آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۱

چکیده

سیاست هویت امروزه به یکی از مهم ترین ابزارهای تحلیلی متفکران علوم اجتماعی تبدیل شده و معطوف به ایستارهای سیاسی و علایق گروه های اجتماعی ای است که عمدتاً بر پایه جنسیت، نژاد، قومیت و یا مذهب شکل گرفته اند. نگرش به جنسیت زن یکی از مهم ترین طیف های قابل بررسی است. این تحولِ شناختی، منبعث از تغییرات بنیادین اجتماعی است و فهم آن متضمن بررسی سویه های روش شناختی آن در ادبیات سیاسی است. سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که تغییر مفهوم جنسیت در ادبیات سیاسی ایران چه تأثیری بر شکل گیری سیاست هویت در ایران داشته است. برای پاسخ به این سؤال، مقاله حاضر می کوشد با تمرکز بر مطالعات گفتمانی، به ویژه تحلیل گفتمان انتقادی، و کاربست مدل فرکلاف بر اشعار شاملو به شکل گیری این سیاست هویت بپردازد. فرضیه این است که از عصر مشروطه به بعد جامعه ایران به تدریج به سوی درک جدیدی از مفهوم جنسیت حرکت کرده که همین امر موجب مفصل بندی جدیدی از سیاست هویت در ایران شده است. جلوه گاه اصلی این سیاست را باید در ادبیات، به ویژه، ادبیات سیاسی جست که به واسطه فقدان نهادهای مدنی در ایران همواره محمل اندیشه ورزی بوده است.

تبلیغات