آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۷

چکیده

یکی از مباحث مطرح در پژوهش های تاریخیِ دوره معاصر، غفلت از منابع سندی و مراجعه اغلب محققان به منابع تألیفی است. حوزه مطالعات تاریخی، به دلیل تنوع و تکثر منابع معرفتی (نوشتاری) از یک سو و تغییر بینش مورخانه از رویکرد ادیب- مورخان به رویکردهای بینارشته ای ازسوی دیگر، نوعی فاصله گرفتنِ محققان در توجه به منابع تاریخی (ازجمله اسناد تاریخی) را درپی داشته است. با توجه به این دغدغه مأخذشناختی، طرح این مسئله که اسناد، همچون متون و منابع نوشته شده در تاریخ، چه استفاده و کاربردی در تحقیقات تاریخی داشته و دارند و چه الگوهای روش شناسی ای می تواند در تفسیر و تحلیل محتوای آن ها مؤثر باشد، نقطه کانونی بحث در نوشتار حاضر است. روش بررسی، برمبنای الگوی تحلیلِ تاریخی و کاربرد روش های مطالعات بینارشته ای در تفسیر است. الگوی روش شناسی نوشتار حاضر به بحث با رویکردی تحلیلی و کلان نگر درباره «تاریخ سندی» متمرکز است و نگرش خُرد و جزءنگر -که از«محتوای اسناد» برای تبیین تاریخ جِرم، سخن می گوید- موضوع بحث نخواهد بود. دستاورد کار نشان می دهد که استفاده از محتوای اسناد تاریخی در قالب شناسایی و کاربست الگوهای روشی متناسب، می تواند به تداوم و آفرینش الگوی تاریخ نگاری سندی در مطالعات تاریخی منجر شود و می توان نتیجه آن را در بازگشت فاعلان شناسا (مورخان) هم در توجه به ضرورت اصالت متن در ارائه تحلیل و هم در تردید به علمی بودن مشهورات تاریخی و طرح روایتی دقیق تر از گزاره های تاریخی دریافت.