نسبت به خداوند را امید به خداوند دانسته‏اند: «حُسْنُ الظَّنِّ بِاللَّهِ أَنْ لَا تَرْجُوَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لَا تَخَافَ إِلاَّ ذَنْبَکَ»؛77 خوش‏بینی نسبت به خداوند آن است که به کسی جز خدا امیدوار نباشی و از چیزی جز گناهان خودت نترسی.
انتظار مثبت نسبت به آینده، شامل سه حیطه می‏شود:
1. انتظار کمک از سوی خداوند: یک مسلمان با توکلی که به خداوند دارد و اعتقادی که به نقش خداوند در بروز رویدادها دارد، قطعا در مورد آینده خوش‏بینی‏اش متکی به امید به خداوند است. خوش‏بینی یعنی امید به خداوند: «حُسْنُ الظَّنِّ أَنْ تُخْلِصَ الْعَمَلَ وَ تَرْجُو مِنَ اللَّهِ أَنْ یَعْفُوَ عَنِ الزَّلَل»؛78 خوش‏بینی آن است که عمل را خالص نموده و در مورد بخشش از لغزش‏ها به خداوند امیدوار باشی.
در نهج‏البلاغه نیز انتظار مثبت نسبت به آینده در مورد افراد درستکار مطرح شده است: «کَذَلِکَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرِیءُ مِنَ الْخِیَانَةِ یَنْتَظِرُ مِنَ اللَّهِ إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ إِمَّا دَاعِی اللَّهِ فَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ لَهُ وَ إِمَّا رِزْقَ اللَّه»؛79 فرد مسلمانی که از خیانت به دور است نسبت به آینده دو انتظار مثبت دارد: یا به ندای حق لبیک می‏گوید که آنچه نزد خداست بهترین است، یا روزی خود در این دنیا را از خداوند دریافت می‏نماید. بنابراین، فرد مسلمان خوش‏بین نسبت به آینده انتظار مثبت دارد.
2. انتظار عملکرد درست از سوی دیگران: در منابع اسلامی از سوء ظن به دیگران منع شده است. معنای سوء ظن آن است که فرد مسلمان نسبت به برادران دینی خود انتظار عملکرد بد و منفی داشته باشد. در اینجا می‏خواهیم به این واقعیت اشاره کنیم که بدبینی نسبت به دیگران تنها ناظر به اعمال و رفتار گذشته مردم نیست، بلکه بخشی از بدبینی ناظر به این است که نسبت به رفتارهای دیگران در آینده انتظار منفی داشته باشیم. در نتیجه، امیدوار بودن به دیگران و انتظار خوب داشتن از دیگران یکی از مؤلفه‏های خوش‏بینی است: «الرجل السوء لا یظن با حد خیرا لانه لا یراه الا بوصف نفس»؛80 افراد بدبین انتظار عملکرد نادرست از سوی دیگران دارند؛ زیرا خودشان نیز به خاطر بدبینی عملکرد درست ندارند. «شر الناس من لایثق باحد لسوء ظنه و لا یثق به احد لسوء فعله»؛81 بدترین افراد کسی است که به دیگران به خاطر بدبینی اعتماد ندارد و دیگران نیز به خاطر بدرفتاری به او اعتماد ندارند. این روایت، هم رابطه بدبینی را با رفتار بد و هم تأثیر بدبینی را در روابط اجتماعی نشان می‏دهد. وقتی کسی به دیگری اعتماد نمی‏کند «انتظار منفی» از عملکرد او در آینده دارد.
نکته‏ای که در مورد خوش‏بینی نسبت به افراد دیگر مطرح می‏شود این است که بر اساس نهج‏البلاغه، تنها خوش‏بینی نسبت به نیات و رفتار افراد تابع موقعیت است، اما سایر زمینه‏های خوش‏بینی موقعیتی نیستند، بلکه دایمی‏اند: «إِذَا اسْتَوْلَی الصَّلَاحُ عَلَی الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ وَ إِذَا اسْتَوْلَی الْفَسَادُ عَلَی الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّر»؛82 هنگامی که صلاح و نیکی بر زمان و مردم زمان گسترش یابد، در این حال، اگر کسی گمان بد به دیگری ببرد که از او گناهی ظاهر نشده، به او ستم کرده است و هنگامی که فساد بر زمان و اهل زمان مستولی شود هر کسی گمان خوب به دیگری ببرد خود را فریب داده است. دو قسمت از نامه 53 نیز به این امر دلالت دارد.
