آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۳

چکیده

بینامتنیّت از تئوری های جدید در متن شناسی ادبی است. طبق این نظریه، هیچ متنی مستقل نیست و متون همواره در رابطه بینامتنی با هم هستند و در درون یک ساختار، با هم گفتگو دارند. کشف رابطه بینامتنی، در خوانش متن و معنایابی، اهمیّتی ویژه دارد. شاعران معاصر زبان فارسی نیز رابطه بینامتنی گسترده ای با متون و اشعار گذشته دارند و هر کدام در چارچوب خاصی به رابطه بینامتنی با گذشتگان و معاصران پرداخته اند. در پژوهش حاضر، رابطه بینامتنی ابتهاج، منزوی، شفیعی کدکنی و امین پور، به صورت مقایسه ای مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. برای این منظور، نخست، رابطه بینامتنی همزمانی و درزمانی این شاعران، مورد پژوهش قرار گرفته و کم و کیف رابطه بینامتنی درزمانی و همزمانی این شاعران آشکار خواهد شد. در گام دوم، اشعار این شاعران از جهت صریح بودن، غیر صریح بودن و ضمنی بودن بینامتنیّت و شیوه هایی که هر کدام در اشاره به پیشامتن ها برگزیده اند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در پایان نیز، دخالت جهان بینی هر کدام از این شاعران در حوزه روابط بینامتنی با شاعران و متون گذشته به شکلی مقایسه ای مورد مطالعه قرار می گیرد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان از رابطه گسترده بینامتنی درزمانی ابتهاج و منزوی و رابطه متعادل درزمانی و همزمانی شفیعی کدکنی و قیصر امین پور دارد. شفیعی کدکنی و امین پور حساسیّت بیشتری در ذکر منابع بینامتنی، به طرق مختلف داشته اند و منزوی و ابتهاج به این امر کم توجّه بوده اند. نگرش ها و تمایلات فکری هر کدام از این شاعران نیز در روابط بینامتنی آن ها موثر بوده است.

تبلیغات