3. انتظار وقوع رویدادهای خوشایند: وقتی که فرد مسلمان انتظار کمک از سوی خداوند داشته باشد، و انتظار دارد که دیگران نیز به صورت درست عمل کنند، نتیجه منطقی‏اش این می‏شود که انتظار داشته باشد در آینده رویدادهای خوشایند رخ خواهد داد و کارها بر وفق مراد پیش خواهد رفت. پس انتظار مثبت نسبت به وقوع رویدادهای مثبت نتیجه منطقی کمک از سوی خداوند و عملکرد دیگران و تلاش خود فرد است.
پیشنهادها
از آن‏رو که مؤلفه‏های مذکور کاملاً به صورت استنباطی و در سطح فرض مطرح شده‏اند، پیشنهاد می‏گردد در یک طرح میدانی نیز بررسی شود؛ به این صورت که ابتدا میزان خوش‏بینی افراد سنجش گردد، سپس این سه مؤلفه به صورت شناختی آموزش داده شود و در نهایت میزان خوش‏بینی آنها آزموده شود. اگر تغییری در میزان خوش‏بینی آنها به وجود آمد مشخص می‏شود که این مؤلفه‏ها در خوش‏بینی نقش دارند.
نتیجه‏گیری
از دیدگاه نهج‏البلاغه خوش‏بینی دارای سه مؤلفه است: «توجه انتخابی»، «تفسیر منطقی» و «انتظار مثبت». توجه انتخابی به ابعاد مختلف زندگی انسان مربوط می‏شود؛ مثل اینکه فرد به ویژگی‏های مثبت خداوند توجه نماید، زیبایی‏های جهان را ببیند، ویژگی‏ها و رفتار مثبت دیگران را دریابد، افکار و گفتار مثبت خود و دیگران را مورد توجه قرار دهد، نقاط مثبت خود را نادیده نگیرد و پیامدهای اعمال را به خاطر داشته باشد.
تفسیر منطقی به این معناست که سختی‏ها و مشکلات را به دیده آزمایش بنگرد، رویدادهای مثبت و منفی را ناپایدار بداند، خدا، خود و دیگران را در وقوع رویدادها ذی‏نقش قلمداد کند.
انتظار مثبت شامل تعداد انتظارات مربوط به حیطه‏های گوناگون است که بر اساس آن، فرد انتظار دارد خداوند او را یاری خواهد کرد، دیگران عملکرد مطلوب خواهند داشت، و در آینده رویدادهای مثبت رخ داده و کارها به نحو مطلوب پیش خواهند رفت.
--------------------------------------------------------------------------------
پى نوشت ها
1 کارشناس ارشد روان‏شناسى بالینى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى قدس‏سره. تاریخ دریافت: 15/7/87 ـ تاریخ پذیرش: 25/11/87.
2ـ مارتین سلیگمن و همکاران، کودک خوش‏بین؛ برنامه‏اى آزموده شده براى ایمن ساختن همواره کودکان در برابر افسردگى، 1383، ص 72.
3ـ همان، ص 24.
4ـ عبدالواحد تمیمى آمدى، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، 1366، ح 5323.
5ـ نهج‏البلاغه، 1967، ن 53.
6ـ ناصر مکارم شیرازى، نهج‏البلاغه با ترجمه گویا و شرح فشرده، 1375، ج 3، ص 173.
7ـ عبدالواحد تمیمى آمدى، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ح 5333.
8ـ مارتین سلیگمن و همکاران، کودک خوش‏بین، ص 72.
9. Max More, "Dynamic optimism", 1998, www. Maxmore.com/ optimism.htm. p. 2.
10ـ عبدالواحد تمیمى آمدى، تصنیف غررالحکم، ح 5321.
11ـ همان، ح 5332.
12. Raikkonen Katri & ..., "Effect of Optimism, Pessimism, and trait anxiety on ambulatory blood Pressure and Mood durine everday Life" Journal of Personality and Social Psychology (January 1999), v. 76, pp. 104-113..
13. Tony Cassidy, "Social Background, Achievement Motivation, Optimism and Health: A Longitudinal Study" Jornal of Counseling Psychology Quarterly, v.13 (December 2000), pp. 399-412.
141Dunavold A. Patricia, "Happiness, Hope and Optimism", www.California State University, Northridge, 1997.
15. Explanatory style.
16ـ مارتین سلیگمن و همکاران، کودک خوش‏بین، ص 72ـ73.
17. Max More, "Dynamic Optimism", 1998, www. Maxmore.com/ optimism.htm. p. 2.
18. Dispositional Optimism.
19ـ آلن کار، روان‏شناسى مثبت علم شادمانى و نیرومندى‏هاى انسان، 1385، ص 170.
20ـ سیدمحمّد شجاعى، بدگمانى ریشه فتنه‏ها و اختلاف‏ها، 1384، ص 23.
21ـ سید محمّدحسین طباطبائى، المیزان، 1403، ج 18، ص 327.
22ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، 1404، ج 72، ص 200.
23ـ ملّامهدى نراقى، جامع‏السعادات، 1387ق، ج 1، ص 318.
24ـ میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، 1408، ج 11، ص 252.
25ـ محمّدعلى تسخیرى، القواعد الاصولیه و الفقهیه على مذهب الامامیه، 1425، ص 92.
26ـ ناصر مکارم شیرازى، قواعد الفقهیه، 1411، ج 1، ص 114.
27ـ همان.
28ـ براى اطلاع بیشتر در این زمینه، ر.ک. نجیب‏اللّه نورى، «نقش خوش‏بینى در پیش‏گیرى از اضطراب»، راه تربیت 2و3، ص 67ـ99.
29. Dynamic Optimism.
30. Foolish Optimism.
31. Max More, "Dynamic optimism", 1998, www. Maxmore.com/ optimism.htm. p. 2.
32. Ibid, p. 3.
33. Ibid, p. 4.
34ـ مارتین سلیگمن و همکاران، کودک خودبین، ص 73.
35ـ همان، ص 75.
36ـ همان، ص 78.
37ـ نهج‏البلاغه، خ 88.
38ـ همان، خ 109.
39ـ رابرت. ال. سولسو، روان‏شناسى شناختى، 1381، ص 164.
40. Preattentive Processing.
41. Herman J. Muller & Joseph Krummenacher, "Visual Search and Attention", p. 10.
42ـ نهج‏البلاغه، خ 185.
43ـ همان، خ 1، 2 و 11.
44ـ همان، ن 53.
45ـ همان، خ 110 و 199، ح 252.
46ـ همان، خ 165.
47. Max More, "Dynamic optimism", 1998, www. Maxmore.com/ optimism.htm. p. 3.
48ـ نهج‏البلاغه، خ 1.
49ـ همان، ن 53.
50ـ همان، خ 110.
51ـ نهج‏البلاغه، خ 185.
52ـ همان، خ 185.
53ـ همان، ح 333.
54ـ همان، خ 141.
55. Max More, "Dynamic optimism", 1998, www. Maxmore.com/ optimism.htm. p. 2.
56ـ میرزا حسین نورى، مستدرک‏الوسائل، ج 11، ص 251.
57ـ نهج‏البلاغه، خ 185.
58ـ همان، خ 83.
59ـ همان، ن 53.
60ـ عبدالواحد تمیمى آمدى، غررالحکم، ح 5673.
61ـ نهج‏البلاغه، ن 31.
62ـ همان، ح 449.
63ـ همان، خ 199، قصار 1362، 211 و 252.
64ـ همان، خ 110.
65ـ همان، خ 176.
66ـ جان مارشال ریو، انگیزش و هیجان، 1381، ص 221.
67ـ همان، ص 224.
68ـ همان، ص 220.
69ـ نهج‏البلاغه، خ 192.
70ـ مارتین سلیگمن و همکاران، کودک خوش‏بین، ص 72.
71ـ نهج‏البلاغه، خ 190.
72ـ همان، خ 99.
73ـ همان.
74ـ مارتین سلیگمن و همکاران، کودک خوش‏بین، ص 78.
75ـ نهج‏البلاغه، خ 12.
76ـ آلن کار، روان‏شناسى مثبت علم شادمانى و نیرومندى‏هاى انسان، ص 170
77ـ محمّدبن یعقوب کلینى، کافى، 1365ش، ج 2، ص 72.
78ـ میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 11، ص 252.
79ـ نهج‏البلاغه، خ 185.
80ـ محمّد تمیمى آمدى، غررالحکم، ح 5667.
81ـ همان، ح 5674.
82ـ نهج‏البلاغه، ح 114.
--------------------------------------------------------------------------------
 منابع
ـ تسخیرى، محمّدعلى، القواعدالاصولیه و الفقهیه على مذهب الامامیه، طهران، نشرالمجمع العالمى للتقریب بین المذاهب الاسلامى، 1425.
ـ تمیمى آمدى، عبدالواحد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، تحقیق مصطفى درایتى، قم، مکتب الاعلام‏الاسلامى، 1366.
ـ جان مارشال، ریو، انگیزش و هیجان، ترجمه یحیى سیدمحمّدى، تهران، رشد، 1381.
ـ سلیگمن، مارتین و همکاران، کودک خوش‏بین؛ برنامه‏اى آزموده شده براى ایمن ساختن همواره کودکان در برابر افسردگى، ترجمه فروزنده داورپناه، تهران، رشد، 1383.
ـ سولسو، رابرت. ال.، روان‏شناسى شناختى، ترجمه فرهاد ماهر، تهران، رشد، 1381.
ـ شجاعى، سیدمحمّد، بدگمانى ریشه فتنه‏ها و اختلاف‏ها، قم، مهر امیرالمؤمنین، 1384.
ـ طباطبائى، سید محمّدحسین، المیزان، قم، موسسه‏الاعلمى للمطبوعات، 1403.
ـ کار، آلن، روان‏شناسى مثبت علم شادمانى و نیرومندى‏هاى انسان، ترجمه حسن پاشا شریفى و جعفر نجفى زند، تهران، سخن، 1385.
ـ مجلسى، محمّدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفا، 1404.
ـ مکارم شیرازى، ناصر، القواعدالفقهیه، قم، مدرسه الامام امیرالمؤمنین ع، 1411، چ سوم.
ـ ، نهج‏البلاغه با ترجمه گویا و شرح فشرده، تدوین، محمّدرضا آشتیانى و محمّدجعفر امامى، قم، مدرسة امام على‏بن ابى‏طالب، 1375، چ دهم.
ـ نراقى، ملّامهدى، جامع‏السعادات، نجف، انتشارات مطبعه، 1378ق، چ سوم.
ـ نورى، میرزاحسین، مستدرک‏الوسائل، قم، مؤسسه آل‏البیت (ع)، 1408.
ـ نورى، نجیب‏اللّه، «نقش خوش‏بینى در پیش‏گیرى از اضطراب»، راه تربیت2و3 (زمستان 1385 و بهار1386)، ص 69ـ99.
ـ نهج‏البلاغه، تعلیق و شرح صبحى صالح، بیروت، دارالعلم، 1967.
- Cassidy, Tony, "Social Background, Achievement Motivation, Optimism and Health: A Longitudinal Stady: Jornal of Counseling Psychogy Quarterty, v. 13 (December 2000), pp. 399-412.
- Dunavold A. Patrica, "Happiness and Optimism", www.Californial State University, Northridge, 1997.
- Katri, Raikkonen & ..., "Effect of Optimism, Pessimism, and trait anxiety on ambulatory blood Pressure and Mood durine everday Life" Journal of Personality and Social Psychology, January 1999, v. 76, pp. 104-113..
- Maxmore.com/ optimism.htm.p2. "Dynamic optimism"8 - Max more
- Muller Herman J., & Joseph Krummenacher, "Visual Search and Attention", USA, First Published by Psychology Press, 2006

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵۴